|
مددکاران جوان | |||||
|
روزی بیل گیتس به رستورانی میره و بعد از تموم شدن غذاش ۲ دلار به گارسون انعام میده. شما فقط ۲ دلار انعامدادین ! بیل گیتس در جواب گفت اون دختر یک بیلیونره و من پسر یک کشاورز: لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. از مرد فرانسوی پرسیدند: چرا دست زن رو میبوسی؟ پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند [ جمعه یازدهم فروردین 1391 ] [ 15:28 ] [ موسوی وکتانباف ]
سر تا پاي خودم را كه خلاصه ميكنم، ميشوم قد يك كف دست خاك كه ممكن بود يك تكه آجر باشد توي ديوار يك خانه، يا يك قلوه سنگ روي شانه يك كوه، يا مشتي سنگريزه، تهته اقيانوس؛ يا حتي خاك يك گلدان باشد؛ خاك همين گلدان پشت پنجره.
[ پنجشنبه دهم فروردین 1391 ] [ 0:12 ] [ موسوی وکتانباف ]
یادتان باشد که زندگی شما دشمن شما نیست.اما طرز فکر شما می تواند دشمن شما باشد(ریچارد کارلسون) [ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 11:19 ] [ موسوی وکتانباف ]
گامهای اولیه دوستی هایی که امروزه رواج دارند :
رابطه ای بر مبنای دوستی : یک نگاه ، یک پروژه دانشجوئی ، محل کار ، دانشگاه ، مسیر رفتن به مدرسه ، اتوبوس مترو تاکسی ، اینترنت ، خرید و فروش ، اس ام اس اشتباه ، خیابان ، کوچه و ... به هر حال در زمان و مکانی یا بر حسب اتفاق جرقه آشنایی زده میشه و به نوعی آغاز رابطه دوستی بین دو جنس مخالف . مسلما اول هر رابطه ای خوبه و ارتباطات زیاد . با گذر زمان و به میان امدن احساسات رنگ رابطه تغییر میکنه چون دو طرف هدف مشخصی از رابطه دوستی ندارند عموما حجم بالای احساسات رو در همان ابتدای رابطه بکار میگیرند تا کم کم احساست فی مابین دو طرف باعث وابستگی شود برخی ها این وابستگی احساسی را با دوست داشتن و عاشق شدن اشتباه میگرند همچنان رابطه را ادامه داده تا این وابستگی جای خود را به عادت کردن داده حرفهای تکراری و ... ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 10:59 ] [ موسوی وکتانباف ]
سلام سلامی به وسعت درد دلهای شکسته...سلامی به وسعت فریادها و نالها و گریه ها.... خواهم نوشت....نوشته ای از درد دلهای شکسته ..خاطرات چشمان لرزان ..اشکهای شکسته به راستی همدم تنهایی من در رویارویی با طوفان بلا ....یادت هست مرا ؟!!!!! آن پل عابر پیاده در زیر نم نم باران در محله ی عاشقی نبش خیابان غمهای من..یادت هست؟ دست در دست من.. نفس های عمیق ما ترس از دیده شدن ....یادت هست؟ یادت هست گذشتیم از من و تو برای منی فراتر از ما شدن؟ آری یادم هست! یادم هست گفته بودی... گفته بودی هستم در کنارت تا زمانی که دنیا هست! واما اکنون....... تو یادت نیست ! تو رفتی و من ماندم و طوفان بلا.... تو رفتی و من ماندم و پلهای عابر تنها.... تو رفتی و من ماندم و محله های عاشقی تنها.... تو رفتی و من ماندم و نفس های کوتاه..... تو رفتی و دستان سرد تو یادم هست.... آری.... یادم هست....! گفته بودی هستم در کنارت تا زمانی که دنیا هست.. واما اکنون....... تو یادت نیست..... منبع:منصور [ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 10:40 ] [ موسوی وکتانباف ]
تغيير عادت منفي به مثبت
كلمه ها عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند به عبارت ساده آن چه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.
امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند! به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.
مثال:
به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود
به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت
به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي
به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم
به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد
به جاي گرفتارم؛ بگوييم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟
به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده
به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما
به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه
به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟
به جاي فقير هستم؛بگوييم : ثروت كمي دارم
به جاي بد نيستم؛ بگوييم : خوب هستم
به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست
به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم
به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود
به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه
به جاي داد نزن؛ بگوييم : آرام باش
به جاي من مريض و غمگين نيستم؛ بگوييم : من سالم و با نشاط هستم
به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم : شما را در شادي ها ببينم
منبع:ایمیل دوستان [ یکشنبه ششم شهریور 1390 ] [ 11:11 ] [ موسوی وکتانباف ]
بنام خدای بزرگ وعزیز
خدایا برای لمس حضورت همه چیز برایم محیا است؛ نگاه کن به دستانم که از قدرت اراده ی تو اینچنین سر مستانه به رقص باقلم در آمده اند.
وچشمانم که تاهر کجای دلم که بخواهد نظاره گرند واز تماشا سیر نمی شوند! کافیست اراده کنی،چشمانم کنار دست های مرده ام به خواب ابد خواهند رفت. کافیست اراده کنی!
من روی زمین تو بی خیال از هر چه با ید گام بر می دارم ،فریاد می زنم،شاد می شوم وخنده سر می دهم وتو باتمام لبخندهای من شاد می شوی !
من به آسمانت زل می زنم واشک می ریزم وطلبکارانه از تمام محبت هایت،باز آواز شکوه وشکایت سر می دهم ،ناشکر می شوم وتو باز صبوری می کنی و امیدم می هی.
آه خدایا مرا ببخش ،با آنکه همه چیز برای لمس حضورت محیا است باز هم کنار وجود بزرگ تو،گناه می کنم!
نویسنده:مریم
[ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ] [ 16:11 ] [ موسوی وکتانباف ]
اما نوئل می گوید!
ببینید در خودتان از چه می ترسید. باچشم باز وقلب باز به درون ترس خود نفوذ کنید . خواهید دید ترس چون اتاق خالی است. ترس فقط به اندازه احتناب شما قدرتمند است. هرچه بیشتر از ترس روی گردانید واز آن اجتناب کنید ونخواهید که در آغوشش کشید. قدرت بیشتری به آن می بخشید. ترس یعنی ،مقاوت در برابر خدا توهمی است که مارا از خدا جدا می سازد.
منبع:کتاب لطفا گوسفند نباشید.
گرداورنده:صدف [ پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ] [ 1:17 ] [ موسوی وکتانباف ]
دلم خدا می خواهد. دلم باران می خواهد،بوی خاک باران خورده می خواهد.
آه،دلم نوازش،نوازش مادرانه می خواهد .
دلم ،دست پدرانه، از همون دستهای پینه بسته می خواهد .
از اون نگاه ها می خواهم ،از اونایی که تورا تاخدا می بره.
دلم اصلا تنهایی نمی خواهد ،خیلی وقته تنها هستم ،تنهای تنها..............حتی وقتی که در کنار شما ها هستم................
میگن خوبه که تنها باشی !به نظر من تنهای با خدا خوبه نه بی خدا.........
دلم بدجور هوای گریه داره ،آخه چند وقتی که راهش گم کرده.
دلم از اون نسیم های پر از ملکوت ماه رمضان می خواهد ،از اون حملات چریکی که مختص ما ه مبارکه یادتونه هیچ وقت با این سرعت غذا نمی خوردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!
دلم دعا می خواهد،از اون دعاهای که مامان بزرگر ،پدر بزرگر مون درحق ما می کنن ،از اون دعا های که مریض ها ی که ملاقاتشون می کنی ....از اون دعا های که توخلوت دلت برا دوستات می کنی ...........
زمزمه دل من این حدیث شده صبر بر دوگونه هست صبر درانجام کار خوبی که دوست نداری وصبربر ترک کار بدی که دوست داری (امام علی).
دلم بد جور خدا می خواهد. [ سه شنبه یازدهم مرداد 1390 ] [ 1:8 ] [ موسوی وکتانباف ]
خنده دیر هنگام....................
دختر کوچولو هروقت عروسکش را تکان می داد ،عروسک گریه می کرد. -حالا او دیگه بزرگ شده وهنوزم همون عروسک راپیش خودش نگه داشته. یک روز وقتی صدای خنده عروسکی را در حین بازی دخترش می شنوه و می بینه خنده از سوی عروسکیه که چندین سال با او .گریه هاش ،دوران کودکی راسپری کرده،خیلی تعجب مکنه. -این اولین باری بوده که عروسکش می خندید!وقتی بررسی می کنه ودلیل شو می پرسه ،می بینه دخترش،صفحه کوچک گرامافونو که در پشت عروسک تعبیه شده بود، برگردونده واون طرفشو گذاشته. مادر افسوس می خوره به اینکه چرا وقتی کوچیک بوده،متوجه نشده عروسکش می تونسته خنده هم بکنه. اون به یاد دوران کودکی وهمبازیاش ،آه می کشه؛روشو می کنه به عروسک وبا حسرت وناراحتی بهش می گه :الان خنده تو بچه درد من می خورد؟! نویسنده:محمدرضا باقر پور
[ جمعه هفتم مرداد 1390 ] [ 22:32 ] [ موسوی وکتانباف ]
آموخته ام که خدا عشق است.
عشق تنها خداست.
آموخته ام که وقتی نا امید می شوم
خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار می کشد،
دوباره به رحمت او امیدوار شوم .
آموخته ام که زندگی دشوار است. ولی من از اوسخت ترم.
[ پنجشنبه ششم مرداد 1390 ] [ 16:26 ] [ موسوی وکتانباف ]
آوای باد انگار
آوای خشکسالیست
بگذار تا بگویم
تقدیر لا ابالیست
وقتیکه قلب انسان مانندسنگ باشد
دنیا به این بزرگی یک کوزه سفالی است
باید که عشق ورزید،باید که مهربان بود. زیرا که زنده بودن هرلحظه احتمالیست [ پنجشنبه ششم مرداد 1390 ] [ 16:8 ] [ موسوی وکتانباف ]
بعد از سالها زندگی مشترگ،همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام بیرون بروم.زنم گفت که مرا دوست دارد،ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد واز بیرون رفتن با من لذت خواهد برد. زن دیگری که همسرم از من می خواست با او بیرون بروم مادرم بودکه 19سال پیش بیوه شذه بود،ولی مشغله زندگی وداشتن 3بچه باعث شده بود که من فقط در موارداتفاقی ونامنظم به او سر بزنم .آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما وشام بیرون برویم.آن جمعه بعد از کار وقتی رسیدم،دیدم کتش را پوشیده وجلو در ایستاده است .لباسی را پوشیده بود که در اخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به منلبخند زد. وقتی سوار ماشین می شد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون می روم و آن ها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند. ما به رستوران رفتیم .دستم را چنان گرفته بود که گویی همسر رئیس جمهور ی بود. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهر مادرم انداختم ودیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه می کنند،هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم .هیچ چیز غیر عادی بین ما رد بدل نشد بلکه صحبت ها پیرامون وقایع جاری بود وقتی اورا به خانه رساندم گفت که باز هم بامن بیرون خواهد رفت به شرط این که او مرا دعوت کند ومن هم قبول کردم.چند روز بعد مادرم بر اثر یک حمله قلبی در گذشت وهمه چیز بسیار سریع تر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم. کمی بعد پاکتی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم به دستم رسید. داخل پاکت، کپی رسیدی بود.یادداشتی هم با این مضنون داخلش بود.((نمی دانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه، ولی هزینه را برای 2نفر پرداخت کرده ایم؛یکی برای تو ویکی برای همسرت. تو هرگز نخواهی فهمید که آن شب برای من چه مفهومی داشته است. دوستت دارم پسرم!)) در آن هنگام بود که در یافتم چقدر اهمیت دارد که به موقع به عزیزانمان بگوییم که دوستشان داریم وزمانی را که شایسته آن ها است ،به آن ها اختصاص دهیم. منبع:روزنامه اطلاعات پی نوشت: میم مثل مادر ُمیم مثل محبت ُمیم مثل مهربانی ......................س مثل سرای سالمندان ُت مثل تنهایی ُگ مثل گدایی محبت.......... [ جمعه دهم تیر 1390 ] [ 0:59 ] [ موسوی وکتانباف ]
باران می بارد ومن خشکم باران چرا خیسم نمی کند شاید گناه این لذت ناگوار مثل یک چتر نحس محروم می کند مرا از نمای خیس شاید گناه باعث تمام این خشکیست باران می بارد ومن خشکم
سروده:نسرین نیسی
[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 1:8 ] [ موسوی وکتانباف ]
تكنيكهاي مديتيشن تكنيكهاي مديتيشن از شيوههاي آرامبخشي روح و جسم است كه زيرمجموعه درمانهاي طب جايگزين و طب روان-تني قرار ميگيرد تكنيكها و راهحلهاي اين شيوه درماني به تسكين تنشها و فشارهاي عصبي انسان كمك ميكند و مانع از تجمع اين تنشها و اختلالات در بدن و بروز بيماريهاي جسمي و روحي ميشود. استفاده از تكنيكها و متدهاي تنفسي و تمركزي اين شيوه درماني در طول روز در خانه يا محل كار به ما كمك ميكند
تا گرفتاريهاي فكري، فشارها و استرسهاي فعاليت روزانهمان را در همان روز كنار بگذاريم و آنها را با خود به روزهاي بعد منتقل نكنيم
ادامه مطلب [ پنجشنبه دوم تیر 1390 ] [ 12:12 ] [ موسوی وکتانباف ]
[ پنجشنبه دوم تیر 1390 ] [ 11:50 ] [ موسوی وکتانباف ]
هر که هستید و هر کجا زندگی میکنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد. بخاطر داشته باشید، برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیتهای ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایحاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک میکند و در این مسیر گام بردارید.
راههای رسیدن به آرامش
یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.
بدین معنی که به هر مسئلهای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها میپردازید، در واقع همیشه بار اضافی را با خود حمل میکنید، که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس در شما میگردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک میکند تا با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.
به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.
اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، براحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام بر خواهید داشت.
مثبت اندیش باشید.
اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز میتواند بیفایده و بیثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید ، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.
نسبت به انتظارات و برنامههای خود واقع بین و منطقی باشید.
توانائیهای خود را در موقعیتهای خاص بشناسید و نسبت به عدم توانائیها و ضعفهای خود واقع بین باشید. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقیتر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.
نسبت به انسانها ، عشق بی قید و شرط خود را نثار کنید.
شما میتوانید از دوستان ، همکلاسیهای خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید و شرط دوست بدارید، در مقابل ضعفهای آنها صبور باشید و خطاها و اهمال کاریهایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید، احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد.
معنای فداکاری را لمس کنید.
دست بخشش داشته باشید، ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه خودشان خوشحال کنید. به افراد بی پناه و یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که خواهان یاری گرفتن از شما هستند پشت و پناه باشید، و بدون آن که منتی بر آنها نهید تکیه گاهشان باشید، هر چقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.
افکار خود را بازسازی کنید.
در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود ، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها ، استعدادها و مهارتهای خود را ارج نهید. خود را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هر گونه ترس و تردید غیر منطقی که در مورد خود دارید، کنار بگذارید. اگر دیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید، یاد خواهید گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.
منبع:ایمیل دوستان
[ پنجشنبه دوم تیر 1390 ] [ 11:41 ] [ موسوی وکتانباف ]
کتاب گزارش جهانی در مورد خشونت علیه کودکان
پائو لو سرجیو پینه رو (کارشناس مستقل مسئول انجام مطالعه ذبیر کل سازمان ملل متحد در زمینه خشونت علیه کودکان )
این کتاب برای مطالعه ودریافت در پایگاه های اینترنتی زیر در دسترس است.
[ یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 ] [ 19:34 ] [ موسوی وکتانباف ]
آیا می دانید چرا ما وقتی عصبانی هستیم دادمیزنیم؟
_وقتی 2نفر از دست هم عصبانی هستند قلبهاشون از هم فاصله میگیره آنها برای جبران این فاصله مجبور به داد زدن میشن هرچه عصبانیتشون بیشتر میشه فاصله قلبها هم بیشتر میشه و اونها بیشتر داد میزنن.
_وقتی 2 نفر عاشق همدیگه میشن موقع عصبانیت داد نمیزن باهم آروم صحبت میکنن چون قلبهاشون خیلی به هم نزدیکه وقتی عاشقتر میشن دیگه با هم حرف نمیزنن فقط در گوش هم نجوا میکنن وقتی عاشقتر میشن دیگه نجوا هم نمیکنن اونا فقط به هم نگاه میکنن این زمانیست که دیگه فاصله ایی بین قلبهاشون نیست.
منبع:برداشت آزاد از یک مقاله [ دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 ] [ 0:42 ] [ موسوی وکتانباف ]
منبع: ایمیل دوستان
[ پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 ] [ 1:16 ] [ موسوی وکتانباف ]
بخوان ما را منم پروردگارت ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 0:15 ] [ موسوی وکتانباف ]
پر انرژی شدن تقریبا هر روز با اشخاصی مواجه می شویم که از احساس خستگی شکایت می کنند. اغلب اوقات این شکایت ها بعد از صرف ناهار بیشتر می شود، زیرا افراد احساس افت جسمی و روحی بیشتری پیدا می کنند. متاسفانه زندگی پرتلاطم امروزی، در واقع به بخش طبیعی از عمر انسان ها تبدیل شده است، بنابراین بسیاری از مردم نمی توانند برای خستگی خود چاره مناسبی پیدا کنند. هر چند با افزایش سن، انرژی فرد کاهش می یابد، اما راه هایی وجود دارد که می توان بوسیله آنها این روند را آهسته کرد و انرژی حیاتی را در بدن ذخیره نمود. این راه ها عبارتند از : * فقط وقتی گرسنه هستید غذا بخورید. مصرف غذا در هنگام سیری باعث افت سلامتی بدن می شود. * خانم ها در هنگام عادت ماهانه و یک ماه پس از زایمان، از قرار گرفتن در محیط سرد و مصرف غذاهای سردمزاج خودداری کنند. همچنین استراحت کافی داشته باشند و از اضطراب بپرهیزند. عواطف و مشکلات روحی خود را سرکوب نکنید و آنها را با نزدیکان و دوستان دلسوز خود در میان بگذارید * ادرار خود را نگه ندارید و به تخلیه کامل روده بزرگ توجه کنید. تعریق کافی برای سلامتی بدن مفید است. * در رژیم غذایی خود بیشتر از میوه ها و سبزیجات استفاده کنید تا از گوشت. * روزهای تابستان یک چرت کوتاه پس از ناهار، انرژی کافی به بدن شما می رساند. * در شرایطی که تحت فشار عصبی هستید، تمرین تنفس و تمرینات ذهنی آرام بخش را به کار ببرید. * در هوای خنک صبح زود یا شامگاه ، ورزش کنید. * از هوا، محیط و فعالیت هایی که موجب افزایش گرمی، خشکی و کم آبی بدن می شوند، پرهیز نمایید. * بیش از اندازه چای و قهوه مصرف نکنید. از بی خوابی و کم خوابی (کمتر از 5 ساعت در روز) و دیروقت به رختخواب رفتن خودداری کنید. 6 تا 7 ساعت خواب شبانه توصیه می شود * برای حفظ انرژی بدن، آب بنوشید. اگر در روز، به ویژه در هوای گرم 10 تا 15 فنجان آب بنوشید، می توانید آبی را که از دست می دهید به خوبی تامین کنید. صبر نکنید تا بعد از احساس تشنگی آب بنوشید، چون بدن دائما در حال از دست دادن آب است. سعی کنید طبق عادت همیشه لیوان پر از آب روی میزتان باشد. * وقتی به موقع استراحت کنید، آرامش خود را حفظ کنید و تغذیه مناسب داشته باشید، فرصت آن را پیدا می کنید که درست از انرژی خود استفاده نمایید. توصیه می شود که روزی 20 تا 25 دقیقه مدیتیشن انجام دهید. در شب کمتر از هفت ساعت نخوابید. هم چنین چرت 15 تا 20 دقیقه نیمروز را فراموش نکنید. به علاوه باید در روز دو نوبت 10 دقیقه ای حرکات کششی انجام دهید. این کار جریان خود را در بدن بهبود می بخشد. تمام این اقدامات مدیریت ذخیره انرژی نامیده می شوند که در حفظ انرژی بدن بسیار حائز اهمیت هستند. * موز و هندوانه بخورید. چون این دو میوه، انرژی را به همان سرعت شیرینی ها احیا می کنند. در واقع موز حاوی قند بالایی است، اما بر خلاف قند و شکر مصنوعی، میوه های تازه می توانند املاح، ویتامین ها و فیبر طبیعی را نیز به بدن برسانند. * مصرف هویج و سیب زمینی مهم است. این دو خوردنی خوشمزه می توانند قند خون را در تمام مدت بالا نگه دارند و در عین حال بر خلاف فست فودها و تنقلات، مواد مغذی مهمی را برای بدن تامین می کنند، مثل ویتامین C ، A ، اسید فولیک و پتاسیم. * برشتوک و گندمک سبوس دار مصرف کنید که حتی بدون افزودن شکر هم حاوی انرژی بالایی است و جزو مواد غذایی مهم در فهرست صبحانه محسوب می شود. اثرات مفید چرت زدن بررسیهای محققان نشان داده، یک چرت سبک 6 دقیقهای در روز میتواند حافظه را تقویت کند، حتی شاید خیلی بهتر از یک خواب عمیق! کاهش بیماریهای قلبی و عروقی و کنترل بهتر فشار خون، یکی از این تأثیرات است. بهنظر میرسد چرت روزانه، بهعنوان فرصتی برای کسب آرامش و استراحت در این دنیای شلوغ و پرتنش، میتواند نقش مهمی در عملکرد مغز و نیز سلامت جسم انسان داشته باشد، حتی اگر این فرصت، تنها 6 دقیقه، و به اندازه چشم برهم زدنی کوتاه مدت باشد. عده ای از محققان هنوز نظر صددرصد مساعدی نسبت به این نتایج ندارند، چرا که عقیده دارند باید مطالعات بیشتری در این مورد صورت گیرد. مطالعات نشان داده است که خطر مرگ ناشی از بیماری های قلبی در افرادی که چرت نیمروزی داشته اند، یک سوم افراد بی بهره از چرت نیمروزی بود. چرت زدن، استرس مرتبط با کار را که برای قلب مضر است، کاهش می دهد. چرت زدن می تواند هوشیاری و خلاقیت را با کاهش احتمال اشتباهات بهبود بخشد. چرت زدن باعث ایجاد حس آرامش، سرزندگی و کاهش استرس می شود. نتیجه یک خواب خوب، زندگی آرام و سالم است. پس خوب بخوابید.
[ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 12:9 ] [ موسوی وکتانباف ]
ساعت سازی بود که ساعت تعمیر می کرد.روزی مردی ساعتی آورد تا برایش تعمیر کند. اوگفت:اگر این کار رابکنید ساعتم درست می شود وبعد با ساعت برگشت.بعد از چند دقیقه مرد دیگری ساعتی آورد وگفت :اگر این چیز کوچک رااین جا بگذاری و آن یکی راآن جا،مطمئن هستم که دوباره مثل روز اول کار می کند. بعد از چند دقیقه مردی ساعتی آورد وگفت:بعد از یک ساعت می آیم تا ساعتم راببرم.چهارمین نفر که آمد،گفت:ساعتم درست کارنمی کند وچیزی راجع به تعمیر ساعت نمی دانم ،لطفا هر وقت آماده شد خبرم کنید. ما اغلب مشکلاتمان رانزد خدا می بریم وپیش از بازگشت آن ها را با خود بر می گردانیم. گاهی برای خدا تعیین می کنیم چگونه گره از کار ما بگشاید و گاهی زمان تعیین می کنیم؛در صورتی که باید مشکل رابه خدا واگذار کنیم. اوخود پس از حل مشکل،ماراخبر می کند،چون خدا همیشه وقت شناس است.
تهیه کننده:اشرف منجزی [ جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ] [ 17:4 ] [ موسوی وکتانباف ]
با اختلا لهای رفتاری کودکان ونوجوانا چگونه برخورد کنیم؟
بررسی های علمی دنشان می دهند متداول ترین مشکلات رفتاری که کودکان ونوجوانان سنین دبستانی بیش تر مشاهده می شود،عبارت اند ازترس،دروغ گویی ،دزدی های کوچک،ناخن جویدن،کمرویی،خشم وپرخاشگری،زودرنجی،تیک،اشکال در تمرکز حواس،نگرانی ،افسردگی،اضطراب،مخالفت جویی و…………
ادامه مطلب [ جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ] [ 16:57 ] [ موسوی وکتانباف ]
ازدواج اینترنتی
![]() به دنبال شوهر اینترنتی:
با خود گفتم که عصر ارتباطات است و جهان به کوچکی دهکده ای ؛ پس دیگر
دغدغه " فرهنگ بسته" را ندارم که صبر کنم تا خواستگاری از در وارد شود.
کامپیوتر را روشن می کنم ، به اینترنت وصل می شوم و از میان هزاران جوان برومند ، با سواد ، های کلاس و با فرهنگ که آنها هم، چون خودم به اینترنت وصل هستند ، دست به گزینش می زنم و بهترین شوهر عالم را ( اگر وجود داشته باشد) برای خودم انتخاب می کنم.
با آی دی خودم وارد چت رومهای مختلف با مضامین عاشقانه می شوم . پی ام های مختلف، مرا بمباران می کنند. پسرهای برومند ، با سواد و با فرهنگ، گویی در انتخاب من رقابت می نمایند.
A s l؟
نمی دانم جواب کدام را بدهم . همه مستقیم سر اصل مطلب می روند.
و سن و جنس و محل مرا می خواهند. بعد هم ادعاها و مطالبی را اظهار می کنند که برایم صحت و سقم آن ها همیشه در پرده ابهام می ماند!!!
ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 22:55 ] [ موسوی وکتانباف ]
انرژی جنسی تبدیل می شود! امروز می خواهم اثر انرژی جنسی را بر وبلاگ ، چت و فعالیتهای جوانان از دید فرویدی بنویسم. این جمله را شاید از فیزیک یادتون باشه که : "انرژی از بین نمی رود فقط ازشکلی به شکل دیگر در می آید." این اصل در امور روانی هم به نحوی صادق است. مثلا انرژی جنسی جوانان می تواند از شکلی به شکلی دیگر در بیاید. مثلا فردی که تا دیروز حال نداشت چایی شیرین بخورد چون مجبور بود آنرا هم بزند ، امروز می بینی که وبلاگی زده و تا ساعت 3 نصف شب وقت می گذاره و آپدیتش می کنه و در وبلاگش ، هم ادبیات می بینی هم فلسفه و هم سیاسیت و هم …. تلنگر دختر یا پسری کافیه تا او ساعتها وقت صرف کند تا نوعی در دید او قرار گیرد و با وی ارتباط برقرار کند. حالا یا مثبت یا منفی. بعضی در بی وفایی پسران قلم فرسایی می کنند و بعضی هم به عکس. و جالب اینه که به نوعی آخر یادداشتهایشان نیز می نویسند که بی او می میرند. و زندگی بدون جنس مخالفشون غیر ممکنه.( البته فقط یکی از افراد جنس مخالفشون راغ قید می کنند که همان معشوق آنهاست) اکثر وبلاگهای احساسی را که می خوانید به سادگی (بدون اینکه مطمئن باشید) می توانید در مورد مجرد یا متاهل بودن صاحب وبلاگ حدس بزنید، شاید به خاطر اینست که مجرد ها و متاهل ها انرژی روانی خود را هر کدام به نحوی در راستای نیاز خود از شکلی به شکل دیگر تبدیل می کنند. البته بعضی وقتها تبدیل انرژی موجب ارتقاء فرد می شود. و بعضی وقتها موجب اتلاف وقت و یا حتی خود تخریبی فرد می شود. (در گوگل؛ جوک ، شعر ، سرگرمی و… را جستجو کنید و آمار بگیرید) ، یک جستجو در گوگل بکنید تا وبلاگ افراد پرخاشگر ، افسرده ، غمگین ، تنها ، شکست خورده و …. را ببینید. در مورد اتاقهای گفتگو یا چت هم حرفی نمی زنم. هم چنین در مورد آمار هایی نیز که از جستجو جوانان ایرانی در اینترنت ارائه می شود هم ترجیح می دهم سکوت کنم.
نتیجه 1: از حلوا حلوا دهن ما شیرین نمیشه . نتیجه 2: مجردی وقت تمرین است و متاهلی وقت عمل ، وقت تمرین را با خیالبافی و وقت عمل را به افسوس گذشته تباه نسازیم. نیتجه 3 : اگر خواستیم انرژی را تبدیل کنیم، لااقل در مسیر سازنده ای برای خودمان و دیگران به جریان بیندازیم. نتیجه 4 : نسخه همگانی برای سرخوردگان عشق اینست که انرژی خود را تبدیل کنند.(در راستای مثبت ). جوان برای ادامه زندگی خود نیازمند به یک نفر از جنس مخالف هست ، نه لزوما یک نفر خاص که تصادفا سر راه آنها قرار گرفته است. و اگر فکر می کنند معشوق آنها بهترین معشوق عالم بوده است پس می بایست تمام عالم همان معشوق را برمی گزیدند. که اینطور نیست . یعنی هر کس تنها معشوقی را که بر سر راهش بوده است برگزیده است. این بدان معنی است که اگر در راه دیگری قرار بگیرند معشوق دیگری خواهند یافت . پس: تنها نیاز به داشتن معشوق هست که در همگان یکسان است.
تبصره: این یاداشت برداشتی از رویکرد فروید است. بعضی فروید را لعن و بعضی نقد می کنند ولی ما در اینجا فقط نقل کردیم.
شما در وبلاگتون چی می نویسد و وقتتون را در اینترنت چگونه می گذرانید؟ منبع:http://hamdardi.com/ [ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 22:53 ] [ موسوی وکتانباف ]
تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج}1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:- ( من) دوستت دارم- ( من) برات می میرم- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه- ( من ) همیشه به فکر توام-( من) را فراموش نکن- ( من ) از تو رنجیدمدر حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.جمله معشوق است و عاشق پرده ایزنده معشوق است و عاشق مرده ایادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ] [ 14:25 ] [ موسوی وکتانباف ]
1) هیچ وقت به رابطه ای که برهم خورده است به چشم یک شکست در زندگی نگاه نکنید. شکست به این معنی نیست که کار برای شما تمام شده، شکست یعنی شما یک فرصت دیگر دارید. شکست به این معنی نیست که خدا شما را فراموش کرده، شکست یعنی خدا فکر بهتری برای شما دارد. همیشه شکست های گذشته یا کنونی است که شما را به سمت موفقیتی که همیشه آرزویش را داشتید، راهنمایی میکند. 7) بعضی از افرا د که احتمالا سوابق بیماریهای اعصاب و روان در خود یا اقوام درجه یک خود دارند احتمال عود یا بروز مجدد آن بیماری در این لحظا ت سخت وجود دارد وشخص نیازمند درمان داروئی نیز میشود. بروز علائمی مثل افسردگی، تند خوئی، بدخوابی، تغییرات اشتها، افکار خودکشی و مرگ و آسیب زدن به خود، ناامیدی، عدم تمرکز حواس و....میتواند حاکی از بروز این بیماریها باشد. در این مواقع مراجعه به متخصص اعصاب و روان بسیار کمک کننده است.
[ یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ] [ 22:56 ] [ موسوی وکتانباف ]
دوسـتان عزیز: نامه ای که در زیر میخوانید از سر دلتنگی توسط یک زن ایرانی نگاشته شده با واقعیتهای تلخی که اندیشه برانگیزاست و اینکه فرهنگ دو گانه با ما چه کرده است. پیاده از کنارت گذشتم ، گفتی : " قیمتت چنده خوشگله؟ " سواره از کنارت گذشتم ، گفتی : " برو پشت ماشین لباسشویی بنشین! " در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلند تر بود زیرباران منتظر تاکسی بودم ، مرا هل دادی و خودت سوار شدی در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود نتوانستم به استادیوم بیایم ، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی ! من ازدواج نكردم و به من گفتی ترشيده ام عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است اگرمردی هست به من نشان بده [ دوشنبه دوم اسفند 1389 ] [ 21:14 ] [ موسوی وکتانباف ]
دوستی دو جنس مخالف يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند. گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است. در اين مقالات ، سعي خواهد شد تا چارچوب ارتباط با جنس مخالف، كه گاهي براي انتخاب همسر لازم است، طبق معيارهاي اسلامي و اخلاقي بيان گردد تا نوجوانان عزيز از شرايط آن مطّلع گردند. اما پيش از بيان اصول ارزشي و اخلاقي ارتباط، لازم است تعريف دوستي با جنس مخالف بيان گردد ـ تا خداي ناكرده ـ جوانان عزيز به اين عمل ضدارزشي و حرام گرفتار نشوند.
برگرفته از سایت: خانواده ایرانی ادامه مطلب [ یکشنبه نوزدهم دی 1389 ] [ 14:42 ] [ موسوی وکتانباف ]
|
|||||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | |||||