X
تبلیغات
مددکاران جوان

مقدمه

احساس ناامني در محله ، تنها به دليل جرايم خشونت آميز نيست بلكه نابهنجاريها و رفتارهای اخلالگرانه چون اعتياد ، ولگردي ، تكدي گري و سرقت گذشته از اينكه عامل اصلي ترس و احساس ناامني عمومي اند به نوبه خود قطعا زمينه رواج گسترده جرايم را نيز ٿراهم مي‌نمايند. همانطوريكه اگر پنجره اي از ساختمان بشكند و همچنان تعمير نشده رها گردد به زودي كل ساختمان منهدم خواهد شد . براي پيشگيري از انهدام اجتماع نيز بايد به محض شكسته شدن اولين هنجار ٿورا با هنجار شكن برخورد كرد . موضوع حاشيه نشيني يكي از معضلات شهري است كه از حيث بستر قرار گرٿتن براي ارتكاب جرايم مورد توجه كارشناسان خقوقي و قضايي و جرم شناسان بوده . اينكه جرايم در مناطق حاشيه اي بسيار بيشتر از ساير مناطق اتٿاق مي اٿتد مورد پذيرش همه است و آمارهاي اخذ شده از پرونده هاي مطروحه در دادگستري نيز حكايت از اين واقعيت دارد .

رضا مسعودی ٿر

دانشجوی دکترای تشخیص جرم

 

     بقیه در ادامه مطلب . . .



موضوعات مرتبط: جامعه شناسی
ادامه مطلب

تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 | 17:25 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

سابقه كار مددكار اجتماعي در مراكز بهداشتي و درماني به حدود 60 سال پيش برمي گردد ، اولين بار از مددكاران اجتماعي در بيمارستان عمومي شهر بوستون آمريكا استفاده شد .

اهداف مددكاري و پزشكي تغيير نكرده است اما حوزه كاري آنها توسعه چشمگيري پيدا نموده و گروههاي زيادي از افراد را تحت پوشش خود برده است .



موضوعات مرتبط: مددکاری
ادامه مطلب

تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 | 13:19 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

    چكيده: این بررسی به مطالعه و ارزیابی تطبیقی شاخصهای توسعه انسانی شهر- روستا در مناطق حاشیه نشین شهر ایلام(بان بور، بان  چرمگ و کمربندی) در مقایسه با میانگین این شاخصها در سطح استان و کشور در سال 1385 می پردازد. آمارهای پایه ای داده ها مربوط به سال 1383 می باشد.

    جهت امکان مقایسه بهتر، آزمون بررسی ساختار اجتماعی- اقتصادی مناطق حاشیه نشین ایلام طراحی و بین خانوارهای نمونه اجراء گردید. اعتبار آزمون با کمک فرمول آلفای کرونباخ 62/0: α بدست آمد. نتایج جمع آوری اسنادی آمارها و مقایسه با نتایج آزمون حاشیه نشینی نشانگر توسعه نیافتگی و توزیع نابرابر هزینه- درآمد و دیگر شاخصهای توسعه انسانی بویژه مولفه های بهداشت و درمان و آموزش است. این نتایج همسویی بالایی با چارچوب نظری پژوهش(گیدنز، زیمل و مرتون) داشت. مهاجرت در این مناطق بیشتر در ساخت خویشاوندی و بر اثر دافعه اجتماعی- فرهنگی روستایی بوده است نه دافعه اقتصادی روستا یا جاذبه اقتصادی شهرها. آزمون فرضیات پژوهش و ترسیم شیب بتای اثرگذاری متغیر مستقل بر متغیرهای وابسته نمونه، نشانگر تاثیر بالای سواد سرپرست خانوار بیشتر بر سواد دختران و زنان این مناطق بصورت مثبت و همسو می باشد. در مجموع این بررسی یافته های نوینی در خصوص وضعیت ساختاری مناطق حاشیه نشین ایلام ارائه داده که در پایان نیز نمودارها و پیشنهاداتی آمده است.

    پژوهشگران:عبدالرحیم اسدالهی و محمد جواد ناطق پور

 



موضوعات مرتبط: جامعه شناسی
ادامه مطلب

تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 | 10:49 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 نام اين ماده «پان پراگ»است و در بسته‌بندي زيبا و
با عکس‌هاي هنرپيشه‌هاي هندي و پاکستانی به صورت آدامس، پاستيل و پودرهايي
با طعم نعنا و خوشبو کننده دهان وارد کشور مي‌شود. قيمت اين ماده مخدر
الان در مشهد 50 تومان تا 300 تومان ميباشد.

View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/11b2bs6.jpg" class="thickbox">

دليلي که مصرف‌کنندگان «پان پراگ»ها را به سمت آن مي‌کشد، احساس گرمي، سرخوشي موقت، سبکي سر، گيجي و
شادي کاذب است.

این ماده بسیار بسيار سرطان زا هم هست

منبع:Active_Daneshjo @yahoogroups.

 



موضوعات مرتبط: مواد مخدر

تاريخ : دوشنبه بیستم آبان 1387 | 13:17 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

                                                                                       

الان ما دقیقا" چند نفر معتاد در کشور داریم؟

چیزی حدود یک میلیون و200 هزار نفر که 8/94 درصد آنها مرد و2/5 درصدشان زن هستند .

 

ظاهرا" جوان ها بیشتر هستند؟

بله .بیشترین میزان اعتیاد در گروه سنی 29-25 سال است. اما میانگین سنی معتادان 32 سال است.

آماری هم در مورد سطح سوادشان در آورده اید؟

تقریبا" 60 درصد معتادان کشور تحصیلات شان زیر مقطع دبیرستان است .درحقیقت 98 درصد معتادان سواد دیپلم وزیر دیپلم دارند.

از نظر شغلی چه وضعیتی دارند؟             

 در ترکیب شغلی 6/36 درصد در گروه کارگران ساده وماهر.5/12 درصد راننده 4/8 درصد از کار اخراج شده و11 درصد شان هم بیکار هستند.

چه موادی الان در بین معتادان بیشتر مصرف می شود؟

در آماری که ما استخراج کرده ایم 8/32 درصد معتادان تریاک مصرف می کنند وما بقی شیشه وحشیش وهرویین و… می کشند . نوع مصرف هم در بین 57 درصدشان دودی 6/19 درصدشان خوردنی و7/18 درصدشان هم تزریقی است.

آماری هم از دلایل مصرف درآورده اید؟

بر اساس آن چیزی که معتادان برای ما گفته اند دلیل اعتیاد 7/22 درصدشان کنجکاوی 4/18 درصد کسب لذت 9/13 درصد مشکلات روانی و 4/13 درصد هم برای تفریح بوده است.

بیشتر معتادان ایران در چه طبقه اجتماعی هستند؟

این را نمی شود به طور قطع گفت اما معتادان ما به صورت میانگین 360 هزار تومان درآمد داشته اند و تعداد خانوارشان هم 5/4 نفر است.

از این میزان چقدرش برای مصرف مواد هزینه می شد؟

میانگین هزینه کرد ماهانه مواد برای معتادان 183 هزار تومان بود یهنی کل هزینه خرید مواد در کشور سالانه به حدود 3میلیون دلار می رسد.

(بر اساس صحبت های جناب دکتر نارنجی ها در مجله همشهری جوان)

گرداورنده :صدف



موضوعات مرتبط: اعتیاد

تاريخ : چهارشنبه هشتم آبان 1387 | 22:36 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

روانشناسی:

            روانشناسی به دانش مطالعه و رفتار موجود زنده گفته میشود. "روانشناسی" یک ابزار و فن میباشد که کار آن تجزیه و تحلیل فرآیندهای ذهنی و مغز و پیدا کردن علت رفتارها میباشد. دانش روانشناسی امروزه به رشته های گوناگونی مانند عصب شناسی , روانشناسی تحلیلی, رفتار شناسی, و .. تقسیم شده است. روانشناسی به مطالعه مفاهیمی مانند هوش, رفتار, احساسات, روابط درونی و شخصیتی فرد میپردازد.

 

          بقیه در ادامه مطلب . . .

 



موضوعات مرتبط: روانشناسی
ادامه مطلب

تاريخ : شنبه بیست و سوم شهریور 1387 | 15:6 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

  خوش بینی و بدبینی:

     می گویند : خوش بین ها بیش از بد بین ها عمر می کننند. یا خوش بین ها فقط یک بار می میرند و آن هم وقتی است که عمرشان به سر می آید، اما بدبین ها به خاطر ترس از همه چیز، هر روز می میرند.

     فلینگمن؛ روانشناس معروف می گوید : شواهدی موجود است که نشان می دهد خوش بینی، نظام مصونیت بدن را تقویت می کند و به عکس، بدبینی نظام دفاعی بدن را ضعیف می کند.

 


                



موضوعات مرتبط: روانشناسی
ادامه مطلب

تاريخ : شنبه بیست و سوم شهریور 1387 | 14:59 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

                    

                       حلول  ماه مبارک رمضان  را به شما

                             دوستان تبریک می گوئیم.

 



موضوعات مرتبط: تبریک اعیاد

تاريخ : شنبه شانزدهم شهریور 1387 | 0:9 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

افسردگی چیست؟

   افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.



موضوعات مرتبط: بیماریها ، روانشناسی
ادامه مطلب

تاريخ : سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 | 19:32 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 تأثیر قرص اکستازی:

  قرص اکستازی از دسته آمفتامین‌های جایگزین بوده و دارای خواص توهم زایی و تحریک است. این قرص‌ها هیچ مورد مصرف درمانی ندارند.

   این فرآورده که در بین جوانان به نام قرص‌های شادی آور (اکس) مشهور شده است، به رنگهای قهوه‌ای ، صورتی ، سبز و شفاف درمهمانی‌های شبانه به منظور ایجاد سرخوشی کاذب مورد استفاده قرار می‌گیرد. قرص اکستازی از موادی به نام آمفتامین‌ها ساخته می‌شود.

   آمفتامین‌ها گروهی از مواد محرک مغزی هستند که معمولا به شکل پودر سفید رنگ و گاهی سفید متمایل به قهوه‌ای روشن یا سفید مشاهده می‌شود. انواع آمفتامین‌ها دارای مصارف طبی هستند و تحت نظارت کامل پزشک در مواردی چون افسردگی‌ها، اختلالات پرتحرکی، کم توجهی به کودکان و حمله‌های خواب مورد استفاده قرار می‌گیرند که در بعضی موارد برای ایجاد حالت سرخوشی توسط دانش آموزان، دانشجویان و رانندگان مورد سوء مصرف قرار می‌گیرند.

 

 آثار اکستازی:

   آثار این دارو معمولا بعد از گذشت 30 تا 60 دقیقه از مصرف دارو شروع می‌شود و در عرض دو تا چهار ساعت به حداکثر می‌رسد و این سرخوشی تا چند ساعت باقی می‌ماند. بعد از شادی و سرخوشی اثری باقی نمی‌ماند و فرد مصرف‌کننده احساس افسردگی و بیهودگی می‌کند. بعد از مصرف فرد دچار احساس شادی و آرامش کاذب، اضطراب ، افسردگی ، تحریک پذیری ، اختلال حافظه ، احساس نزدیکی و صمیمیت با دیگران ، ترس ، خشکی دهان ، قفل شدن چانه ،

  بی‌خوابی و افزایش انرژی و کاهش اشتها و در بعضی مصرف‌کنندگان عدم ثبات روانی ، بیقراری و تهوع و استفراغ و جنون و در مصارف ممتد و طولانی دچار توهم و دوره‌های بازگشت توهم می‌شود.

 

 آمار مربوط به مصرف‌کنندگان مواد شادی آور :

   تاریخ ساخت اولین قرص‌های شادی‌بخش (روان گردان) سال 1912 بود. در حال حاضر حدود 214 میلیون نفر در جهان معتاد هستند که از این تعداد 15 میلیون نفر معتاد به مواد مخدر (هروئین ، مرفین ، حشیش و...) و بقیه معتاد به مواد روان گردان می‌باشند. در انگلیس 800 تا 2 میلیون نفر و در آمریکا 2 میلیون نفر براساس تحقیقی که انجام دادند در سال 1991 بین دانشجویان آمریکا 1 درصد مصرف کننده این مواد بودند که این تعداد در سال 2002 به 9.9 درصد افزایش یافت.

  ظرف یکسال اخیر در هلند (آمستردام) تعداد مصرف کنندگان این مواد از 0.7 درصد در سال 1990 به 3.6 درصد در سال 2001 رسید. این مواد اکثرا در لابراتورهای غیر قانونی با کیفیت خیلی پایین (ناخالصی زیاد) تولید می‌شود. در آمریکا در سال 1991 ، 500 لابراتوار و در سال 2001 ، 7500لابراتوار به ساخت این مواد مشغول بودند.

 

  آیا در ایران حکم قضایی برای مقابله با مصرف یا فروش قرص‌های روان گردان وجود دارد؟

  در 20 سال پیش در ایران چون این گونه مواد اعتیادآور رایج نبود، در قانون نیز اشاره‌ای به آن نشده بود. اما با رواج این مواد و تبدیل شدن آن به یک معضل اجتماعی قانون گذاران نیز به این مساله توجه کردند. از جمله در مصوبه‌ای که اعلام شد، (در تاریخ 24/7/83) لیستی از مواد نام برده شده و بندهایی مطرح گردید. از جمله بندهای آن این است.

 * برای ساختن ، حبس دائم.

 * برای فروختن یا به معرض فروش گذاشتن حبس جنایی درجه 1 ، از 3 تا 15 سال.

  * نگهداری یا حمل غیر مجاز بیش از 10 گرم حبس جنایی درجه 1 ، 3 تا 15 سال.

  نگهداری یا حمل غیر مجاز 10 گرم یا کمتر حبس جایی درجه 2 ، 2 تا 10 سال.

                    

 چگونگی مقابله جوامع با مصرف قرصهای روان گردان :

   با اینکه شروع و شیوع این مواد از کشورهای غربی بوده، و از آنجا به کشورهای شرقی کشیده شده، غرب برنامه‌های پیشگیری از مصرف را برای مردم خود چنان اجرا می‌کند که موجب کاهش شدید مصرف در این کشورها شده . مثلا در آمریکا از سال2001 تا 2003 میزان مصرف53 درصد کاهش یافته‌است. مصرف این مواد در یعضی کشورها نظیر بلژیک  و هلند آزاد بوده و در برخی دیگر نظیر آمریکا ممنوع می‌باشد. از سال1993 تا 2000 ، 5500 کیلوگرم از این مواد در دنیا کشف شده است.

   مبارزاتی که در جامعه ما علیه مواد مخدر و از جمله نوع جدید و به مراتب بسیار خطرناک‌تر آن (قرصهای اکستازی) صورت می‌گیرد، بیشتر

   در حد انهدام مواد و یا آگاه سازی از مشکلات ایجاد شده پس از مصرف است. غافل از اینکه یکی از راهکارهای قابل توجه که باید بر روی آن سرمایه گذاری کرد، فرهنگ سازی در این زمینه و در نتیجه پیشگیری از این مشکل است. اینکه ریشه‌یابی شود، چرا بعضی از افراد جامعه ما که اکثرا جوان نیز هستند، به قرص‌های شادی‌آور روی می‌آورند؟ چرا حتی با آگاهی از مشکلات پس از مصرف ، باز گرایش بسیار بالایی برای استفاده از آنها وجود دارد؟

 

 چرا مردم به ویژه جوانان به مصرف چنین موادی روی می‌آورند؟ 

  * یکی از عاملهای مهم در این مورد ، عدم آگاهی کافی و کامل مصرف کنندگان از این مواد (مخصوصا قبل از مصرف) است. چنانکه در یک تحقیق انجام شده از مصرف کنندگان ، در پاسخ به این پرسش که قبل از شروع مصرف چه اطلاعاتی در این زمینه داشتید؟

  * ۷۰ درصد مصرف کنندگان گفته اند: شنیده بودم که شادی آور و انرژی زاست.

 * فقط 28 درصد گفته‌اند که: می‌دانستیم اعتیاد آور است.

 

   عوامل دیگری که به نظر می‌رسد در حال حاضر در گرایش افراد مخصوصاً نوجوانان و جوانان به مصرف مواد شادی آور نقش اساسی دارند:

    * بیکاری جوانان .

    * عدم برنامه و انگیزه کافی برای زندگی.

    * عدم تحرک و جنب و جوش کافی برای تخلیه شدن انرژی جوان.

    * اشتیاق برای درک حالتی متفاوت از زندگی روزانه.

    * عدم مهارت نه گفتن در نوجوانان و جوانان.

    * عدم اعتماد به نفس.

    * افسردگی و دلزدگی از زندگی.

    * عدم مهارتهای عملی برای اشتغال و برای زندگی.

    * فرار لحظه‌ای از زیر بار مشکلات و ناراحتیها و کمبودهای عاطفی.

                



موضوعات مرتبط: مواد مخدر

تاريخ : سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 | 19:13 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

  بارخدایا

دل مراروشن و تابناک،

قدمهای مرا ثابت و استوار گردان ،

 گردن مرا کشیده و راست ،

 دیدگان مرا بینا  و پر نور ،

  بدن مرا سالم و قوی نگاهدار تا این همه را در راه

   کمک به خلق و بهبود جامعه ای که در میان آنان زندگی می کنم بکار ببرم.

  از فرمایشات مولای متقیان امام علی (ع)



موضوعات مرتبط: نکته

تاريخ : سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 | 17:42 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 ضرورت تاسيس مراكز مشاوره در نيروي انتظامي:

الف ـ نياز روزافزون به افزايش ارتباط صميمانه و همدلي پليس و مردم.

ب ـ برخورد تخصصي، علمي رواني و اجتماعي پليس با جرائم بجاي برخورد يك بعدي و تهديد محوري.

ج ـ تاثير و نقش اختلالات رواني و شخصيتي در بروز جرائم و انحرافات.

د ـ پيشگيري از بروز جرائم و ناهنجاريهاي اجتماعي.



موضوعات مرتبط: سازمانها
ادامه مطلب

تاريخ : یکشنبه دهم شهریور 1387 | 22:3 | نویسنده : موسوی وکتانباف |
   بدی ما آدمها این است که فکر می کنیم فراموش می کنیم.

   بدی ما آدمها این است که فکر می کنیم دیگران فراموش می کنند.

    بدی ما آدمها این است که فکر می کنیم چشمانی که روزی گریاندیم خشک می شود.

     فکر می کنیم لبانی که روزی خنداندیم، محو می شود.

    یادگاریهایی که نوشتیم فراموش می شود.

   بدی ما آدمها این است که فکر می کنیم روزی از کنار قلبی عبور می کنیم و سنگی پرتاب می کنیم . . . حتی برنمی گردیم تا دیدن تکه های شکسته شده اش را ببینیم.

   بدی ما آدمها این است که فکر نمی کنیم بهای یک حرف یک نگاه یک سکوت . . . خط خطی هایی می شود روی یک قلب که هیچگاه فراموش نمی شود.

    نگاه ها، خنده ها، گریه ها، حتی فکرها و نیت ها . . . هیچکدام کم نمی شود.

     شاید کمرنگ شوند.

   شاید زخمشان کهنه شود.

   اما فراموش نمی شود.

   . . . بهای یک دل شکسته چقدر می شود.

     



موضوعات مرتبط: نکته

تاريخ : شنبه نهم شهریور 1387 | 20:3 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

برای برخی از ما واژه معلولیت بیشتر یاد آور افرادی است که از ناتوانیهای جسمی یا روانی رنج میبرند اما در جامعه ما با افراد و گروههای دیگری نیز سرو کار داریم که بنا به علل مختلف در رده معلولین قرار میگیرند البته با عنوان معلولین اجتماعی .

بطور دقیق تر میتوانیم بگوییم که از دیدگاه توانبخشی معلولین به سه دسته تقسیم میشوند 1  - معلولین جسمی  2 -  معلولین ذهنی 3 -  معلولین اجتماعی در گفتار زیر سعی شده است تا  بصورت خلاصه مطالبی در مورد معلولین اجتماعی ارائه شده   و به نظریه های رایجی که شکل گیری این مسئله را تشریح میکنند اشاره شود.  

بقیه در ادامه مطلب. . .



موضوعات مرتبط: آسیهای اجتماعی
ادامه مطلب

تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد 1387 | 1:17 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

دانشمندان امريکايي مي گويند: داروي جديدي کشف کرده اند که ممکن است اشتباهات و تغييرات ژنتيکي را که باعث بروز برخي از انواع بيماري هاي تحليل برنده عضلات (بيماري دوشن) و بيماري کيستيک فيبروزيس مي شود درمان کند. دانشمندان مرکز PTC در نيوجرسي و دانشگاه پنسيلوانيا دارويي به نام PTC124 را با موفقيت روي موش هاي آزمايشگاهي امتحان کرده اند و موفق شده اند از تحليل عضلاني ناشي از بيماري دوشن در آنها جلوگيري کنند. اين دارو باعث مي شود که در زمان کدبرداري ژنتيکي اشتباهي شکل نگيرد. در واقع در زمان کدبرداري ژنتيکي اشتباهي شکل نگيرد. در واقع در زمان کدبرداري ژنتيکي و تقسيم سلولي گاه تغييراتي صورت مي گيرد که عامل 15 درصد از موارد بيماري دوشن است.

در حال حاضر پزشکان مشغول آزمايش اين دارو بر يکصد فرد داوطلب هستند اما قطعاً نتيجه آزمايش روي اين گروه از افراد در طولاني مدت مشخص خواهد شد چرا که حداقل 1800 نوع از جهش هاي ژنتيکي ممکن است توسط اين دارو درمان شود و در نتيجه بررسي روي تک تک آنها کار بسيار مشکل و زمان بري خواهد بود.

ديستروفي عضلاني به گروهي از بيماري ها گفته مي شود که باعث ضعف عضلات بدن به صورت پيشرونده و سپس از دست رفتن توان حرکتي فرد مي شود. اين بيماري طول عمر افراد را کاهش مي دهد و در حال حاضر هيچ درمان قطعي مناسبي براي آن وجود ندارد. دوشن بدترين نوع اين بيماري و در عين حال شايع ترين آن است و شيوع آن يک در هر سه هزار و پانصد فرزند مذکر است.

کودکان باکيستيک فيبروزيس هم فاقد مواد لازم در دستگاه تنفس و گوارش هستند و نفس کشيدن و هضم غذا براي آنها بسيار مشکل است و معمولاً افراد مبتلا به اين بيماري در سنين پايين فوت مي شوند. هم بيماري ديستروفي عضلاني و هم بيماري کيستيک فيبروزيس به دليل آنچه موتاسيون اشتباه (بروز اشتباه در زمان کپي برداري نقشه ژنتيکي انسان) ناميده مي شود رخ می دهند.

  منبع:  روزنامه اعتماد

  گرداورنده : موسوی



موضوعات مرتبط: بیماریها

تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد 1387 | 1:15 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

     یکی از دلایل بوجود آمدن ضربه روانی آزار جنسی است که موجب ناتوانی موقّت یا دائم فرد و از بین رفتن فعالیتهای دفاعی و سازگاری او می‌شود.

     آزار جنسی می‌تواند در هر سنی روی دهد و در هر سنی نیز شناسایی شود. می‌توان نجات‌یافتگان این رویداد را در گروههای مختلف طبقه‌بندی کرد:

1)  گروهی که صرف نظر از زمان وقوع آزار جنسی، تجربه‌شان مطرح نمی‌شود.

2)  گروهی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند و در همان کودکی شناسایی و تحت مراقبت‌های حمایتی قرار می‌گیرند.

3) گروهی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند و در بزرگ‌سالی تحت مراقبت‌های حمایتی قرار می‌گیرند.

4)  گروهی که در بزرگ‌سالی مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند و مورد مراقبت‌های حمایتی قرار می‌گیرند.

5) گروهي كه صرف نظر از سن آنها در زمان اتفاق و عليرغم شناسايي تحت مراقبتهای حمایتی قرار نمي‌گيرند. 

6)  به طور کلی می‌توان با موضوع آزار جنسی در دو حیطه برخورد کرد:

 •  پیش‌گیری که صرف نظر از اقدامات حقوقی، امنیتی ... می‌توان آموزش‌های لازم را به کودکان، والدین و مربیان ... داد.

 •  اقدامات حمایتی از نجات‌یافته که پس از وقوع آزار جنسی ارائه خواهد شد.

 منبع:   http//zabanezendegi.com

    گرداورنده:  موسوی



موضوعات مرتبط: آسیهای اجتماعی

تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد 1387 | 1:13 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

     مهارت‌های زندگی رفتارهای حل مساله می‌باشد که مسوولانه و مناسب در مدیریت مسائل شخصی استفاده می‌شود و در زندگی روزانه توسط هر فردی مورد استفاده قرار می‌گیرد. آنها قابل شناسایی، اندازه‌گیری و معین می‌باشند. مهارت‌های زندگی در پنج عرصه زندگی یعنی: خود، خانواده، شغل/ تحصیل، تفریح و اجتماع به کار می‌روند.

     آموزش مهارت‌های زندگی بر این فرض است که هر مهارت قابل خرد شدن به قسمت های قابل انجام می‌باشد و آنها را می‌توان یاد داد، یاد گرفت، تمرین‌شان کرد و برایشان مدل ساخت چه که مهارت‌های زندگی رفتارهایی هستند قابل دیده شدن و شنیده شدن. در این آموزش‌ها علاوه بر یادگیری مهارت‌ها و رفتار‌های جدید، افراد می‌آموزند که با شناخت خود از موقعیت کِی، کُجا و چگونه از آنها استفاده کنند. 

یادگیری و تمرین مهارت‌های زندگی در گروه کمک می‌کند که امکان انتقال آنها از محیط تمرین به زندگی واقعی راحت‌تر باشد. افزایش عزت نفس و توانایی‌های فردی کمک می‌کند که خود را صادقانه ابراز کنیم و بر کیفیت زندگی خود و دیگران بیافزاییم.

     مهارت‌های زندگی شامل موارد متعددی است از جمله:

 

خشم                              ابراز احساسات

خلاقیت                            ابراز خود

سازگاری با تغیر                  ارئه انتقاد

شناسایی توانایی ها           تصمیم گیری

عزت نفس                        تعادل کارواستراحت

گوش کردن                       تعیین اهداف

مدیریت وقت                    حل تعارض

مهارت های مکالمه            حل مساله

 

 منبع:www.zabanezendegi.com

 

   گرداورنده:کارشناس علوم اجتماعی (خدمات )-موسوی

 



تاريخ : جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 | 1:15 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

چکیده: بسیاری از دانش آموزان از عدم تمرکز در هنگام مطالعه شکایت دارند. آنها فکر می کنند قدرت تمرکز یک استعداد ذاتی است که برخی انسانها فاقد آن هستند؛ اما حقیقت این است که با انجام تعدادی تمرین ساده می توان قدرت تمرکز را چند برابر کرد. در این مقاله قصد داریم شما را با تعدادی از این تمرین‌ها آشنا کنیم.
برای یادگیری تمرکز در ابتدا باید مکان آرامی را بیابید که در آن کسی مزاحم شما نشود؛ سپس بر روی زمین و یا یک صندلی راحتی بنشینید. نفس عمیقی بکشید و بدن خود را به حالت آزاد و رها نگهدارید. سعی کنید تمام عضلات خود را آزاد و شل کنید. اکنون می توانید به انجام تمرین‌ها بپردازید. قبل از انجام تمرینات به نکات زیر توجه کنید:

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف

 

بقیه در ادامه مطلب . . . .

                

 

 


ادامه مطلب

تاريخ : شنبه نوزدهم مرداد 1387 | 18:31 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

چکیده: حافظه انسان طوری است که پس از چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می کند، و بعد از یک شبانه روز فقط رئوس مطالب را به خاطر می آورد. اما اگر در روش‌های مطالعه خود تجدید نظر کنید، می توانید بر این ضعف ذاتی حافظه غلبه کنید. در این مقاله شما را با تعدادی از این روش‌ها آشنا خواهیم کرد.

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی (خدمات) - کتانباف

 

بقیه در ادامه مطلب . . . .

 

 



موضوعات مرتبط: روانشناسی
ادامه مطلب

تاريخ : شنبه نوزدهم مرداد 1387 | 18:22 | نویسنده : موسوی وکتانباف |
 

 

                     سلام دوستان

 

                                  روز جانباز را به تمام جانبازان  عزیز تبریک می گوئیم.

 

 



موضوعات مرتبط: تبریک اعیاد

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 | 18:51 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

چكيده:

اين بررسي با شيوه مطالعة‌ پس‌رويدادي به ارزيابي عوامل بروز جرم و موانع پيشگيرانه آن از ديدگاه زنان زنداني سرپرست خانوار زندانهاي خوزستان در سال 1384 مي‌پردازد. جامعه آماري شامل تمام زندانيان زن در شش ماهة پايان سال است كه به هر دليلي سرپرستي خانوار خود را بر عهده دارند؛ لذا جامعه و نمونه آماري پژوهش يكسان مي‌باشد. روش تحقيق تبييني– علي با تكنيك پرسشنامه و مصاحبه با مددجويان بوده كه به سنجش ميزان اثرگذاري عوامل بروز جرم با 28 آيتم عاملي مادري، پدري، والديني، فردي و اقتصادي به عنوان متغيرهاي مستقل اثرگذار بر متغير وابسته (جرم زنان) پرداخته شد. با روش آماري رگرسيون چند متغيره سطح و شيب اثرات متغيرهاي عاملي در بروز جرم زنان بررسي و با فن تحليل مسير نماية اين اثرگذاري ترسيم گرديد. با كمك اين تكنيك نيز رابطة ‌مداخله گرايانه متغير مستقل ثانويه (رفاه اجتماعي خانوار) با فاكتورهاي عاملي سنجيده شد. آيتم‌هاي متغير مداخله‌گر متشكل از سواد مددجويان و مادرانشان، تعداد خانوار و ميزان درآمد ريالي با توجه به سرپرستي خانوار بودند. فرضيه‌هاي پژوهش با فرض تأثير مجموعه متغيرهاي عامل مادري، پدري، والديني، فردي و اقتصادي به ترتيب درجة اثرات با شيب بتا در تحليل رگرسيوني متغيرها بودند. آزمون آماري فرضيه‌ها نشان داد عامل اقتصادي بالاترين ضريب اثر (بتا48%) و بعد از آن به ترتيب عامل مادري 42%، پدري40%، والديني 39% و عامل فردي 36% در بروز جرم زنان نقش داشته‌؛ رد فرضيه‌هاي پژوهش در سطح معناداري معين با ضريب اطمينان 98% بدست آمد. شيب اثر تعديل‌گرانه متغير مداخله‌گر بر متغيرهاي مستقل به ترتيب به ميزان 14/0- بر فاكتورهاي مادري ، پدري 38/0- ، والديني 35/0- ، اقتصادي 30/0- ، آموزشي 25/0- و فردي 14/0- بودند. تحليلهاي آماري نشان داد با وجود اهميت الگوپذيري جنسيتي دختران از مادر و فرض اثرگذاري بيشتر فاكتورهاي جرمزاي مادري بر زنان بزهكار ولي اين عوامل اقتصادي بودند كه بالاترين شيب اثرگذاري را بر بروز جرم زنان سرپرست خانوار داشته‌اند. اين امر موقعيت خاص و تعهدآور زنان مجرم را به عنوان سرپرستان خانوار خود نشان مي‌دهد.

                  واژگان كليدي: زنان سرپرست خانوار، عوامل و موانع جرم، رگرسيون چندمتغيره، تحليل‌مسير، زندانیان زن خوزستانی

 

           گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف  

 

                    بقیه در ادامه مطلب . . .

 



موضوعات مرتبط: جامعه شناسی
ادامه مطلب

تاريخ : دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 | 17:57 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

تاریخچه نفت در ایران:

بیش از یکصد سال پیش هنگامی که در گوشه و کنار ایران مراسم آئین زرتشتیان برگزار می شد، روزنامه نگاری که در جنوب کشور برای تهیه گزارش از این مراسم راهی این دیار شده بود در بازگشت، تحفه ای قابل اشتعال را در یک ظرف شیشه ای قرار داد و به همراه خودش به تهران برد. هیچکس نمی دانست که او چه چیزی را همراه دارد. فردای همان روز به همراه مایعی که در ظرف داشت به سفارت انگلیس رفت و با نشان دادن آن مایع مقدمات سفرش به لندن را فراهم کرد. در بازگشت از لندن تنها نبود، به همراه خود کاوشگران نفت را به ایران آورد. پیدایش نفت در مسجدسلیمان باعث شد تمام مناطق جنوب و جنوب غربی کشور مورد مطالعه و آزمایش کاوشگران قرار بگیرد. اهواز که در دامنه ی جنوبی رشته کوههای زاگرس قرار داشت از این تحقیق ها و بررسی ها خالی نبود و حفر نخستین چاه در مخزن آسماری اهواز در یک روز گرم و مرطوب مرداد ماه 1291 آغاز شد بدین صورت راه تولید نفت در این دشت حاصلخیز هموار شد. با پیروزی انقلاب اسلامی منطقه های نفتخیز جنوب به کارهای تولیدی پرداختند و با مقاومت و ایستادگی که در جبهه های گوناگون و دوران دفاع مقدس در مقابل دشمنان داشتند توانستند در نگهداری و حفاظت این ثروت ملی کوشش کنند. در سال(1378) شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب با تشکیل شرکت های پنجگانه بهره برداری نفت و گاز وارد ایران شد.

 

تاریخچه

پیدایش واحد مددکاری اجتماعی در صنعت نفت:

صنعت نفت به عنوان اولین موسسه صنعتی کشور در سال 1339 با ایجاد واحد مددکاری اجتماعی در تهران و بهره گیری از خدمات ثمربخش آن در این طریق اهتمام ورزیده است.

در سال 1355 ایجاد دو سمت مددکار اجتماعی در روابط صنعتی شرکت های سهامی اسکو، زمینه ساز تشکیل واحد مددکاری در مدیریت مناطق نفتخیز جنوب گردیده است، که با گذشت زمان و ایجاد تغییرات حاصله(منبعث از عواملی همچون اشتغال طیف وسیعی از نیروی انسانی، وسعت میدان عملیاتی مناطق نفتخیز، بعد مسافت و پراکندگی تاسیسات نفتی)، در حال حاضر واحد مددکاری اجتماعی زیر نظر اداره بهبود روابط کار و امور اجتماعی با تعداد 12 نفر مددکار اجتماعی در پنج منطقه (اهواز ، مسجدسلیمان ، گچساران ، آغاجاری ، خارک) مشغول بکار می باشد.

 

گردآورنده: کتانباف

 



موضوعات مرتبط: سازمانها

تاريخ : یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 | 21:15 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

    کارورزی مددکاری کار با فرد:

1.      گزارش مشاهده

2.      کیس کوتاه مدت

3.      کیس بلند مدت

 

۱. چارچوب گزارش مشاهده:

 

 

۲. گزارش کیس کوتاه مدت:

 

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف

 

 

بقیه در ادامه مطلب . . .

 

 

 



موضوعات مرتبط: گزارش نویسی
ادامه مطلب

تاريخ : یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 | 20:44 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 

*       پروردگارا! ببخش مارا كه براي رسوا كردن ديگران تلاش كردم.

*       پروردگارا! ببخش

*       پروردگارا! ببخش مرا كه ناداني ديگران را به رخشان كشيدم

*       پروردگارا! ببخش مرا كه براي همه گردن كشيدم، به غير از خودم.

*       پروردگارا! ببخش مرا كه ديگران رو وادار به معذرت خواهي كردم.

*    پروردگارا! ببخش مرا كه همه اش دعا كردم خدايا! مرا از شر خلق دور بدار و يك بار نگفتم خلقت را از شر من دور دار.

*       پروردگارا! ببخش مرا كه فكر و دلم از تو عزلت گزيد و از گناه نه.

*       پروردگارا! ببخش مرا كه هر چه با من مدارا كردي، من بر تو خيره سري كردم.

*    پروردگارا! ببخش مرا كه آن قدر كه بر بي منزلي و بي كاري و... گريستم، بر غم فراق از تو گريه نكردم.

*    پروردگارا! ببخش مرا كه آن قدر كه به فكر زيبايي ظاهر و مدلباس و... بودم، به فكر زيبايي و طهارت باطنم نبودم.

*    پروردگارا! ببخش مرا كه بارها و بارها به دنبال جنازه اين و آن رفتم و فقط با يك «اِاِ» گفتن، از كنارش گذشتم و هنوز باورم نيست كه من هم رفتني هستم

*       پروردگارا! ببخش مرا كه با رفتار زشتم، ديگران را به دين بدبين كردم.

*       پروردگارا! ببخش مرا كه در مجادله با اين و آن فهميدم كه حق با من نيست؛ ولي به رو نياوردم.

*       پروردگارا! ببخش مرا كه براي نظرات ديگران، آن گونه كه حق شان بود، ارزش قائل نشدم.

*    پروردگارا! ببخش مرا كه با پرسش هاي مشكل از استادانم، خود را در چشم ديگران بزرگ جلوه دادم و استادانم را تحقير كردم.

*       پروردگارا! ببخش مرا كه موقع تعريف و تمجيد ديگران، باورم شد كه راستي راستي كسي هستم.

منبع:ashghaneali@yahoogroups.com

 

 

 مرا كه نمازم، وقت يافتن گمشده هاي من است.



موضوعات مرتبط: نکته

تاريخ : شنبه پنجم مرداد 1387 | 12:4 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 

 

 

مقدمه:

 براي بسياري افراد شماي ظاهري در قالب مو و پوشاك بخصوص براي جوانان از اهميت بالايي برخوردار است. خالكوبي و پلاك كوبي نشاني از بيان خود و رشد شخصيت فرد نوجوان و جوان بوده و نشاني از تصميم‌گيري فرد براي خود و دربارة بدن خود است.

 چرا در جهاني كه خودهاي مجازي مان به گفتگو مي‌نشيند؛ انسان با ساخت ارتباطي كهن رو در روي(Face to Face) عصر آتش و سنگ به بازتوليد دوبارة ارزشها و سمبلهاي خود مي‌پردازد. طرحواره‌هاي مدرنی از تاتو و ابراز آن در عصر پيشرفتهاي صنعتي مثل ماشين يا تفنگ تاتو تا تأسيس موزه هنر تاتوي بريتانيا، از اخترع اديسون(1876) تا توسعه آن توسط ساموئل اوریلي در شكل ماشين تاتو در آمريكا و گسترش ظرافت‌هاي بيشتر آن از سوي توماس ريلي در لندن با نام تفنگ تاتو را شاهد بوده‌ايم.

                گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف

        بقیه در ادامه مطلب . . . .



موضوعات مرتبط: تحلیل محتوی خالكوبي مجرمانه در مردان زندانی خوزستا
ادامه مطلب

تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1387 | 19:42 | نویسنده : موسوی وکتانباف |
زندان تدبیری مناسب برای اصلاح و درمان مجرمان نیست ، علاوه بر این شیوه اجرای مجازات زندان سبب تحمیل هزینه بر جامعه و خانواده و اطرافیان زندانی و نیز افزایش و تعدد و تکرار مجدد جرم است.
در حالی برای ۷۰۰ عنوان مجرمانه مجازات حبس پیش بینی شده است که بسیاری از این عناوین در حد و اندازه زندان نیست و باید مشمول مجازات های اجتماعی قرار گیرند.
نتایج مطالعات و بررسی های انجام شده حاکی از آن است که زندان تدبیری مناسب برای اصلاح و درمان مجرمان نیست ، علاوه بر این شیوه اجرای مجازات زندان سبب تحمیل هزینه بر جامعه و خانواده و اطرافیان زندانی و نیز افزایش و تعدد و تکرار مجدد جرم است.
مهمتر آنکه در دین مبین اسلام نیز مجازات حبس جایگاهی ندارد، و در زمره احکام شرعی و مجازات اسلامی نیست.
زندان محکوم را از اجتماعی که در آن بسر می برد جدا می کند تا او را برای زیستن سالم در همین اجتماع اصلاح نماید،غافل از آنکه در بسیاری از موارد مجرم نه تنها به اصلاح و درمان تن نمی دهد و علیه جامعه موضع می گیرد بلکه منطق زیستن در آن را از دست داده و با فرهنگ زندانی و منطق زندان که محیطی غیر اجتماعی است، انس می گیرد.
علاوه بر این هزینه های بالای اقتصادی نگهداری صحیح زندانیان، فقدان محیط مهیا و زمینه ساز برنامه های اصلاح و درمان و ازدحام جمعیت کیفری، کمبود بهداشت، شیوه مصرف مواد مخدر و زمینه شیوع بیماری های واگیر دار مثل ایدز و دیگر بیماریهای عفونی مشکلاتی است که زندان را به محیطی غیر متناسب و ناعادلانه برای بخش اعظمی از مجرمان تبدیل کرده است.
البته این بدان معنا نیست که زندان به عنوان ابزاری مناسب برای مجرمان حرفه ای و مجرمانی که مرتکب جرایم امنیتی و اعمال خشونت بار می شوند استفاده نگردد بلکه از زندان باید برای مجرمانی که شیوه های دیگر برای آنان مناسب نیست استفاده شود.
در سیاست های کلی دستگاه قضائی راهکارهای متعددی در جهت مقابله با بحران تراکم جمعیت زندان ها اتخاذ شده که مجازات های جایگزین حبس از آنهاست.
لایحه مجازات های جایگزین حبس در اجرای بند سیاست های کلی دستگاه قضائی و در راستای کاهش مجازان زندان و عملیاتی نمودن این سیاست و نیز سیاست های توسعه قضائی رئیس قوه قضائیه ، مبنی بر حبس زدایی و جلوگیری از توسل بی رویه به مجازات حبس تهیه شده است.
اصلاح و تربیت مجرمان که از رسالت های اساسی قوه قضائیه و و سازمان زندانها هاست با توسل به سایر شیوه ها و محدود شدن اعمال مجازات حبس در مورد مجرمان غیر خطرناک و مجرمانی که مرتکب جرایم سنگین و خشونت بار نشده اند و توسل به ساز و کارهای جایگزین متناسب با شخصیت های مجرم از جمله اهداف این لایحه برشمرده شده است.
مراقبت، اصلاح و درمان با نظارت فعال بر مجرمان در بستر اجتماع و برنامه ریزی هدفمند برای مجرمان بر اساس نیازهای فردی آنان و خطری که حضور این افراد در جامعه ممکن است به همراه داشته باشد و کاهش جمعیت زندانها در قوانین کیفری از دیگر اهدافی است که بناست با تصویب این لایحه دنبال شود.
در حال حاضر برای بیش از ۷۰۰ عنوان مجرمانه مجازات حبس پیش بینی شده است و این در حالی است که ۶/۱۵ درصد از این حبس ها ۳ تا ۶ ماه و ۳۰ درصد آنها بیش از ۶ ماه تا ۲ سال است اما در لایحه مذکور پیش بینی شده است جرایمی که حداکثر مجازات قانونی آنها تا ۶ ماه حبس است (با توجه به اینکه بر اساس بررسی های انجام شده بیش از ۹۰ درصد این جرائم خرد هستند که استفاده از زندان برای آنان هیچ توجیه علمی ندارد و بر اساس دادهای کیفر شناسی حبس های کوتاه مدت آثار زیان باری را به دنبال دارد) قاضی می تواند به جای مجازات حبس از مجازات اجتماعی استفاده کند.
بر اساس این لایحه ، در مواردی که حداکثر مجازات قانونی جرم بیش از ۶ ماه تا ۲ سال است قاضی اختیار دارد که مجازات قانونی یعنی حبس را اعمال نماید یا از مجازات های اجتماعی استفاده کند یعنی در صورتیکه مجازات هایی را مناسب بداند از آنها استفاده کند در غیر این صورت زندان را برای مجرمانی در نظر بگیرد که خطر بیشتری از سوی آنها جامعه را تهدید می کند یا احتمال ارتکاب جرم دوباره آنها وجود دارد.
دوره مراقبت ، خدمات عمومی ، جزای نقدی روزانه و محرومیت از حقوق اجتماعی از جمله مجازات هایی است که در این لایحه پیش بینی شده است اما اینکه آیا استفاده از این مجازات ها در میان قضات که همواره حبس را بر دیگر مجازات ها ترجیح می دهند ، تثبیت می شود جای تامل دارد.
آنچه مسلم است برنامه کاهش جمعیت زندانها به عنوان معضلی جدی و یا اجرای هر برنامه و سیاست دیگر زمانی محقق خواهد شد که قانونی جامع همراه آن باشد و این امید می رود که حداقل در مجلس هشتم این گونه لوایح که از حساسیت بالایی برخوردار است مورد توجه جدی تر نمایندگان قرار گیرد.
سایت :آفتاب


موضوعات مرتبط: آسیهای اجتماعی

تاريخ : سه شنبه یکم مرداد 1387 | 13:9 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 پويـايـي گــروه

گروه چيست : عبارت است از دو يا چند نفر كه به هم وابسته اند و با تعامل اجتماعي , بر يكديگر تاثير مي گذارند .

پويايي گروه : رشته اي تحقيقاتي كه هدفش پيشبرد دانش انسان در مورد گروه ها ‌, قوانين تكوين و تحول آنها و روابط متقابل گروهها با افراد, ديگر گروه ها و موسسات بزرگ است . پويايي گروه مشتي شعار در مورد نحوه سازماندهي گروه ها نيست – مثلا بر جزيياتي چون مشاركت يكسان اعضاي گروه ، رهبر دموكراتيك و سطح بالاي رضايت اعضاي گروه تاكيد ندارد .بلكه پويايي گروه ، تحليل علمي جنبه هاي  مختلف گروه از طريق نظريه سازي و آزمون دقيق اين نظريه ها از طريق تحقيقات تجربي است .

كورت لوين ، بنيانگذار پويايي گروه معتقد است كه هر گروهي كه بوجود مي آيد به نظام متحد و منسجم و متحدي تبديل مي شود كه ويژگي هاي نوخاسته اي دارد و نمي توان آن را با بررسي اجزايش شناخت . لوين در مورد گروه ها از اين ضرب المثل گشتالتي استفاده مي كرد كه )) كل بيش از اجزايش است )) .

 

 منبع: کتاب پویایی گروه  -  دانلسون آر فورسایت


 

 

بقیه در ادامه مطلب . . .

 



موضوعات مرتبط: مددکاری
ادامه مطلب

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 | 18:55 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

  همکاری کردن: همکاری صفتی اجتماعی است که از محیط خانواده آموخته شده و در محیط مدرسه تقویت   می شود. همکاری فعالیت دسته جمعی برای رسیدن به هدفی مشترک است که برای همه ارزشمند باشد. میزان همکاری افراد یک جامعه تعیین کننده پیشرفت آن جامعه است. افرادی که با هم همکاری می کنند به نتایجی می رسند که تنها با تلاش یک نفر به انجام نمی رسد.   برگرفته از سایت : http://socialwork2007.blogfa.com/



موضوعات مرتبط: روانشناسی
ادامه مطلب

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 | 18:27 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

           مقدمه

 آنچه در این تحقیق آمده است شرحی بسیار اجمالی در مورد خودکشی و علل آن می باشد. دراین تحقیق برآن بودیم تا درابتدا تعریف مختصری ازخودکشی ،علل آن وراه های پیشگیری از خودکشی را ارائه دهیم.

نظریات جامعه شناسان را بررسی کنیم و سرانجام نگاهی اجمالی به پدیده ی خودکشی درایران داشته باشیم و به همین منظورمطالب را به دوبخش نظری خودکشی و  بررسی تجربی خودکشی تقسیم کردیم.

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف

 

بقیه در ادامه مطلب . . .



موضوعات مرتبط: خودکشی
ادامه مطلب

تاريخ : یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 | 20:14 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

       تاریخچه

در تیر ماه سال 1354 به منظور اجرا، تعمیم و گسترش انواع بیمه های اجتماعی و استقرار نظام هماهنگ و متناسب با برنامه های تامین اجتماعی "قانون تامین اجتماعی" تصویب و جایگزین "قانون بیمه های اجتماعی کارگران" گردید که به موجب آن سازمانی به نام "سازمان تامین اجتماعی" تشکیل شد.

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف

 

بقیه در ادامه مطلب . . .



موضوعات مرتبط: سازمانها
ادامه مطلب

تاريخ : یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 | 19:40 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

    

مقدمه

ابوالطیب احمدبن حسین ملقب به متنبی شاعر پرآوازه ادب عرب در قرن چهارم است. (354- 303) در خانواده ای گمنام و تهیدست پا به عرصه ی وجود نهاد اما نبوغ ، ذوق و قریحه ی وی ، او را به درجه ی بالائی از شهرت و عزت رساند.

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی (خدمات) - کتانباف

          بقیه در ادامه مطلب . . .



موضوعات مرتبط: سرنوشت
ادامه مطلب

تاريخ : یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 | 19:1 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

   گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف

 



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 | 15:47 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

زمان زیادی صرف شده، پول های بسیاری خرج شده اما هنوز نتوانسته ایم خود را از كابوس حضور ۲ میلیون معتاد طبق آمار رسمی و ۲ یا ۳ برابر این میزان بنا به آمار غیررسمی رها كنیم.

 



موضوعات مرتبط: اعتیاد
ادامه مطلب

تاريخ : سه شنبه بیستم فروردین 1387 | 22:56 | نویسنده : موسوی وکتانباف |
بر اساس این گزارش، بانوان تهرانی مزاحمت «بوق زدن اتومبیل و اصرار به سوارشدن» را با ۸۵ درصد انتخاب گزینه خیلی زیاد، بیشترین مزاحمت برای خود دانسته‌اند.

 

«بوق زدن اتومبیل و اصرار به سوارشدن» را با ۸۵ درصد انتخاب گزینه خیلی زیاد، بیشترین مزاحمت برای خود دانسته‌اند.
الف) یک نهاد عمومی با انجام نظرسنجی از بانوان ۱۸ تا ۵۰ ساله تهرانی، مهمترین عوامل مزاحمت در تهران از نظر خانم‌ها را ارزیابی کرد.
در این نظرسنجی که ۱۰۰۰ خانم در جریان آن مورد پرسش قرار گرفته‌اند، پرسشگران ، با نام بردن مزاحمت‌های رایج برای بانوان در تهران، از پرسش شوندگان خواسته‌اند تا درجه این مزاحمت را بین چهارگزینه خیلی زیاد، زیاد، کم و خیلی کم ارزیابی کنند.
بر اساس این گزارش، بانوان تهرانی مزاحمت «بوق زدن اتومبیل و اصرار به سوارشدن» را با ۸۵ درصد انتخاب گزینه خیلی زیاد، بیشترین مزاحمت برای خود دانسته‌اند. پاسخهای بانوان به سایر مزاحمت‌های مطرح شده در این ارزیابی عبارتند از:
- انتشار تصاویر خصوصی افراد، ۸۰ در صد زیاد و خیلی زیاد
- تنه زدن عمدی به زنان، ۸۳ درصد زیاد و خیلی زیاد
- متلک گفتن، ۷۶ درصد زیاد و خیلی زیاد
- شنیدن الفاظ رکیک، ۷۵ درصد زیاد و خیلی زیاد
- ویراژ دادن و حرکات نمایشی موتورسواران ۷۲ درصد زیاد و خیلی زیاد
- تعقیب زنان توسط مردان در اماکن خلوت، ۷۲ درصد زیاد و خیلی زیاد


موضوعات مرتبط: آسیهای اجتماعی

تاريخ : دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 | 1:34 | نویسنده : موسوی وکتانباف |
ایران مدعی پیشگامی در مقابله با ایدز
با كاهش ۴۰ درصدی آمار مبتلایان به ایدز در كشور و اجرای دقیق سیاست‌های كنترلی و مراقبتی سرعت اپیدمی ایدز در ایران مهار شده است.
با كاهش ۴۰ درصدی آمار مبتلایان به ایدز در كشور و اجرای دقیق سیاست‌های كنترلی و مراقبتی سرعت اپیدمی ایدز در ایران مهار شده است.
این ادعای مسئولان نظام سلامت با استناد به آمارهاست. البته مبارزه با ایدز همچنان ادامه دارد.
دكتر عباس صداقت مدیركل اداره ایدز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی از اجرای طرحی در كشور خبر می‌دهد كه براساس آن، خانواده‌ها برای پیشگیری از بروز رفتارهای پرخطر در فرزندان خود آموزش می‌بینند. دكتر صداقت می‌گوید: در حال حاضر كارگروهی در وزارت بهداشت در حال تدوین ضوابط این كار هستند كه امیدواریم تا پایان سال، آیین نامه اجرایی آن تدوین و طرح اجرایی شود.
به گفته او، برنامه دوم استراتژیك كنترل ایدز نیز تدوین شده و پس از بازگشت از كمیسیون اجتماعی دولت و اصلاح مجدد آن در وزارت بهداشت، هفته گذشته مجدداً به كمیسیون اجتماعی دولت ارجاع شد تا با تصویب آن و تخصیص بودجه‌های لازم، سهم هر دستگاه برای كنترل این بیماری در كشور مشخص شود.
این برنامه ۳ ساله است و تا پایان برنامه توسعه چهارم به پایان می‌رسد. البته آن‌طور كه مدیركل اداره ایدز وزارت بهداشت می‌گوید، با وجودی كه بودجه این برنامه امسال تصویب نشد، اما برنامه های مندرج آن كه شامل مشاوره، درمان و داروی رایگان از بیماران و مراقبت از افراد در معرض خطر این بیماری و نیز آموزش به مردم است، در حال انجام است.
دكتر صداقت می‌گوید: یكی از محورهای استراتژی كنترل HIV/ایدز در ایران، آموزش به مردم است، كه بر اساس آن برنامه نظام جامع آموزش به خانواده‌ها در حال تدوین است و مراحل نهایی خود را می‌گذراند و انتظار داریم از اواخر امسال یا حداكثر اوایل سال آینده به صورت گسترده در كشور اجرایی شود.
توانمند كردن خانواده‌ها و آموزش به كودكان، نوجوانان، جوانان و والدین برای پیشگیری از ابتلا به ویروس ایدز، آموزش مهارت‌های زندگی برای حفظ انسجام خانواده و چگونگی برقرار كردن رابطه با دوستان حتی از دوره دبستان و پایین تر از آن محور این برنامه است تا از رفتارهای پر خطری كه خطر انتقال این بیماری در آن وجود دارد، پرهیز شود.
رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت ادامه می‌دهد: علاوه بر آن پیش بینی شده‌ تا با تشكیل گروه‌هایی در محلات مختلف آموزش‌های پیشگیرانه به صورت محله‌ای با گویش، زبان و فضای فرهنگی هر منطقه ارائه شود و برای این كار از همكاری داوطلبان جمعیت هلال احمر بهره‌مند می‌شویم، ضمن این‌كه تدوین و تعیین محتوای آموزش‌ها به عهده وزارت بهداشت و كمیته‌ای است كه با حضور روانشناسان و متخصصان مختلف تشكیل شده است و تا یكی دو هفته آینده فعالیت‌های این كمیته برای تدوین محتوای آموزش ایدز به خانواده ها نهایی می‌شود.
● سال آینده، سال خانواده‌ها
دكتر صداقت با بیان این كه در سال آینده وزارت بهداشت، بحث آموزش خانواده‌ها را در دستور كار خود قرار می‌دهد، می‌گوید: بر این اساس، والدین با استفاده از روش‌های مختلف آموزشی اهمیت فراگیری مهارت‌هایی‌ از قبیل نحوه انتخاب الگوهای رفتاری، پرهیز از دروغ و كتمان، تضاد در خانواده، پایبندی به اصول خانوادگی و بسیاری از مسائل دیگر را در می‌یابند.
مدیر كل اداره ایدز وزارت بهداشت ادامه می‌دهد: در مرحله اول این طرح با درج پیام‌های مربوط روی برخی ازقبوض خانواده‌ها را با مسائل مذكور آشنا كرده و پس از به وجود آمدن احساس نیاز در افراد برای دریافت آموزش‌های اساسی‌تر، داستان‌هایی حاوی پیام‌های اخلاقی و آموزشی مورد نظر كه به صورت مجله تدوین می‌شود را به نشانی شهروندان ارسال می‌كنیم.
به گفته‌صداقت البته هنوز دستورالعمل اجرای این طرح به طور قطعی تدوین نشده است و روش‌های آموزشی هنوز كامل نیست.
● آموزش چهره‌به چهره در محیط‌های دانشجویی
در سال ۷۸ كه وزارت بهداشت متوجه شد اپیدمی وسیعی بین تزریقی‌ها به‌وجود آمده است، برنامه های جامع وزارتخانه آغاز شد.
اكنون و بعد از گذشت حدود ۱۰ سال، كلیه استان‌ها یك مركز مشاوره دارند كه در آن هر فردی كه به نوعی شك دارد كه به این بیماری مبتلا شده است، آزمایش می شود و كلیه بیماری های فرصت طلب دیگر هم بررسی و ارزیابی می شوند.
به گفته مدیركل اداره ایدز وزارت بهداشت، آنچه كه در وزارتخانه در مبارزه با ایدز انجام می شود دارای ۳ محور: پیشگیری، كاهش آسیب و مراقبت و درمان است.
در بحث پیشگیری اقداماتی در ارتباط با آموزش گروه های هدف جوانان و نوجوانان دارای رفتار پرخطر انجام شده و از ۲ سال پیش در دانشگاه ها از دانشجویانی كه علاقه و نفوذ بیشتری دارند به عنوان گروه همسان در امر آموزش بهره گرفته‌شده تا در جمع هایی نظیر خوابگاه ها و ساعات خارج از كلاس با همان گویش و ادبیات مربوط به گروه سنی خود به دیگران آموزش بدهند.
همچنین با راه اندازی كاهش آسیب و با مشاركت هلال احمر، بهزیستی، ستاد مبارزه با مواد مخدر و وزارت بهداشت در محیط‌هایی كه دور از چشم جمعیت عمومی هستند و پرخطر محسوب می‌شوند مراكز گذری (DIC) تشكیل شده ‌كه در آن، بیشتر گروه‌های هدف و مصرف كنندگان تزریقی آموزش داده می شوند.
● توصیه‌ها برای خانواده
در آسیب شناسی نوجوانانی كه گرفتار دوستی‌های ناسالم، مواد مخدر و مهمانی‌های غیراخلاقی شده‌اند، مشاهده می‌شود كه در خانواده‌های آنها هرم واقعی خانواده رعایت نمی‌شود؛ به عبارت دیگر، كودك رعایت چارچوب‌های صحیح رفتاری را در خانواده نیاموخته و با ورود به مدرسه و جامعه دچار اشتباهات خطرساز می‌شود.
این جملات را دكتر صداقت می‌گوید و ادامه می‌دهد: نباید اجازه داد که ایدز یک موضوع مجزا یا به یک موضوع خاص درس تربیتی مبدل شود، بلكه هر جا که با کودکان و نوجوانان در باره جنسیت و مسائل مربوط به آن، عشق، مواد مخدر، دوستی، سلامتی، بهداشت و امثال اینها صحبت می کنید، موضوع ایدز را هم در آنها بگنجانید.
او تاكید می‌كند كه مبارزه با ایدز باید با برنامه ریزی، بدون تعصب و بر اساس واقعیت‌ها پیش برود و به هر گروه و قشری از جامعه بر اساس نیازمندی‌های خاص خودش برنامه ریزی و برخورد شود.
به گفته دكتر صداقت، تربیت و آموزش صحیح جنسی بهتر است از همان دوران کودکی شروع و بر اساس روش های تربیتی و آموزشی علمی به پیش رود.
● ضرورت تابوزدایی
بدون تابو زدایی از جنسیت، برنامه‌ها و هزینه های مالی و انسانی که صرف پیشگیری از ایدز در جامعه می‌شوند، در بهترین حالت نتیجه ناقصی خواهند داد و مهمتر از آن به اعتمادها و
مسئولیت شناسی در افراد آسیب می‌رساند.
این را هم مدیركل اداره ایدز وزارت بهداشت می‌گوید و اضافه می‌كند: در حال حاضر باشگاه یاران مثبت كه در بیمارستان امام مستقر است، افراد مبتلا جمع می شوند و فعالیت های فرهنگی را انجام می دهند كه اجرای این برنامه‌های آموزشی حركت اپیدمی را كند می كند.
صداقت همچنین با بیان این كه هنوز تفاهمی در ساخت برنامه‌های تلویزیونی در این زمینه بین مسئولان وزارت بهداشت و سازمان صدا و سیما صورت نگرفته است، به متولیان رسانه ملی كشور توصیه می‌كند تا در كنار برنامه‌های مختلف آموزشی در خصوص ایدز هم به ساخت برنامه‌های آموزش مهارت‌های زندگی به خانواده‌ها اقدام كنند.

منبع :سایت آفتاب
گرداورنده :موسوی


موضوعات مرتبط: بیماریها

تاريخ : دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 | 1:32 | نویسنده : موسوی وکتانباف |
  این عید باستانی را به همه ی هم میهنان عزیز تبریک می گوییم. انشالله که سال خوبی داشته باشید.  

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 | 13:56 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف

در روی ادامه مطلب کلیک کنید....


ادامه مطلب

تاريخ : شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 | 15:54 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

لازمه انسان بودن انسانیت است.( مارکسیم گورکی)

اندیشیدن پیش از انجام کار ازلغزش در امان بودن است . ( حضرت علی (ع ))

بشر وقتی امید و رویایی نداشته باشد مردهای بیش نیست. ( سقراط )

جدیت مقصد را نزدیک می کند . (شیلر)

هر قدمی که از خداوند دور شوی ده قدم از بشریت دور شده ای . ( ایوان پاولوف)

پشیمانی ،توبه است . ( حضرت علی (ع))

تدبیر قبل از کار تورا از پشیمانی ایمن می کند . ( حضرت علی (ع))

تا رسیدن دانا ترین مشاوران یعنی زمان صبر پیشه کنید . ( پرسیلیز )

نام نیک پیراهنی است که هرگز کهنه نمی شود . ( ادیسون )

دانش هیچ کس نمی تواند از تجربه اش فراتر رود . ( جان لاک)

هنر پیشه ، آفریننده زیبایی است .( اسکاروایلد )

نایاب ترین چیزها صمیمیت ویگانگی است .( بناپارت)

محال کلمه ای است که در فرهنگ دیوانگان یافت می شود .( بناپارت)

جوانی فصل خطرناک زندگی است .( لرد بایرون )

آن چه که از علم بهتر است "تجربه" است.( حضرت علی (ع) )

قوی ترین اهرم ها ،اراده است. (اسمایلز )

مادر خوب شاهکار طبیعت است .( گرتری)

تفکر ،جوهر نبوغ است .( ژان پل سارتر)

سرنوشت خود را با افکار تعیین کنید . ( کارلایل)

انسان،دنیایی از عجایب است.( ارسطو)

ناامیدی نخستین گام به سوی گور است.( بناپارت)

هر کسی نمی تواند یک انسان باشد. ( گوته)

دوری،شوق دیدار را در دل می افزاید (لاندور )

امید نان روزانه آدمی است .(تاگور)

گرداورنده:دانشجوی علوم اجتماعی (تعاون تامین رفاه) m) ،s)



موضوعات مرتبط: نکته

تاريخ : شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 | 1:34 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

نگاهی به وضعیت کودکان خیابانی در ایران ؛علل و عوامل آن

مقدمه

یکی از آسیب های جدی که جامعۀ ما را تهدید می کند گسترش روز افزون کودکان خیابانی است که به دلایل گوناگون بخشی یا همۀ اوقات خود

را در خیابان ها سپری وعمدتا" از طریق تکدی،بزهکاری و شغل های کاذب وفصلی امرار معاش می کنند.گرچه آمار دقیقی از تعداد این کودکان در

دسترس نیست،آماری که بر اساس جمع آوری بخشی از این کودکان تهیه شده بیانگر اهمیت وعمق این فاجعۀ عظیم ملی است که صرف نظر از

مشکلات ومسایلی که در حال حاضر ایجاد می کند،پیامدهای ناگوارتری درآیندهای نه چندان دور برای جامعه در پی خواهد داشت.

طبق آمار رسمی فقط در سال 78 و نیمۀ اول سال 79 حدود 7هزار کودک خیابانی را یکی از مراکز جمع آوری این کودکان پذیرفته ونگهداری کرده

است،کودکانی که از یک روز تا شش سال را در خیابان ها سپری کرده اند و حداقل سن آن ها 3 سال بوده است.

ایجاد خانه های سبز و ریحانه از جمله سیاست هایی است که برخی از متولیان این امر برای جمع آوری کودکان خیابانی در پیش گرفته اندکه در

واقع مراکزی هستند برای پناه دهی به این کودکان.لیکن متأسفانه ایجاد این مراکز نیز نتوانسته تأثیر چندانی بر افزایش روز افزون این پدیدۀ ناگوار

اجتماعی بگذارد و هنوز بسیاری از این کودکان در خیابان ها،میادین و چهار راه ها شب وروز خود راسپری می کنندو هر روز بر تعداد آن ها افزوده

می شود.

در حال حاضر، تهران بیشترین تعداد کودکان خیابانی را در خود جای داده است، ولی زمینۀ گسترش این معضل در شهر های دیگر دیگر از جمله

دو مرکز مهم مذهبی یعنی مشهد و قم نیز وجود دارد.در عین حال مرکز استان های گلستان ،لرستان، فارس و خوزستان نیز تعداد زیادی از

کودکان خیابانی را در خود جای داده اند.

با توجه به آن چهگفتیم ،به نظر می رسدپرداختن به این پدیدۀ اجتماعی وشناخت علل وعوامل آن ضرورتی است که باید در مباحث اجتماعی در

نظر گرفته شود؛ لذا در این مقاله تلاش شده با عنایت به اطلاعات ومستندات مسئلۀ کودکان خیابانی در ایران وعلل وعوامل مؤثر برآن بررسی و

راهکارهای برای پیشگیری از این معضل اجتماعی یا کاهش آن پیشنهاد شود.

تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به رغم تبعات مثبت برای نظام ها وجوامع گوناگون منشأ برخی مسائل و مشکلات اجتماعی نیز

هست. این مشکلات که عمدتا" در کشورهای در حال توسعه به دلیل تطابق نداشتن بافت اجتماعی_اقتصادی با تحولات ایجاد شده به

وجود می آید ، شکاف عمیقی میان اقشار مختلف جامعه ایجاد می کند.

بالطبع در این میان زنان و کودکان آسیب پذیر ترند و لذا سریع تر ودر حوزۀ گسترده تری دچار مشکلات ومصائب آسیب زا می شوند.

به این دلیل به نظر می رسد نه فقط در بر نامه های کلان ودراز مدت توسعه بلکه در سایر برنامه های توسعۀاقتصادی و اجتماعی نیز باید

این قشر مد نظر قرار گیرد. براساس آمار سرشماری سال 1375،بیش از 30میلیون نفر یعنی حدود 51 درصد کل جمعیت در گروه سنی 18 سال

وکمتر قرار داشته اند. بنا برین با کسر معاملات کاهش دهندۀ جمعیتی همچون مهاجرت و مرگ ومیر از سویی وبا توجه به افزایش موالید طی

5 سال اخیر از سوی دیگر به جرئت می توان گفت که جمعیتی چنین جوان در صورت نبود برنامه ریزی مناسب و صحیح موجد بحران هایی

عظیم و غیر قابل کنترل در جامعه می شود. بحران هایی که صرف نظر از ضایعات فکری و معنوی، آسیب هایی جدی به پیکرۀ اقتصادی و

اجتماعی جامعه وارد خواهد آورد.

پدیدۀ ((کودکان خیابانی)) نیز از جملۀ این اسیب هاست ،که گرچه در چند سال اخیر به طور چشمگیری در ایران رو به فزونی نهاده، سابقه ای

طولانی در ایران وسایر کشورهای جهان دارد؛ بنا براین از دیدگاه ((بی سازمانی اجتماعی )) به یکی از اثرات تحولات ایجاد شده در کشور یعنی

پدیدۀ((کودکانی خیابانی)) می پردازیم وضمن بررسی علل آن، برخی از مسایل این کودکان همچون مسئلۀ آموزش،بهداشت واشتغال را به طور

اجمالی بررسی می کنیم.

مسائل ومشکلات اجتماعی از مناظر گوناگون بررسی وتبیین شده اند، لکن به نظر می رسد رویکرد((بی سازمانی اجتماعی)) برای طرح و

بررسی مشکلات اجتماعی کار آتر است. این رویکرد پس از جنگ جهانی اول،به تدریج جایگزین نظریۀ((آسیب شناسی اجتماعی)) در تبیین

مسائل اجتماعی شد.

کودکان خیابانی و بی سازمانی اجتماعی

موج مهاجرت مردم از روستا به شهر و در نتیجه گسترش شهر نشینی، تحول اقتصاد کشاورزی به صنعتی، ایجاد فناوری های نوین، متحول

شدن وسایل ارتباط جمعی و... تبعاتی داشت که از دیدگاه صاحب نظران این رویکرد نه ناشی از خصوصیات و ویژگی های روحی _روانی افراد

بلکه عمدتا" متأثر از تحولات و تغییرات اجتماعی بود.

از این دیدگاه،به جای مقایسۀ بایک ارگانیسم ،باید جامعه راعنوان نظامی عظیم وپیچیده توصیف کرد که قسمت های گونا گون آن باید برای

ادامۀ کارکرد خود هماهنگ شوند.مفهوم (( سازمان اجتماعی )) برای اشاره به این هماهنگی وانتظام توسعه یافت. از این منظر مسایل و

مشکلات اجتماعی ناشی از ضعف های اخلاقی افراد نیست، بلکه بیشتر ناشی از سیرت اخلاقی اجتماعی و بی کفایتی خود مقررات

اجتماعی است که ایجاد نا هماهنگی ونبود کنترل می کند وباید تغییر کند.از پیشگامان این رویکرد می توان از دبلیو.ای.توماس وفلوریان

زنانیکی نام برد.

بی سازمانی اجتماعی زمانی در جامعه رخ می دهد که نارسایی و شکست در پایگاه ها و نقش هایی که به هم مربوط می شود به وقوع

بپیوند د واهداف جمعی وفردی کمتر تحقق یابد.بی سازمانی اجتماعی نسبی ودارای درجاتی است. در عین حال بی سازمانی اجتماعی

در هر جامعه متأثر از قضاوت ها و انتظارات اجتماعی واخلاقی آن جامعه است. این امر باعث شده معیار ها و شرایط خاصی برای به وقوع

پیوستن بی سازمانی اجتماعی وجود نداشته باشد؛ زیرا هر پدیده ای به تناسب فرهنگ جامعه تبیین می شود . به عبارت دیگر ، چون

بی سازمانی امری وابسته به باورهای اخلاقی هر جامعه است، ممکن است ظهور یک پدیده در جامعه ای ، بی سازمانی تلقی شود

ولی در جامعه ای دیگر بدین گونه نباشد. با وجود این ، عواملی که در ایجاد بی سازمانی اجتمتعی دخالت دارند تقریبا"در تمامی جوامع

مشابه اند که در این خصوص می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

وجود نارسایی ووقفه در ارتباط میان مردم: از این منظر بی سازمانی ممکن است بر اثر نارسا یی ها و وقفه هایی باشد که در کانال های

کار آمد ارتباطی میان مردم در نظام اجتماعی پدید می آید ؛ مردمی که تابع را بطۀ متقابلی میان آن چه از نظر اجتماعی ملزم به انجام دادن

آن اندو آن چه به طور فردی می خواهند انجام دهند،هستند.

نقص در فریند اجتماعی شدن: وجود نقص در فرآیند های اجتماعی شدن که نیازمند کسب گرایش ها ،مهارت هاو شناخت برای کامل کردن

نقش های اجتماعی است، یک دیگر از دلایل بی سازمانی به شمار می رود؛ مثلا" به دنبال تحرک سریع اجتماعی برخی از افراد پر تحرک قبل

از این که به صورت کامل در پایگاه جدید قرار گیرند،انتظارات وخواسته های جدیدی مطرح می سازند. این امر اختلالات و نقص هایی در ووضعیت

جدید ایجاد می کند که مشکلات بی سازمانی از آن ناشی می شود.

تریبت نادرست خواست های اجتماعی:در برخی مواقع بی سازمانی ناشی از تربیت نادرست نیازها در مردمی است که به ناچار پایگا ه

های گوناگونی را در جامعه اشغال کردهاند. به عبارتی ،فرد در اجرای نقش های متعدد وبعضا"متناقض با یکدیگر دچار آشفتگی ها و در گیری

هایی درونی می شود و ممکن است این فشارها منجر به ایجاد رفتاری غیر اجتماعی و غیر قابل پیش بینی در او شود.

پدیدۀ((کودکان خیابانی)) نیز گرچه در نگاه اول متأثر از مشکلات تربیتی و اقتصادی درون خانواده ها به نظر می رسد، چنان با ژرف نگری بررسی

شود به خوبی می توان تأثیر تحولات سریع اقتصادی_اچتماعی نظام وناهمگونی آن را با بافت فرهنگی جامعه در آن دید.

در حال حاضر نه تنها کار گزاران و متوالیان سازمان های مربوط بلکه تمامی آحاد جامعه باید در قبال مسئلۀ کودکان خیابانی احساس مسئولیت

کنند و همه باید به نوعی در فراهم کردن زمینه ای سالم برای رشد و پروش این کودکان سهیم شوند.

پدیدۀ کودکان خیابانی پیش از آن که ناشی از خانوادۀ ناسالم وتربیت ناهنجار باشد متأثر از ساخت بیمار گونۀ جامعه است.زیرا اثرات منفی

تحولات سریع ونظام میافته اجتماعی _اقتصادی در مرحلۀ اول گریبانگیر نهاد های اجتماعی است که خانواده کوچک ترین واحد آن است و

سپس از طریق خانواده به فرد منتقل می شود.

 

وضعیت کودکان خیابانی در ایران وجهان

در پیمان جهانی حقوق کودک که نمایندگان 191 کشور جهان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1988 آن را پذیرفته اند و ایران نیز در

سال 1373 به صورت مشروط آن را پذیرفته ،کودک کسی است که کمتر از 18 سال داشته باشد،مگر این که براساس قانون ملی قابل اعمال سن

قانونی کمتر تعیین شده باشد(پیمان جهانی حقوق کودک،1989)

 

بدین خاطر می توان گفت،((کودکان خیابانی)) معمولا" به کودکان ونوجوانان زیر 18 سال که به طرق گوناگون در خیابان ها مشغول زندگی هستند

گفته می شود .تعداد تخمینی کودکان ونوجوانان خیابانی در جهان از 30تا170 میلیون نفر در نوسان است.

براساس نتایج آماری دیگری در این خصوص در حال حاضر 100 میلیون کودک خیابانی در جهان وجود دارد که نیمی از آن ها در کشور های آمریکای

لاتین و بقیه عمدتا"در کشورهای آفریقای و آسیایی به سر می برند.تنها در آنکار واستانبول دو شهر ترکیه نزدیک به 10هزار کودک خیابانی وجود

دارد و در کنیا این میزلن در حدود 160 هزار نفر است .

طبق تعریف یونیسف، واژۀ کودک خیابانی به کلیۀ افراد زیر 18 سال اطلاق می شود که در خیابان ها از طریق گدایی،بزهکاری و اشتغال به شغل

های کاذب فصلی ادامۀ زندگی می دهند و بسیاری از آنان بی سر پناه نیز محسوب می شوند ،یعنی خانه ای برای سکونت ،خواب و نظافت

ندارند.

درایران نیز متأسفانه آمار دقیقی در دست نیست،لکن بنا به گزارش های غیر رسمی فقط در تهران برآورد شده که 20 هزار کودک خیابانی با

سرپرست یا بدون سرپرست زندگی می کنند. به طور کلی، یونیسف کودکان خیابانی را به دو دسته طبقه بندی می کند : دستۀ اول

کودکان ونوجوانانی که غالبا" در طول روز مشغول به کارند و شب ها نزد خانواده هایشان بر می گردند.این کودکان ونوجوانان ممکن است

از خدمات و امکانات اجتماعی مانند مدرسه،کلیساو ارتباط با گروه های دیگر اجتماعی نیز بهره مند باشند،دستۀ دوم کودکان ونوجوانانی

که هم در خیابان ها کار می کنند وهم احتمالا" ارتباطاتی با خانواده هایشان دارند.بر اساس بر آورد ها 75%از کودکان و نوجوانان

خیابانی از گروه اول و20%از گروه دوم اند. 5% باقیمانده نیز ان هایی هستند که معمولا" در خیابان ها به سر می برند و هیچ گونه

ارتباطی با خانواده هایشان ندارند .

براین اساس ،در برخی کشورها مانند برزیل جوانانی که در خیابان به سر می برند 7میلیون نفر از جمعیت از تشکیل می دهند،در هند

کودکان بی خانمان را 44 میلیون نفر تخمین زده اند که البته شامل کو دکان کارگر نیز می شود. در آمریکای لاتین حدود 40 میلیون نوجوان

و جوان رها شده وجود دارند که بدون هیچ گونه حمایت اجتماعی در خیابان ها سر گردان اند و دست به تشکیل گروه ها و باند هایی می

زنند که پد ید آورندۀ ساختاری اجتماعی برای بقای فردی وجمعی آنان است.در کشور ما نیز مسئلۀ کودکان خیابانی امر جدیدی نیست،

لکن افزایش چشمگیر آن در سال های اخیر باعث جلب توجه خاص مسئو لان شده است و صرف نظر از منظرۀ نا مناسبی که در شهر ها ایجاد

کرده،تبعاتی دارد و دست های پنهان و منفوری که پشت این پدیده قرار گرفته زندگی و آیندۀ این کو دکان و نوجوانان را به طور جدی به مخاطره

انداخته است . سازمان تأمین اجتمتعی برای تعریف کودکان خیابانی معیار های خاصی دارد. از نظر این سازمان کو دکان خیابانی ،کودکانی7 تا

15 ساله ،ایرانی الاصل ، دارای شغل کاذب و بی بهره از آموزش هستند.در حالی که در بررسی ای که اخیرا" انجام شده از 200 کودک خیابانی ،

فقط 90 نفر آن ها ایرانی و110 نفر دیگر مهاجران خارجی بوده اند. ضمن این که با توجه به تعریف سازمان تأمین اجتماعی فقط 45 نفر از آن ها

کودک خیابانی قلمداد می شوند.

افزایش کوکان خیابانی در سال های اخیر منحصر به تهران نبوده و در شهرهای دیگر از جمله شهر های زیارتی نیز رخ داده است.تعداد کودکان

خیابانی در استان خراسان در سال 1380 نسبت به سال 1379،29 درصد افزایش داشته است. طبق همین گزارش 11 درصد کو دکان خیابانی در

این استان بی سرپرست اند .34 درصد آن ها به کاراشتغال دارند و 55 در صد آنان به صورت عادی در کنار والدین خود در خیابان ها کار می کنند

نگاهی به وضعیت کودکان خیابانی در ایران ؛علل و عوامل آن

مقدمه

یکی از آسیب های جدی که جامعۀ ما را تهدید می کند گسترش روز افزون کودکان خیابانی است که به دلایل گوناگون بخشی یا همۀ اوقات خود

را در خیابان ها سپری وعمدتا" از طریق تکدی،بزهکاری و شغل های کاذب وفصلی امرار معاش می کنند.گرچه آمار دقیقی از تعداد این کودکان در

دسترس نیست،آماری که بر اساس جمع آوری بخشی از این کودکان تهیه شده بیانگر اهمیت وعمق این فاجعۀ عظیم ملی است که صرف نظر از

مشکلات ومسایلی که در حال حاضر ایجاد می کند،پیامدهای ناگوارتری درآیندهای نه چندان دور برای جامعه در پی خواهد داشت.

طبق آمار رسمی فقط در سال 78 و نیمۀ اول سال 79 حدود 7هزار کودک خیابانی را یکی از مراکز جمع آوری این کودکان پذیرفته ونگهداری کرده

است،کودکانی که از یک روز تا شش سال را در خیابان ها سپری کرده اند و حداقل سن آن ها 3 سال بوده است.

ایجاد خانه های سبز و ریحانه از جمله سیاست هایی است که برخی از متولیان این امر برای جمع آوری کودکان خیابانی در پیش گرفته اندکه در

واقع مراکزی هستند برای پناه دهی به این کودکان.لیکن متأسفانه ایجاد این مراکز نیز نتوانسته تأثیر چندانی بر افزایش روز افزون این پدیدۀ ناگوار

اجتماعی بگذارد و هنوز بسیاری از این کودکان در خیابان ها،میادین و چهار راه ها شب وروز خود راسپری می کنندو هر روز بر تعداد آن ها افزوده

می شود.

در حال حاضر، تهران بیشترین تعداد کودکان خیابانی را در خود جای داده است، ولی زمینۀ گسترش این معضل در شهر های دیگر دیگر از جمله

دو مرکز مهم مذهبی یعنی مشهد و قم نیز وجود دارد.در عین حال مرکز استان های گلستان ،لرستان، فارس و خوزستان نیز تعداد زیادی از

کودکان خیابانی را در خود جای داده اند.

با توجه به آن چهگفتیم ،به نظر می رسدپرداختن به این پدیدۀ اجتماعی وشناخت علل وعوامل آن ضرورتی است که باید در مباحث اجتماعی در

نظر گرفته شود؛ لذا در این مقاله تلاش شده با عنایت به اطلاعات ومستندات مسئلۀ کودکان خیابانی در ایران وعلل وعوامل مؤثر برآن بررسی و

راهکارهای برای پیشگیری از این معضل اجتماعی یا کاهش آن پیشنهاد شود.

تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به رغم تبعات مثبت برای نظام ها وجوامع گوناگون منشأ برخی مسائل و مشکلات اجتماعی نیز

هست. این مشکلات که عمدتا" در کشورهای در حال توسعه به دلیل تطابق نداشتن بافت اجتماعی_اقتصادی با تحولات ایجاد شده به

وجود می آید ، شکاف عمیقی میان اقشار مختلف جامعه ایجاد می کند.

بالطبع در این میان زنان و کودکان آسیب پذیر ترند و لذا سریع تر ودر حوزۀ گسترده تری دچار مشکلات ومصائب آسیب زا می شوند.

به این دلیل به نظر می رسد نه فقط در بر نامه های کلان ودراز مدت توسعه بلکه در سایر برنامه های توسعۀاقتصادی و اجتماعی نیز باید

این قشر مد نظر قرار گیرد. براساس آمار سرشماری سال 1375،بیش از 30میلیون نفر یعنی حدود 51 درصد کل جمعیت در گروه سنی 18 سال

وکمتر قرار داشته اند. بنا برین با کسر معاملات کاهش دهندۀ جمعیتی همچون مهاجرت و مرگ ومیر از سویی وبا توجه به افزایش موالید طی

5 سال اخیر از سوی دیگر به جرئت می توان گفت که جمعیتی چنین جوان در صورت نبود برنامه ریزی مناسب و صحیح موجد بحران هایی

عظیم و غیر قابل کنترل در جامعه می شود. بحران هایی که صرف نظر از ضایعات فکری و معنوی، آسیب هایی جدی به پیکرۀ اقتصادی و

اجتماعی جامعه وارد خواهد آورد.

پدیدۀ ((کودکان خیابانی)) نیز از جملۀ این اسیب هاست ،که گرچه در چند سال اخیر به طور چشمگیری در ایران رو به فزونی نهاده، سابقه ای

طولانی در ایران وسایر کشورهای جهان دارد؛ بنا براین از دیدگاه ((بی سازمانی اجتماعی )) به یکی از اثرات تحولات ایجاد شده در کشور یعنی

پدیدۀ((کودکانی خیابانی)) می پردازیم وضمن بررسی علل آن، برخی از مسایل این کودکان همچون مسئلۀ آموزش،بهداشت واشتغال را به طور

اجمالی بررسی می کنیم.

مسائل ومشکلات اجتماعی از مناظر گوناگون بررسی وتبیین شده اند، لکن به نظر می رسد رویکرد((بی سازمانی اجتماعی)) برای طرح و

بررسی مشکلات اجتماعی کار آتر است. این رویکرد پس از جنگ جهانی اول،به تدریج جایگزین نظریۀ((آسیب شناسی اجتماعی)) در تبیین

مسائل اجتماعی شد.

کودکان خیابانی و بی سازمانی اجتماعی

موج مهاجرت مردم از روستا به شهر و در نتیجه گسترش شهر نشینی، تحول اقتصاد کشاورزی به صنعتی، ایجاد فناوری های نوین، متحول

شدن وسایل ارتباط جمعی و... تبعاتی داشت که از دیدگاه صاحب نظران این رویکرد نه ناشی از خصوصیات و ویژگی های روحی _روانی افراد

بلکه عمدتا" متأثر از تحولات و تغییرات اجتماعی بود.

از این دیدگاه،به جای مقایسۀ بایک ارگانیسم ،باید جامعه راعنوان نظامی عظیم وپیچیده توصیف کرد که قسمت های گونا گون آن باید برای

ادامۀ کارکرد خود هماهنگ شوند.مفهوم (( سازمان اجتماعی )) برای اشاره به این هماهنگی وانتظام توسعه یافت. از این منظر مسایل و

مشکلات اجتماعی ناشی از ضعف های اخلاقی افراد نیست، بلکه بیشتر ناشی از سیرت اخلاقی اجتماعی و بی کفایتی خود مقررات

اجتماعی است که ایجاد نا هماهنگی ونبود کنترل می کند وباید تغییر کند.از پیشگامان این رویکرد می توان از دبلیو.ای.توماس وفلوریان

زنانیکی نام برد.

بی سازمانی اجتماعی زمانی در جامعه رخ می دهد که نارسایی و شکست در پایگاه ها و نقش هایی که به هم مربوط می شود به وقوع

بپیوند د واهداف جمعی وفردی کمتر تحقق یابد.بی سازمانی اجتماعی نسبی ودارای درجاتی است. در عین حال بی سازمانی اجتماعی

در هر جامعه متأثر از قضاوت ها و انتظارات اجتماعی واخلاقی آن جامعه است. این امر باعث شده معیار ها و شرایط خاصی برای به وقوع

پیوستن بی سازمانی اجتماعی وجود نداشته باشد؛ زیرا هر پدیده ای به تناسب فرهنگ جامعه تبیین می شود . به عبارت دیگر ، چون

بی سازمانی امری وابسته به باورهای اخلاقی هر جامعه است، ممکن است ظهور یک پدیده در جامعه ای ، بی سازمانی تلقی شود

ولی در جامعه ای دیگر بدین گونه نباشد. با وجود این ، عواملی که در ایجاد بی سازمانی اجتمتعی دخالت دارند تقریبا"در تمامی جوامع

مشابه اند که در این خصوص می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

وجود نارسایی ووقفه در ارتباط میان مردم: از این منظر بی سازمانی ممکن است بر اثر نارسا یی ها و وقفه هایی باشد که در کانال های

کار آمد ارتباطی میان مردم در نظام اجتماعی پدید می آید ؛ مردمی که تابع را بطۀ متقابلی میان آن چه از نظر اجتماعی ملزم به انجام دادن

آن اندو آن چه به طور فردی می خواهند انجام دهند،هستند.

نقص در فریند اجتماعی شدن: وجود نقص در فرآیند های اجتماعی شدن که نیازمند کسب گرایش ها ،مهارت هاو شناخت برای کامل کردن

نقش های اجتماعی است، یک دیگر از دلایل بی سازمانی به شمار می رود؛ مثلا" به دنبال تحرک سریع اجتماعی برخی از افراد پر تحرک قبل

از این که به صورت کامل در پایگاه جدید قرار گیرند،انتظارات وخواسته های جدیدی مطرح می سازند. این امر اختلالات و نقص هایی در ووضعیت

جدید ایجاد می کند که مشکلات بی سازمانی از آن ناشی می شود.

تریبت نادرست خواست های اجتماعی:در برخی مواقع بی سازمانی ناشی از تربیت نادرست نیازها در مردمی است که به ناچار پایگا ه

های گوناگونی را در جامعه اشغال کردهاند. به عبارتی ،فرد در اجرای نقش های متعدد وبعضا"متناقض با یکدیگر دچار آشفتگی ها و در گیری

هایی درونی می شود و ممکن است این فشارها منجر به ایجاد رفتاری غیر اجتماعی و غیر قابل پیش بینی در او شود.

پدیدۀ((کودکان خیابانی)) نیز گرچه در نگاه اول متأثر از مشکلات تربیتی و اقتصادی درون خانواده ها به نظر می رسد، چنان با ژرف نگری بررسی

شود به خوبی می توان تأثیر تحولات سریع اقتصادی_اچتماعی نظام وناهمگونی آن را با بافت فرهنگی جامعه در آن دید.

در حال حاضر نه تنها کار گزاران و متوالیان سازمان های مربوط بلکه تمامی آحاد جامعه باید در قبال مسئلۀ کودکان خیابانی احساس مسئولیت

کنند و همه باید به نوعی در فراهم کردن زمینه ای سالم برای رشد و پروش این کودکان سهیم شوند.

پدیدۀ کودکان خیابانی پیش از آن که ناشی از خانوادۀ ناسالم وتربیت ناهنجار باشد متأثر از ساخت بیمار گونۀ جامعه است.زیرا اثرات منفی

تحولات سریع ونظام میافته اجتماعی _اقتصادی در مرحلۀ اول گریبانگیر نهاد های اجتماعی است که خانواده کوچک ترین واحد آن است و

سپس از طریق خانواده به فرد منتقل می شود.

 

وضعیت کودکان خیابانی در ایران وجهان

در پیمان جهانی حقوق کودک که نمایندگان 191 کشور جهان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1988 آن را پذیرفته اند و ایران نیز در

سال 1373 به صورت مشروط آن را پذیرفته ،کودک کسی است که کمتر از 18 سال داشته باشد،مگر این که براساس قانون ملی قابل اعمال سن

قانونی کمتر تعیین شده باشد(پیمان جهانی حقوق کودک،1989)

 

بدین خاطر می توان گفت،((کودکان خیابانی)) معمولا" به کودکان ونوجوانان زیر 18 سال که به طرق گوناگون در خیابان ها مشغول زندگی هستند

گفته می شود .تعداد تخمینی کودکان ونوجوانان خیابانی در جهان از 30تا170 میلیون نفر در نوسان است.

براساس نتایج آماری دیگری در این خصوص در حال حاضر 100 میلیون کودک خیابانی در جهان وجود دارد که نیمی از آن ها در کشور های آمریکای

لاتین و بقیه عمدتا"در کشورهای آفریقای و آسیایی به سر می برند.تنها در آنکار واستانبول دو شهر ترکیه نزدیک به 10هزار کودک خیابانی وجود

دارد و در کنیا این میزلن در حدود 160 هزار نفر است .

طبق تعریف یونیسف، واژۀ کودک خیابانی به کلیۀ افراد زیر 18 سال اطلاق می شود که در خیابان ها از طریق گدایی،بزهکاری و اشتغال به شغل

های کاذب فصلی ادامۀ زندگی می دهند و بسیاری از آنان بی سر پناه نیز محسوب می شوند ،یعنی خانه ای برای سکونت ،خواب و نظافت

ندارند.

درایراتن نیز متأسفانه آمار دقیقی در دست نیست،لکن بنا به گزارش های غیر رسمی فقط در تهران برآورد شده که 20 هزار کودک خیابانی با

سرپرست یا بدون سرپرست زندگی می کنند. به طور کلی، یونیسف کودکان خیابانی را به دو دسته طبقه بندی می کند : دستۀ اول

کودکان ونوجوانانی که غالبا" در طول روز مشغول به کارند و شب ها نزد خانواده هایشان بر می گردند.این کودکان ونوجوانان ممکن است

از خدمات و امکانات اجتماعی مانند مدرسه،کلیساو ارتباط با گروه های دیگر اجتماعی نیز بهره مند باشند،دستۀ دوم کودکان ونوجوانانی

که هم در خیابان ها کار می کنند وهم احتمالا" ارتباطاتی با خانواده هایشان دارند.بر اساس بر آورد ها 75%از کودکان و نوجوانان

خیابانی از گروه اول و20%از گروه دوم اند. 5% باقیمانده نیز ان هایی هستند که معمولا" در خیابان ها به سر می برند و هیچ گونه

ارتباطی با خانواده هایشان ندارند .

براین اساس ،در برخی کشورها مانند برزیل جوانانی که در خیابان به سر می برند 7میلیون نفر از جمعیت از تشکیل می دهند،در هند

کودکان بی خانمان را 44 میلیون نفر تخمین زده اند که البته شامل کو دکان کارگر نیز می شود. در آمریکای لاتین حدود 40 میلیون نوجوان

و جوان رها شده وجود دارند که بدون هیچ گونه حمایت اجتماعی در خیابان ها سر گردان اند و دست به تشکیل گروه ها و باند هایی می

زنند که پد ید آورندۀ ساختاری اجتماعی برای بقای فردی وجمعی آنان است.در کشور ما نیز مسئلۀ کودکان خیابانی امر جدیدی نیست،

لکن افزایش چشمگیر آن در سال های اخیر باعث جلب توجه خاص مسئو لان شده است و صرف نظر از منظرۀ نا مناسبی که در شهر ها ایجاد

کرده،تبعاتی دارد و دست های پنهان و منفوری که پشت این پدیده قرار گرفته زندگی و آیندۀ این کو دکان و نوجوانان را به طور جدی به مخاطره

انداخته است . سازمان تأمین اجتمتعی برای تعریف کودکان خیابانی معیار های خاصی دارد. از نظر این سازمان کو دکان خیابانی ،کودکانی7 تا

15 ساله ،ایرانی الاصل ، دارای شغل کاذب و بی بهره از آموزش هستند.در حالی که در بررسی ای که اخیرا" انجام شده از 200 کودک خیابانی ،

فقط 90 نفر آن ها ایرانی و110 نفر دیگر مهاجران خارجی بوده اند. ضمن این که با توجه به تعریف سازمان تأمین اجتماعی فقط 45 نفر از آن ها

کودک خیابانی قلمداد می شوند.

افزایش کوکان خیابانی در سال های اخیر منحصر به تهران نبوده و در شهرهای دیگر از جمله شهر های زیارتی نیز رخ داده است.تعداد کودکان

خیابانی در استان خراسان در سال 1380 نسبت به سال 1379،29 درصد افزایش داشته است. طبق همین گزارش 11 درصد کو دکان خیابانی در

این استان بی سرپرست اند .34 درصد آن ها به کاراشتغال دارند و 55 در صد آنان به صورت عادی در کنار والدین خود در خیابان ها کار می کنند

از سوی دیگر ، آمار نشان می دهد که پس از تهران به ترتیب مشهد و قم بیشترین تعداد تعداد کودکان خیابانی را دارد که علت اصلی آن زیارتی

بودن این شهرهاست.زندگی در خیابان ها مشکلاتی برای کودکان ایجاد می کند که از زوایای گوناگون قابل بررسی است .از جملۀ این مشکلات

می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

الف.مشکلات بهداشتی :در میان مکلات بهداشتی ،سوءتغذیه مهم ترین عامل بیماری کودکان خیابانی است.این کودکان به دلیل محرومیت از

مواد مغذی و و یتامین ها و سایر ملزومات غذایی عمدتا"به مشکل سوءتغذیه دچار می شوند . براساس نتایج یک بررسی انجام شده ،تمامی

کودکان خیابانی دچار سوءتغذیه هستند.پس از آن بیماری های مزمن گوارشی است به دلیل استفاده ازموادغذایی نا سالم وغیر بهداشتی

ایجاد می شوند.کودکان خیابانی به بیماری های پوستی نیز مبتلا می شوند.شیوع این بیماری بیشتر به دلیل آلودگی محل زندگی وخواب

کودکان است وواگیردار بودن این بیماری ها باعث میشود که سایران نیز در معرض ابتلا به آن قرار گیرند.

مشکل امرار معاش ونبود امکان دسترسی به مشاغل ثابت کودکان خیابانی وبیش از بیش در معرض استثمار شدن ونهایتا" در گیر شدن در

فعالیت ها وموقیت های خطرناک و غیر قانونی قرار می دهد که استثمار جنسی ونیز اعتیاد به مواد مخدر به منظور ایجاد وابستگی هرچه بیشتر

به رهبران گروه های قاچاق مواد مخدر از آن جمله است.

پیامد این وابستگی ابتلا به بیماری های جنسی به خصوص بیماری ایدز و قرار گیری در معرض ویروس HIV است. شایان ذکر است که معمولا"

15درصد کسانی که در معرض ویروس HIV قرار می گیرند به بیماری ایدز مبتلا خواهند شد.

استفاده از مواد تزریقی نیز در کنار سایر مواد مخدر نه فقط آن ها را به اعتیاد مبتلا می سازد بلکه احتمال آلودگی آن ها را به سایر بیماری های

مسری بیشتر می کند.

ب.مشکلات رفتاری واخلاقی:یادگیری فرهنگ خشن خیابانی از ویژگی های رفتاری و اخلاقی کودکان خیابانی است که باعث می شود به

دلیل نقصان در فرآیند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری نمی توانند رفتاری همسن سایر گروه های سنی خود داشته باشند.قطعا"کودکانی که در

محیط خانوادگی ناسالم وبیمار رشد می کند و بیشتر وقت خود را در خیابان ها ومیادین در میانافراد بزهکار و مجرم می گذارنند نمی توانند از

تربیت صحیحی برخودار شوند وبالطبع در ایجاد ارتباط اجتماعی مناسب با دیگران نیز نیز نا توان اند.

گروه های خیابانی فرهنگ خاص درون گروهی دارند .استفاده از اصطلاحات خاص وغیر متعارف زاییدۀ همین فرهنگ است.همراهی وهمزیستی با

بزهکاران و مجرمان در گروه های خیابانی و زندگی مشترک با آن ها در سرپناه های خیابانی وحداکثر زندگی در خانواده هایی با مشکلات

اقتصادی،از هم گسیختگیو محیطی پر آشوب وبحرانی از جمله زمینه هایی است که بستر مناسب ومساعدی را برای شکل گیری شخصیتی

ناسازگار ومنامتعادل مهیا می سازد ودر چنین بستری قطعا" نمی توان به شکل گیری شخصیت سالم اجتماعی امیدوار بود.

مشکل کسب درآمد سویی و افزایش تعداد کودکان خیابانی از سوی دیگر آن هارا به رقابتی هرچه بیشتر بل یکدیگر ترغیب میکند واین رقابت

تحقیر آمیز به همراه استفاده از روش هایی برای جلب ترحم دیگران و کسب درآمد بیشتر از سایران وضعیتی رقت انگیز برای آنان به وجود

می آورد.

ج:آسیب های اجتماعی:بسیاری از کودکان خیابانی به دلیل افتادن در دام قاچاقچیان و خلافکاران مورد سوء استفاده های جنسی قرار

می گیرند. این کودکان که عمدتا" منبع در آمد خانواده هستند ممکن است به دلایل گوناگونبه ست نیروهای انتظامی بازداشت شوند که در این

صورت خانواده هایشان برای رهایی آن ها اقدام می کنند.با وجود این ،پس از آزادی مجددا"خانوادهایشان آن ها را برای ادامۀ امرار معاش از طریق

تکدی و .....به خیابان ها می فرستند.

در واقع ،گذران زندگی وامرار معاش راهی جز پیوستن به گروه های تبهکار و قاچاقچی پیش روی این کودکان قرار نمی دهد.

این کودکان از همان اوایل شروع کار در دام گروه های قاچاقچی و خلافکار گرفتار میشوند وتحت آموزش های نامناسبی برای استثمار و بهره گیری

های جنسی قرار می گیرند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :

_آموزش کودکان برای استفاده از آن ها در حمل وتوزیع مواد مخدر،مشروبات الکلی ومواد غیر قانونی دیگر.

_آموزش کودکان وبه کارگیری آنها برای تکدی گری.

_آموزش وبهکارگیری کودکان برای انواع سرقت،جیب بری،کیف زنی ،کیف قاپی و....

_بهره کشی و سو ءاستفاده های جنسی از آنان.

_فروش کودکان برای تجارت اعضای بدن آن ها.

_آموزش وبه کارگیری در اماکن فساد ،قمار خانه ها ،عشر تکده ها برای خدمات رسانی و یا سو ء استفادۀ جنسی؛فروش یا اجارۀکودکان به

منازل مجردی برای بهره کشی جنسی.

_به کار گیری در مشاغل دستفروشی و کارهای ازاین قبیل.

 

د:اشتغال کودکان:درتمامی جوامع کودکن ونوجوانان خیابانی برای ادامۀ زندگی ناگزیر ند شغلی درآمد زا بیابند.این مشاغل عمدتا" موقت و غیر

رسمی اند واز حمل ونقل زباله،شستن اتومبیل ،مراقبت از اتومبیل،سیگار فروشی و.......گرفته تا مشاغل غیر قانونی ولی درآمد زا مانند فروش

مواد مخدر را در بر می گیرد.

در مفهوم بین المللی ،مشاغل کودکان ونوجوانان خیابانی را به دو دسته تقسیم می کنند که شامل مشاغل موقت غیر رسمی و حرف حاشیه ای غیر رسمی می شود.

بخش غیر رسمی عبارت است از گروه های کوچک خانوادگی ومراکز و خرده فروشانی که قوانین نیروی کار کودکان را دور می زنند ویا زیر پا

می گذارند که به مواردی از آن ها اشاره کردیم. کودکان ونوجوانان خیابانی بعضا" به دلیل دسترسی نداشتن به مشاغل رسمی به این گونه

مشاغل روی می آورند.

ه:آموزش کودکان :کودکان خیابانی کمتر به درسه میروند وکمتر به مراحل تحصیلی بالاتر می رسند.مشکلات خانوادگی و نابسامانی زندگی

زندگی عمدتا" آنان را از ادامه تحصیل باز می دارد واین معضل معمولا"در اولین سال های خیابان گردی گریبان گیر این کودکان می شود. گرچه

امکان ادامۀ تحصیل ویا موفقیت آنان با وجود این مشکلات نیز عملا" متصور نیست.

آمارموجود در خصوص تعداد کودکان واجب التعلیمی که به مدرسه نمی روند بیانگر این است که حدود30 درصد کودکان واجب التعلیم در مقطع

دورۀ ابتدایی به مد رسه نرفته اند. این میزان در پاکستان 25 میلیون نفر از کودکان را در می گیرد.

همچنین 80 درصد کودکان بنگلادشی ،31 درصد کودکان مکزیکی و 33درصد کودکان پاکستانی در دورۀ ابتدایی ترک تحصیل کردهاند

عوامل موثر در گسترش پدیدۀ کودکان خیابانی

در میان عوامل گوناگونی که در خصوص گسترش پدیدۀکودکان خیابانی مطرح شده می توان به موارد ذیل اشاره کرد. گرچه برخی از این موارد

در قالب مشکلات خانواده بیان شده، باید توجه کنیم که این مشکلات محیط خانواده نیزمتأثر از اثرات جامعۀ بزرگ تری است.

1.بدرفتاری پدر ومادر یا پدر و مادر خوانده با کودکان و نوجوانان .

2. مها جرت دسته جمعی خانواده ها از روستا یا شهر های کوچک به شهر های بزرگ که موجب آوارگی ،سر گردانی روحی ومعنوی اطفال در

محیط های بزرگ و نا مأنوس می شود.

3.منطبق نبودن وضع زندگی وعادات واخلاق روستاییان با تمدن شهری.

4.افزایش سر سام آور هزینه های زندگی خانواده ها در مرکز شهرهای بزرگ وبرآورده نشدن نیاز های اولیه مثل غذا و مسکن و پوشاک .

5.کمبود فرصت های شغلی در جامعه واشتغال کودکان و نوجوانان به مشاغل کاذبی نظیر واکسن زدن ، سیگار فروشی ،دستفروشی ،روز نامه

فروشی و پاک کردن اتو مبیل ها در چهار راهها.

6.وجود اختلا فات خانوادگی و نبود احساس آرامش و امنیت در محیط خانوادگی.

در عین حال باید توجه کنیم که برای آگاهی دقیق ترا از علل گسترش پدیدۀ کودکان خیابانی باید به بررسی و پژوهشی جدی در این خصوص

همت گماشت.

سیایت های موجود و نقدی بر آن

تا کنون سیاست های متفاوتی در رویارویی با این پدیده اتخاذ شده است. ایجاد خانه های سبز برای نگهداری از پسران خیابانی و ریحانه برای

نگهداری از دختران فراری وخیابانی از این دسته است.

مرکز خانۀ سبزکه از ابتدای سال 1376 فعالیت خود را آغاز کرده،با ایجاد دفاترثابت وسایر در مناطقی که معمولا" این گونه کودکان در آنجا پناه

می جویند ،از جمله پایانه های شرقی ،جنوب،مرقدامام،راه آهن وحرم حضرت عبدالعضیم تلاش میکند این کودکان رابه این خانه هدایت کند.

این مراکز از نظر سازمانی و تشکیلاتی به معاونت اجتماعی شهرداری وابسته است.

از دیگر مراکزی که در این خصوص فعالیت دارد می توان از مرکز ساماندهی کودکان ونوجوانان خیابانی نام برد که کانون اصلاح و تربیت احداث کرده

است وهمچنین مراکز وابسته به سازمان بهزیستی ،کمیتۀ امداد،شهرداری وبرخی سازمان های خیریه (غیر دولتی).

یکی ازسیاستهایی که مرداد سال گذشته اجرای آن آغاز شده ،اجرای طرح گستردۀ ستاد ویژه ای است که در وزارت کشور مستقر شده

و نهادهای مسئول در آن عضویت دارند.اینطرح با بوجۀ 19 میلیارد ريالی به صورت خاص برای جمع آوری کودکان خیابانی در نظر گرفته شده

که 10 میلیارد آن برای کارهای تخصصی و رفع نیاز های متکدیان و کودکان خیابانی و 9 میلیارد آن به منظور اجرای این طرح پیش بینی شده

است.

هدف از اجرای این طرح ایجاد اشتغال برای متکدیان ،باز پروری افراد،باز گرداندن آنان به خانواده،باز پروری غیر متمرکز ،کار آموزی و حرفه آموزی

کودکان خیابانی است.براین اساس وزارت کشور افراد جمهع آوری شده را در اردوگاه های تعیین شده سکنی می دهد تا پس از طبقه بندی

به سازمان های مربوط تحویل شوند.

سیایت های در پیش گرفته شده صرفاگدر راستای باز گرداندن کودکان خیابانی به چرخۀ طبیعی زندگی خانوادگی موثر خواهد بود و به عبارتی

مسکنی است پس از ابتلا به درد .در حالی که هجوم سیل فزایندۀ کودکان بی سرپناه به خیابان ها به خصوص در تهران ،مشهد و قم همچنان

ادامه دارد.

از جمله مشکلاتی که به این طرح وارد است می توان به نکات ذیل اشاره کرد:

جمع آوری کودکانی از این قشر که مدت های مدیدی در خیابان ها زیسته اند وبا فرهنگ خیابان گردی مأنوس شدهاند،بدون پیش بینی مکان و

امکانات مناسب که بتواند پذیرایآن ه باش ،قطعا"بی نتیجه خواهد بود .این کودکان بسیاری از آموزش های بزهکارانه را در همین مرکز پناه دهنده

از یکدیگر فرا می گیرند.

بسیاری از این کودکان سرپرست مناسبی ندارند ودر نیجه انتقال آن ها به باعث خواهد شد که دیریا زود مجددا"به خیابا راه یابند و زند گی

خیابانی را سر گیرند.

راهکارها

همان گونه که اشاره کردیم یکی از علل ایجاد مسائل اجتماعی بی سازمانی اجتماعی است.بر اساس این رویکرد به علت تضاد فرهنگی،

بی هنجاری وضعف قوانین ،نهادها ومناسبات اجتماعی ناموزون می شود،افراد احساس ناکامی می کنند،کنترل اجتماعی درهم می شکند

و مشکلات اجتماعی زیادی پدیدار می شود .این وضعیت تا حدود زیادی نتیجۀ تغییرات اجتماعی سریع وکنترل نشدهای است که تعادل همۀ

امور رابرهم می زند .براین اساس ،حل مسئلاجتماعی نیازمند ایجاد مجموعهای از قوانیین کارآمد،روشن وباثبات است تا از سرعت تغییرات

اجتماعی کاسته شود و در نظام اجتماعی ،هماهنگی پیشین خود را باز یابد .

در واقع ،براساس این رویکرد ممکن نبودن پیش بینی تحولات باعث نا هماهنگی میان بخش های اجتماعی می شود و این امراز عوامل مؤثر

در ایجاد مشکلات و مسائل اجتماعی است.

در عین حال باید توجه کنیم که هر نظامی در جریان تحولات اقتصادی و اجتماعی خود ناگزیر از طی فرایند ی است که برای دستیابی به توسعه

اجتناب نا پذیر می نماید . لذا باید برای کاهش هزینه ها و تبعات ناخواسته تدبیری اندیشید.

توجه به اهداف ذیل تا حدی از عوارض نا خواسته تا دستیابی به اهداف نهایی می کاهد.این اهداف عبارت است از:

1. آموزش درک و شناخت صحیح رفتار کودکان و نوجوانان در سنیین گوناگون ونحوۀ رویارویی با مشکلات و رفتار های خاص کودکان و نو جوانان به خانواده ها.

2. گسترش چتر آموزش کودکان در مناطق محروم و اتخاذ سیاست های مناسب برای ایجاد عزم ملی در این زمینه وایجاد زمینه های مناسب

برای امکان ادامۀتحصیل کودکان شاغل.

3. ادغام فعالیت های رفاهی برخی سازمان های حمایت کننده در زمینۀرفاه اجتماعی همچون سازمان بهزیستی وکمیتۀ امداد و همانگ کردن

فعالیت آن ها تا دستیابی به این هدف.

4.تدوین قوانین مناسب برای حمایت از حقوق کودکان.

5.سپردن کودکان رها شده ،بد سرپرست یا بدون سرپرست به خانواده های مناسب و نظارت بر نحوۀ آموزش و تربیت آن ها.

منبع:مقالات اولین همایش ملی آسیب های اجتماعی در ایران خرداد 1381(روسپیگری، کودکان خیابانی وتکدی گری)

گرداورنده :کارشناس خدمات اجتماعی (موسوی)



موضوعات مرتبط: آسیهای اجتماعی

تاريخ : دوشنبه هشتم بهمن 1386 | 7:18 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

Ø    اگه یکی دستتو گرفت دستت لرزید قلبت لرزید بدنت لرزید واسه عشق عجله نکن شاید بابابرقی باشه

 

Ø   عروس وارد يك مجلس می شه، مادرشوهر مي گه: صلی علي محمد ... دشمن جونم اومد. عروس مي گه: عقرب زير قالي ... خواستي پسر نياري

 

Ø   کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم کودک گفت:مي دانستم با او نسبت داري



موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 | 17:21 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 

اختلافات زیادی بر سر تشخیص روانپزشکی اسکیزوفرنیا وجود دارد. این جزوه تئوری ها و ایده های متفاوتی که درباره نحوه تشخیص، علل و درمان این بیماری وجود دارد را توضیح می دهد. این جزوه همچنین به کسی که مبتلا به چنین بیماری است و همینطور به خانواده و دوستان او راهنمایی های عملی می کند. واژه اسکیزوفرنیا بطور وسیع در نظام روان پزشکی استفاده می شود.

روانپزشکان آن را نوعی جنون (psyhosis) می شناسند. به باور آنها فرد اسکیزوفرنیک قابلیت تمیز دادن بین افکار، ایده ها و تصورات قوی خودش و واقعیت (ادراکات مشترک، مجموعه ایده ها و ارزش های افراد دیگری که در فرهنگ او آن را واقعیت می نامند) راندارد. از جمله عوارض این بیماری این است که فرد ممکن است صداهایی را بشنود یا ممکن است فکرکند که افراد دیگر می توانند فکر او را خوانده و یا افکار او را کنترل کنند.

بیشتر روانپزشکان این عوارض را ناشی از نوعی اختلاط روانی (psychiatric disorder) می دانند و برای درمان آنها «تسکین بخش» (tranquillizers) قوی تجویز می کنند. البته همه این باورها درباره چنین وضعیت روحی را قبول ندارند. تفسیر دیگر از این وضعیت روحی آن را ناشی عکس العمل منطقی یا طبیعی نسبت به وقایع سخت زندگی می داند، بعبارت دیگر آن را حالت افراطی اضطراب تشخیص می دهد. بسیاری مایلند به اسکزوفرنیا در «تمامیت» خود نگاه کنند. آنها بر لزوم درک تجربه فردی یا شخصی و اهمیت اینکه این تجربه چه تاثیری بر فرد گذاشته، تاکید می کنند.

شنیدن صدا، بعنوان مثال، در فرهنگ های مختلف و نظام های مذهبی مختلف، معانی مختلف دارد.

 

چگونه روانپزشکان این وضعیت را تشخیص می دهند؟

مشکلاتی از این قبیل معمولا با سردرگمی یا حتی تغییرات قابل ملاحظه در رفتار صورت می گیرد. مهم است که بتوان عوامل ممکن دیگر را حذف کرد.

این عوارض ممکن است مشابه مشکلات دیگر روحی مانند «اختلاط دو قطبی» (bipolar disorder) یا «اختلاط اسکیزوفرنیک ساز» (schizoaffective disorder) باشد، یا در نتیجه مشکلات جسمی معینی رخ داده باشد.

 

روانپزشکان این وضعیت روحی را با توجه به عوارض “مثبت” و “منفی” متفاوتی تشخیص می دهند:

عوارض “مثبت” شامل اینهاست:

·  اغتشاش فکری

·  حالت هزیانی (hallucinations)، مانند شنیدن صداها و یا اصوات دیگر

·  اوهام (delusions)

 

عوارض “منفی” شامل اینهاست:

·  احساس بی تفاوتی یا بی احساسی

·  ناتوانی در تمرکز کردن

·  اجتناب از تماس با افراد دیگر

·  نیاز داشتن به حفاظت

 

اغتشاش فکری:

کسی در اغتشاش فکری است که نتواند رشته منطقی افکارش را دنبال کند و ایده های او درهم ریخته و یا به سختی قابل فهم توسط دیگران باشد. این وضعیت امکان محاوره را سخت کرده و ممکن است به حس تنهایی و انزوای فرد کمک کند.

 

حالت هزیانی (Hallucinations):

برخی افراد صداهایی را می شنوند که دیگران نمی شوند. این صداها ممکن است صداهای آشنا، دوستانه یا انتقادی باشند. این صداها ممکن است رفتار یا افکار فرد شنونده را بررسی می کنند و یا ممکن است به او بگویند چه باید بکند. صرف شنیدن این قبیل صداها به معنای داشتن اسکیزوفرنیا نیست.

بر اساس برخی تحقیقات در حدود چهار درصد جمعیت این قبیل صداها را می شنوند و برای بسیاری این وضعیت باعث مشکلی نمی شود. ولی کسانی که مبتلا به اسکیزوفرنیا هستند جزو کسانی هستند که بیشترین صداهای انتقادی و غیردوستانه را می شنوند. آنها ممکن است این صداها را همه عمرشان شنیده باشند، ولی یک واقعه سخت در زندگی ممکن است شنیدن این صداها را برای آنها شدیدتر و دشوارتر کرده باشد.

برخی مواقع افراد علاوه بر این گونه صداها” اصوات دیگر هم می شنوند.

 

اوهام (Delusions):

اوهام به باورها و تجاربی می گویند که دیگران در داشتن آنها شریک نیستند. بعنوان مثال ممکن است کسی فکرکند که او توسط افراد پلیس مخفی تعقیب می شود و یا توسط نیروهای غیبی کنترل می شود که افکار معینی را در سر او گذاشتند.

 

عوارض منفی

به این عوارض که شامل کناره گیری اجتماعی، بی تفاوتی و ناتوانی در تمرکز را شامل می شوند، عوارض “منفی” و نه “مثبت” می گویند زیرا خصوصیات آنها چندان روشن نیست. براحتی نمی توان گفت که آیا این عوارض بخشی از عوارض اسکیزوفرنیا هستند و یا آنها عوارض عکس العمل فرد در مقابل چیزهای دیگری است که باعث سرخوردگی و ترس او شده اند. بعنوان مثال بسته به اینکه فرد از چه تجربه ای برخوردار است، ممکن است برای ساعات متمادی بی حرکت و ساکت بنشیند و یا بدور مداوم در حرکت باشد.

همچنین چنین عوارضی می توانند واکنشی نسبت به رفتار سایرین باشد. در اغلب موارد کسی که دارای مشکلات عقلی یا ذهنی است، با بی توجهی یا تبعیض مواجه می شود، و این باعث می شود که او احساس انزوا، افسردگی یا نومیدی بکند.

 

آیا ممکن است برخی افراد احتمال بیشری در ابتلاء به این بیماری داشته باشند؟

از هر صد نفر یک نفر در مقطعی از زندگی اش – معمولا وقتی یک فرد بالغ جوان است — به این بیماری مبتلا می شود. این رقم برای زن و مرد کماکان یکی است، ولی مردها معمولا در سن جوانتری به این بیماری مبتلا می شوند. احتمال بیشتری دارد که به شما گفنه شود که مبتلا به این بیماری هستید اگر که فی الحال یکی از اعضای خانواده تان این بیماری را داشته است.

تخمین زده شده است که حدود یک سوم کسانی که از چنین اختلاطی رنج می برند فقط یک بار در زندگی شان آنرا تجربه میکنند. یک سوم دیگر آنها ممکن است این وضعیت را گهگاه تجربه کنند. در حالی که یک سوم دیگر ممکن است آن را برای همیشه تجربه کنند.

وقتی یک روانپزشک از تجارب فرهنگی، مذهبی و یا اجتماعی متفاوتی از بیمار خود برخوردار است ممکن است در تشخیص او دچار اشتباه شود. بعنوان مثال، در انگلستان این نگرانی وجود دارد که چرا در بین کسانی که تشخیص داده شده است از این بیماری رنج می برند بطورغیر متناسبی تعداد زیادی از مردان جوانی که از آفریقا یا جزایر کارائیب می آیند (African-Caribbean) وجود دارند. این وضعیت باعث شده که برخی از متخصصین این ایده را مطرح کنند که گویا کل ایده اسکیزوفرنیا متکی به باورهای نژادپرستانه است. برخی افراد بر این باورند که از آنجا که در بین متخصصین، یکانگی در تعریف، علل، و درمان مناسب برای اسکیزوفرنیا وجود ندارد بنابراین نباید آن را بعنوان یک اختلال روانی تعریف کرد.

 

آیا کسانی که از اسکیزوفرنیا رنج می برند خطرناک هستند؟

در وسایل ارتباط جمعی در باره اسکیزوفرنیا بیش از سایر اختلاطات روانی دیگر اطلاعات غلط وجود دارد. یکی از اسطوره های غلط عمومی در این باره این است که گویا اسکیزوفرنی به معنای “شخصیت دوگانه” است و کسی که از این وضعیت رنج می برد ممکن است از حالت آرام به حالت غیر قابل کنترل تغییر مزاج بدهد.

اغلب در مطبوعات و تلویزیون داستانهای اغراق آمیزی در باره “اسکیزوفرنیک ها” وجود دارد و از آنها بعنوان افرادی خطرناک که باید تحت کنترل داروهای آرامبخش باشند و در تیمارستان نگه داشته شوند، یاد می کنند. در حقیقت تعداد قتل هایی که توسط افراد مبتلا به اختلاطات روانی طی ده سال اخیر رخ داده است در همان سطح پائین باقی مانده است حال آنکه طی این دوره تعداد قتل های مرتکب شده در انگلستان بطور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است.

بسیاری از کسانی که از اسکیزوفرنیا رنج می برند مرتکب جرایم خشونت آمیز نمی شوند و بسیاری از این گونه جرایم توسط این افراد صورت نمی گیرد. مطابق تحقیقات صورت گرفته افرادی که معتاد به الکل یا مواد مخدر هستند ممکن است دو برابر افراد مبتلا به اسکیزوفرنی مرتکب جرایم خشونت آمیز شوند.

رابطه بین اسکیزوفرنیا و جرایم جدی چنان غیر متعین است که هر گونه پیش بینی درباره ارتباط این دو تقریبا غیرممکن است. مردم اغلب از دست کسانی که صداهایی می شوند، خیلی می ترسند. مهم است که به یاد داشته باشیم که چنین کسانی علیرغم شنیدن این گونه صداها از قدرت تشخیص برای آنکه بر اساس آنها رفتار کنند یا نکنند برخوردارند درست مثل بقیه که به آنها گفته شود کاری را بکنند. این صداها اغلب به این افراد می گویند که خودشان را بکشند تا اینکه فرد دیگری را به قتل برسانند.

خیلی ها علیرغم شنیدن روازنه این صداها تصمیم می گیرند زنده بمانند.

 

چه چیز باعث اسکیزوفرنی است؟

بعلت وجود اختلاف نظر درباره اسکیزوفرنی به سادگی نمی توان گفت که علت آن چیست ولی می توان گفت که ایده های متفاوتی در این باره وجود دارد.

 

ارث بردن:

متحققینی که در صدد یافتن یک “ژن اسکیزوفرنی” بودند تاکنون چنین چیزی را پیدا نکرده اند. البته این باور وجود دارد که برخی ژن ها ممکن است برخی افراد را در ابتلاء به عوارض این بیماری آماده تر کنند هر چند این لزوما به این معنا نیست که این عوارض تا حد بیماری کامل رشد خواهند کرد.

وضعیت جسمی افراد، نحوه بزرگ شدن آنها و محیطی که در آن رشد می کنند احتمالا در ابتلاء به این بیماری نقش ایفاء می کنند به همان سان که وضعیت فیزیولوژیک آنها ممکن است چنین نقشی داشته باشد.

 

وضعیت شیمیایی بدن:

تحقیقات بیو شیمی بر بررسی میزان دوپمین ارتباط های عصبی (neurotransmitter dopamine) متمرکز بوده که مسئول حمل پیغام های بین سلول های مغر هستند. تئوری که در این زمینه وجود دارد حاکی از این است که مقدار بیش از حد دوپمین در افراد اسکیزوفرنیک وجود دارد، ولی هنوز معلوم نیست که آیا این ماده شیمیایی در رشد اسکیزوفرنیا نقش دارد یا نه.

بهر حال داروهای آرامبخش قوی برای تاثیر گذاشتن بر سیستم تولید دوپمین بدن درست شده اند.

 

تجارب خانوادگی:

تئوری هائی مطرح شده دال بر اینکه نوعی خاص از خانواده ها ممکن است در ابتلاء به این بیماری نقش داشته باشند، ولی هنوز این تئوری اثبات نشده است. عموما این باور پذیرفته شده که تجارب اولیه زندگی در تشکیل شخصیت فرد نقش دارند.

 

وقایع سخت زندگی:

بررسی های علمی و همینطور روایات شخصی حاکی از این است که شرایط بسیار سخت زندگی در شروع اسکیزوفرنیا ممکن است نقش داشته باشند. این وقایع شامل وقایعی می شود که زندگی یک نفر را تغییر داده است مانند از دست دادن کسی که به او نزدیک بوده است یا دشواری معمول تغییر شغل. فشارهای دیگر زندگی مانند بی خانمانی، فقر، و آزار نژادی و جنسی ممکن است در ایجاد این بیماری نقش داشته باشند.

بر اساس یکی از مطالعاتی که صورت گرفته، بیش از نیمی از کسانی که می گویند صداهای منفی می شنوند علت آن را سوء استفادهای جنسی و فیزیکی می دانند. حدود یک چهارم از این افراد حس گناه نسبت به رفتار خود را علت شنیدن این صداهای منفی بیان کردند.

 

استفاده نادرست از مواد شیمیایی:

هیچکس هنوز رابطه بین استفاده نادرس از مواد شیمیایی و بروز این بیماری را اثبات نکرده است. بسیاری از محققین فکر نمی کنند چنین ارتباطی وجود داشته باشد، ولی شواهد غیرعلمی (anecdotal evidence) وجود دارد که بر وجود این رابطه تاکید می کند. ممکن است که کسانی که تشخیص داده شده است به این بیماری مبتلاء هستند عکس العمل بدی نسبت به داروهای معینی دارند.

در مجموع، بسیاری از متخصصین فکر می کنند که ترکیبی از یک رشته عوامل مختلف در بروز اسکیزوفرنی نقش دارد: ترکیب ژنتیک کسی ممکن است او را بیشتر آماده ابتلاء به بیماری کند، ولی شرایط سخت زندگی و یا بویژه تجارب خانوادگی و زندگی ممکن است در شروع عوارض این بیماری دخیل باشند.

 

از چه کمکی می توانم برخوردار شوم؟

اگر شما به دکتر خانوادگی تان (GP) مراجعه کنید او ممکن است برای شما داروهایی را تجویز کند و یا به شما نوعی روان درمانی را عرضه کند. او ممکن است در صورتی که بخواهید شما را به یک روانپزشک و یا به یک «تیم امراض روانی در محل» (community mental health team) معرفی کند تا از شما بررسی های بیشتری بعمل آورند.

بسیاری از کسانی که از اسکیزوفرنی رنج می برند در همان محل همیشگی خود زندگی می کنند ولی اگر عواقب بیماری سریعا و بطور جدی بروز کنند در آنصورت ممکن است لازم باشد به بیمارستان بروید.

 

تجویز دارو:

از داروهای آرامبخش امراض روانی (antipsychotics) که همینطور از آنها بعنوان «تسکین بخش» (trasnquillisers) و یا قرص اعصاب (neuroleptics) نام می برند معمولا برای کنترل عوارض مثبت این بیماری استفاده می شود. این داروها ممکن است عوارض جانبی نامطلوب داشته باشند، بویژه اگر به مقدار زیاد استفاده شوند، و یا باعث تسکین فرد شوند به آن حد که برای او مشکل شود تا از اثرات مثبت گفتار درمانی استفاده کند. عوارض جانبی این داروها از جمله شامل این چیزها می شود: عوارض مربوط به اعصاب ماهیچه (مانند لرزش دستان، سفت شدن ماهیچه ها) و اثرات «آنتی ماسکرینیک» (antimuscarinic effects) (تیرگی بینایی، بالا رفتن ضربان قلب، یبوست ، سرگیجگی).

داروهای قدیمی تر آرامبخش امراض روانی مانند کلروپرومازین (chlorpromazine) که اسم تجاری آن لارگاتیل (Largactil) است و هیلوپریدال (haloperidol) که اسامی تجاری آن سره نیس (Serennace) و هالدول (Haldol) است با عواقب جانبی شدید و دراز مدت همراه هستند مانند صدمه دائمی به سیستم مرکزی اعصاب (که به آن تارداو دیسکینزیا می گویند – tardive dyskinesia). ضوابط جدید درباره استفاده از این داروها حاکی از این است که بیمار باید در پائین ترین حد ممکن ازاین داروها استفاده کند. هر وقت که ممکن است چنین افرادی باید از داروهای جدیدتر آرامبخش “غیرعادی” مانند ریسپردون (risperidone)، اولان زاپین (olanzapine)، کوه تیاپین (quetiapine)، امی سلپراید (amisulpiride)، و زوته پین (zotepine) استفاده کنند. این داروها با هدف تخفیف عوارض مربوط به اعصاب ماهیچه تهیه شده اند. نه فقط این داروها مطمئن تر هستند بلکه عواقب منفی بیماری را نیز کم می کنند. این داروها ممکن است بشکل قرص، شربت و یا مایه قابل تزریق عرضه شوند و میزان استفاده از آنها روزانه، هفتگی، هر دو هفته یکبار و یا ماهانه باشد.

این داروها نمی توانند بطور کامل از بروز بیماری جلوگیری کنند ولی شواهدی در دست است که نشان می دهد آنها در کم کردن شدت و فواصل بروز بیماری موثر هستند. استفاده از میزان کم این داروها ممکن است بهترین روش برای کنترل عوارض بیماری و تخفیف عوارض جانبی خود داروها باشد. اگر شما از این داروها استفاده می کنید میزان مصرف آنها باید بطور منظم مرور شود تا مصرف آنها به حداقل ممکن برسد.

افراد بطور متفاوت به این داروها عکس العمل نشان می دهند، و ممکن است مقداری آزمایش لازم باشد تا بهترین نوع دارو برای یک فرد تشخیص داده شود.

برای بسیاری از افراد استفاده از این داروها در کاهش عوارض بیماری بسیار موثر است ولی برخی از بیماران اصلا آن را مفید نمی یابند. برخی از افراد بعلت عوارض جانبی این داروها از استفاده آنها احتراز می کنند و برخی احساس می کنند به آنها اصلا نیازی ندارند.

 

مراقبت در محل (Community care):

هر فرد که برای استفاده از خدمات روانپزشکی در انگلستان معرفی شده است باید نیازهایش ارزیابی شده و نحوه مراقبت مطابق با برنامه موسوم به «روش مراقبت از بیمار» (Care Programme Approach - CPA) تنطیم شود. این ارزیابی باید نیازهای مراقبت پزشکی و اجتماعی شما را بطور کامل تعیین کند. یک هماهنگ کننده نیازهای درمانی شما باید مسئولیت وضعیت شما را عهده دار باشد. شما از این حق برخوردار هستید که بگویید به چه نیازهایی احتیاج دارید و حتی می توانید در زمان طرح این نیازها کسی را بعنوان وکیل تان با خود داشته باشید. این ارزیابی شمامل مددکاران و خویشاوندان بیمار هم می شود. (همین روش کار در ویلز هم وجود دارد).

«تیم امراض روانی در محل» (community mental health team) معمولا این گونه ارزیابی ها را انجام می دهند. هدف از این ارزیابی این است که شما بتوانید بطور مستقل زندگی کیند. این تیم می تواند به شما درباره مسائل عملی مانند امور اداری مربوط به دریافت کمک های مالی از دولت، تامین مسکن و یا سایر خدمات دیگر از قبیل رفتن به مراکز درمانی روزانه (day centres) و یا مراکز کمک های فوری (drop-in centres) کمک کند. این تیم همینطور می تواند ترتیب این را بدهد که یک پرستار امور روانی محلی (community psychiatric nurse – CPN) شما را در محل مسکونی تان ملاقات کند. این پرستاران داروهای تان را به شما تزریق می کنند و ممکن است به شما کمک های عملی دیگر هم بکنند. همینطور ممکن است امکانات دیگری وجود داشته باشد مانند متخصصین بهبود شرایط کار (occupational therapists) که به شما در کسب قابلیت های لازم برای انجام کارهایی که مایل هستید انجام دهید کمک خواهند کرد.

شما می توانید بعنوان بخشی از برنامه «روش مراقبت از بیمار» (CPA) و یا بطور جداگانه از دفتر خدمات اجتماعی بخواهید تا نیازهای شما برای برخورداری از خدمات مراقبتی در محل (community care services) را ارزیابی کند. این می تواند شامل همه چیز از خدمات روزانه گرفته تا نیاز شما به مسکن باشد با این هدف که این خدمات را در محل مسکونی خودتان و یا در محل مسکونی دیگری که متناسب با نیاز شما مجهز شده، فراهم کند.

شما ممکن است به مددکار اجتماعی (caseworker) احتیاج داشته باشید که مشخصا روی وضعیت تان کار می کند و از آنجا که اکنون عرصه های زیادی از خدمات دیگر رایگان نیستند در آنصورت باید هزینه این خدمات نیز در ارزیابی نیازهای تان منظور شود. وقتی که نوعی نیازی که شما برای آن به مراقبت احتیاج دارید برسمیت شناخته شود دیگر می توانید برای حق پرداخت مستقیم (Direct Payments) تقاضا کنید و بجای آنکه مددکارتان توسط دفتر خدمات اجتماعی تامین می شود خودتان او را استخدام کرده و یا به یک مرکز درمانی روزانه معینی بروید.

شما باید بتوانید اطلاعات لازم درباره خدمات درمان روانی محلی تان را از دکتر خانوادگی تان، یا از دفتر خدمات اجتماعی، یا از شعبه محلی انجمن Mind، یا از «تیم امراض روانی در محل» (community mental health team)، یا از شهرداری محلی یا یکی از سازمانهای خیریه بدست آورید. اطلاعات دقیق در این باره را همینطور می توانید در دفتر شماره های تلفن محلی بدست آورید.

پذیرش به بیمارستان:

اگر شما بطور ویژه ای احساس اضطراب می کنید در آنصورت لازم است به جایی بروید که امن و کم دردسرتر باشد. در شرایط فعلی این به معنای رفتن به بیمارستان است. ممکن است در بیمارستان بعلت مجاورت با کسان دیگری که آنها نیر مضطرب هستند، و یا برخوردار نبودن از امکان فضای شخصی و یا حمایت مورد نیاز وضعیت دشواری را بوجود آورد. البته امکاناتی مانند خدماتی که توسط خود بیماران گردانده می شود (service-user) و یا گروه های امدادی بیماران که در بیمارستان وجود دارند بتوانند در برآوردن برخی از نیازها مفید و کمک کننده باشند. قبل از ترک بیمارستان شما باید بخواهید تا نیازهای تان را ارزیابی کنند تا بتوانید در بیرون از بیمارستان یک زندگی مستقل داشته باشید.

اگر از رفتن به بیمارستان خودداری کنید ممکن است شما را مطابق «قانون ۱۹۸۳ سلامت روانی» (Mental Health Act ۱۹۸۳) بطور اجباری در بیمارستان بستری کنند. شما می توانید با بخش حقوقی انجمن Mind در این باره مشورت کنید.

 

خدمات اضطراری:

در برخی مناطق، عرضه خدمات اضطراری جایگزین بستری شدن در بیمارستان شده است. از جمله این خدمات یکی تامین محل مسکونی اضطراری است، حال آنکه در برخی مناطق هدف عرضه کمک به افراد نیازمند در خانه های خودشان است. هدف عمده این خدمات این است که از رفتن افراد به بیمارستان جلوگیری شود. در عرضه این خدمات، استفاده از دارو برای درمان بسیار کم است و درمان، بیشتر به گفتار درمانی وحمایت شخصی متکی است.

 

وکالت:

وکلاء کارکنان مجرب و تعلیم یافته ای هستند که نقش شان مساعدت به افراد در ابراز خواستها و نیازهای شان است و همینطور به آنها برای دسترسی به اطلاعات غیرمغرضانه کمک کرده و نظرات شان را در مقابل دیگران نمایندگی می کنند.

وکلائی که در بیمارستان شما مستقر هستند و یا در گروه های محلی کمک به بیماران روانی، مانند Mind حضور دارند می توانند به شما در حل مشکلات ناشی از داروها و یا درمان تان کمک و مشاوره کنند و شما را راهنمائی کنند که از داروها و درمان های متفاوت استفاده کنید. آنها ممکن است به شما کمک کنند که به خدمات مراقبت در محل نیز دسترسی پیدا کنید.

 

محلات مسکونی با امکانات حمایتی:

محلات مسکونی با امکانات حمایتی تنظیماتی است که در آنها کمک براحتی هم از طرف کارکنان و هم ازطرف مستاجرین دیگر در اختیار فرد نیازمند قرار می گیرد. سطح امکانات حمایتی در هر کدام از این محلات ممکن است متفاوت باشد. ولی نقش کارکنانی که در آنها مستقر هستند این است که امکان یک زندگی مستقل را تا آنجا که ممکن است برای فرد فراهم کنند. محلات مسکونی این چنینی در هر محل هم از طرف دفتر خدمات اجتماعی ممکن است فراهم شود و هم از طرف پروژه های مربوط به بیماری های روانی، منجمله شعب محلی انجمن Mind.

 

دوره های تعلیماتی حرفه ای و اجتماعی:

این دوره های تعلیماتی در کمک به افراد برای یافتن کار، گرداندن امور مالی شان، استفاده از وسایل ارتباط جمعی، حل مشکلات و شرایط اجتماعی مفید هستند. از هماهنگ کننده مسئول تامین نیازهای مراقبتی تان بخواهید تا اطلاعات بیشتر در این باره در اختیارتان بگذارد.

چه کار بیشتر دیگری می توانم برای بهبود زندگی ام انجام دهم؟


گفتار درمانی
:

روش های گفتاردرمانی مانند روانکاوی، مشاوره و درمان رفتار دماغی (cognitive behaviour therapy- CBT) می توانند به فرد اسکیزوفرنیک کمک کنند تا با بیماری خود کنار بیاید. این روش ها با تشخیص مسائل بیمار، بررسی عواقب این مسائل، تکوین روش های مناسب برای کنار آمدن با این مسائل و مانع شدن از وقوع شرایط بحرانی، به فرد اسکیزوفرنیک کمک می کنند. این روش های درمانی به فرد کمک می کنند تا به اهمیت بررسی عوارض بیماری خود پی برده و بتواند بر آنها فائق آید.

از دکتر خود درباره درمان های فردی یا خانوادگی بپرسید. دسترسی به روش های گفتاردرمانی اگر از استطاعت مالی آن برنیاید ممکن است دشوار باشد. برخی از پروژه های خیریه، مانند شعب محلی انجمن Mind، این روش درمانی را بطور مجانی تامین می کنند.

 

خودیاری (self-help):

گروه های خودیاری امکان مهمی برای افراد و خانواده های آنها فراهم می کنند تا در تجارب و روش های کنار آمدن خود با این بیماری شریک شوند، برای عرضه خدمات بهتر مشترکا تلاش کنند، و یا به سادگی از یکدیگر حمایت کنند.

 

کار:

شما ممکن است بخواهید از قرار گرفتن در شرایطی که بطور ویژه طاقت فرسا است اجتناب کنید. اگر شاغل هستید، ممکن است بتوانید ساعات کمتری کار کنید، یا از ساعت کار انعطاف پذیری برخوردار شوید تا تنش کار کردن برایتان کمتر شود. طبق «قانون ۱۹۹۵ تبعیض براساس معلولیت» (Disability Discrimination Act ۱۹۹۵) کارفرمایانی که بیش از ۲۰ نفر کارمند دارند باید “تنظیمات مناسب” برای تسهیل اشتغال افراد معلول منجمله کسانی که به کسالت های روانی دچار هستند، فراهم کنند.

 

روش های درمانی متفاوت:

برخی از کسانی که به داشتن اسکیزوفرنی تشخیص داده شده اند از روش های درمانی تکمیلی استفاده می کنند برای اینکه بتوانند از عهده رفع مشکلات خود بخوبی برآیند. این روش ها ممکن است شامل هوموپاتی (homepathy)، یا معالجه امراض توسط دارویی که در اشخاص سالم علائم آن مرض را بوجود می آورد، و روش های درمانی ابداعی (creative therapies) که بر استفاده از هنر و شعرگویی تمرکز می کنند. بشود.

تای چی (T’ai chi)، یوگا (yoga) و روش های تمدد اعصاب مکن است مفید باشند هر چند که مناسب است درباره استفاده از آنها قبلا با یک مربی با صلاحیت صحبت کنید.

 

رژیم غذایی:

مطالعات جدید تاثیر رژیم غذایی بهتر بر کسانی که به داشتن اسکیزوفرنی تشخیص داده شده اند را بررسی کرده است. نتیجه برخی از این مطالعات بر فواید روغن ماهی که از جمله در ساردین و قرص های تقویتی (supplements) وجود دارد، اشاره دارند.

چه کمکی همزی، دوستان و خویشاوندان شما می توانند بکنند؟

این تجربه تکان دهنده ای است وقتی که در می یابید کسی که به شما نزدیک است عوارض اسکیزوفرنی را از خود نشان می دهد. شما ممکن است درباره اینکه چه می توانید بکنید مطمئن نباشید. کسب اطلاعات درباره واقعیت بیماری اسکیزوفرنی ممکن است به شما کمک کند.

این ممکن است شامل یادگیری روش های متفاوت کنار آمدن با این بیماری باشد که به طریق اولی می توانید همزی، دوستان و خویشاوندان خود را به اتخاذ آنها ترغیب کنید. ممکن است مناسب باشد که وقتی فرد اسکیزوفرنی احساس سلامتی می کند از او بپرسید که چه چیزی توقع دارد برایش انجام دهید و اینکه آیا او در یک وضعیت بحرانی قرار دارد یا نه. همینطور مناسب است که شما بروشنی به او بگویید که چه کمکی از دست تان برمی آید و چه کاری را نمی توانید انجام دهید. کسی که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا است همان چیزی را می خواهد که وقتی خود ما بیمار هستیم می خواهیم: داشتن این احساس که از او مراقبت می شود، اینکه تنها گذشته نمی شود، و اینکه کسی در دسترس است که با او می تواند درباره احساسات و روش های متفاوت کنار آمدن با این احساسات صحبت کند. مهم است که به چنین فردی نگویید که او مسئول این وضعیت است یا اینکه خودش را “باید جمع و جور کند”.

 

از مراقبت برخوردار شدن:

مهم است که برای کنار آمدن با احساسات تان که ممکن است شامل خشم، حس گناه، ترس و درماندگی باشد از کمک برخوردار شوید. تعدادی نهادهای خیریه وجود دارند که برای کسانی که از بیمار اسکیزوفرنیک مراقبت می کنند، کمک تامین می کنند. همینطور اگر که فردی که از او مراقبت می کنید فی الحال برای دریافت کمک های مراقبتی در محل ارزیابی شده و یا در حال ارزیابی است (در این باره به سازمانهای ذیربط که در پایین آمده اند رجوع کنید) دفتر خدمات اجتماعی ملزم است که نیازهای عملی و عاطفی شما را بررسی کرده و نوع کمکی را که برای این نیازها احتیاج دارید تامین کند.

 

چگونه از پی اوهام (delusions)می توان برآمد؟

دشوار است که چگونه بتوان با وضعیتی برخورد کرد که در آن دوست یا خویشاوند شما چیزی را می بیند یا به آن باور دارد که شما نه می بینید و نه می توانید باور داشته باشید. بجای تایید یا رد تجربه آنها ممکن است بهتر باشد اگر چیزی مشابه این بگویید، “من قبول می کنم که تو صداها یی را می شنوی و یا چیزهایی می بینی ولی این برای من اینطور نیست”. معمولا موثرتر است اگر به آنچه فرد احساس می کند توجه کرد. این می تواند امکان ارتباط گرفتن موثر با او را تسهیل کند.

 

نمایندگی شدن مستقل:

از شما ممکن است خواسته شود که کمک های عملی معینی را تامین کنید. اگر شما بجای فردی عمل می کنید، مهم است که با او مشورت کنید و نه او را کنار بزنید. ممکن است بتوان وکیل مستقلی را یافت که بجای چنین افرادی عمل کند. پروژه های محلی کمک به بیماران روانی، منجمله شعب محلی Mind، ممکن است بتوانند در این باره کمک کنند.

 

بستری شدن اجباری در بیمارستان:

اگر شما فکر می کنید که احتمال جدی وجود دارد که کسی به خودش صدمه بزند یا باعث وارد شدن صدمه به فرد دیگری شود، در آنصورت ممکن است لازم باشد درباره بستری شدن اجباری او در بیمارستان بعنوان آخرین اقدام ممکن فکر کنید. “نزدیکترین خویشاوند”، همانطور که در« قانون ۱۹۸۳ سلامت روانی» تعریف شده، کسی است که می تواند تقاضای ارزیابی روانی چنین فردی را از یک مددکار اجتماعی با صلاحیت بکند و از او بخواهد وی را در انتخاب روش های ممکن برای درمان این فرد و اینکه آیا او را باید بستری کرد، صلاح و مشورت کند.

 

Mind یک نهاد خیریه با شماره ثبت ۲۱۹۸۳۰ است.

 

برگرفته از سایت : پرستاری

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی (خدمات) - کتانباف



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 | 20:32 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

تعریف اعتیاد:

 اعتیاد یعنی خو گرفتن و وابسته شدن جسمی‌، روانی و عصبی فرد به مواد مخدر كه ترك یا فرار از آن ناممكن و یا بسیار مشكل است.

تفاوت عادت و اعتیاد:
« عـادت » و « اعتــیاد » دو اصطلاح و عنوانی هستند كه در افكار عمومی به غلط مشابه و معادل هم در نظر گرفته می‌شوند در صورتی كه اختلاف كلی و اساسی با هم دارند .
« عادت » در اصل عبارتست از تطابق موجود زنده با محیط زیـست یا شرایـط جدید و بی‌سابقه كه در انسان انواع مختلف وجود دارد. « اعتیـاد » عبارتست از تطابق بدن با هر دارو یا ماده شیمیائی خارجی غیرلازمی به مدت طولانی كه یكی از انواع عادات حیاتی یا عادات بیولوژیـكی محسوب می‌گردد . استعمال مداوم و طولانی مواد مخدر منجر به ایـجاد سخت‌تریـن انواع عادات حیـاتی در بدن میشود كه همان « اعتیـاد به مواد مخدر » می‌ـباشد. تـریـاك یا تغییر « عـادت » عموماً سهل‌تر و سریع‌تر و بـدون عوارض سخت بوده و به مانند ترك اعتیاد با مـشكلات بزرگ روبرو نمی‌گردد.
در حالیكه « اعـتیاد » علاوه بر لطمات سنگین جانی و خـسارات مالی بسیـار و آماده كردن بـدن به انـواع بیـماری‌های جسمی و روحی گوناگون، از نظر تـرك و رهائی با مشكلات بزرگ و گاهی با زحمات و مشقات و سختـی‌ها و نامـلایمات بیشتری همراه است ولی البته نباید فراموش كنیم كه «ترك اعتــیاد غیر ممكن نیست» و چون عنوان «اعتــیاد»‌ از طرفی اكثراً با « عادت »‌قابل اشتباه بوده و در تمام موارد نمی‌تواند مطابق با واقعیـت امر در استعمال طولانی داروهای مختلف و مواد ، صدق و تطابق نمایـد از اینروست كه در سال‌های اخیر از طرف محافل علمی و پزشكی تعاریف دیگری انتخاب گردیده كه بیش از همه تعاریـف سازمان بهداشت جهانی كامل‌تر و جامع‌تر و مطمئن‌تر و نیز قابل استفاده در تمام جهات استعمال مداوم داروها (اعم از مخدر و غیره ) بوده و آن انتخاب عنوان «وابستگی به دارو» است.

عوامل زمینه ساز مستعد کننده اعتیاد:
اعتیاد یك بیماری زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی است. عوامل متعددی در اتیولوژی مصرف مواد مخدر و اعتیاد موثر هستند كه در تعامل با یكدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می‌شوند. عوامل موثر بر فرد، محیط فرد و كلیه علل
و عوامل درهم بافته‌ای هستند كه بر یكدیگر تاثیر می‌گذارند. درك كلیه علل و عوامل زمینه‌ای موجب می‌شود تا روند پیشگیری، شناسایی، درمان و پیگیری به طور هدف‌مند طرح‌ریزی شود. بنابراین، آشنایی با عوامل زمینه ساز مستعد كننده در مقابل آن از دو جهت ضرورت دارد:

1- شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد و اقدام‌های پیشگیرانه لازم برای آنان؛
2- انتخاب نوع درمان و اقدام‌های خدماتی، حمایتی و مشاوره‌‌‌ای لازم برای معتادان.

 

عوامل مخاطره آمیز:
عوامل مخاطره آمیز مصرف مواد، شامل عوامل فردی، عوامل بین فردی و محیطی و عوامل اجتماعی است.

عوامل مخاطره آمیز فردی:

□ دوره نوجوانی
□ استعداد ارثی
□ نگرش مثبت به مواد
□ صفات شخصیتی
كه صفات شخصیتی خود به سه بخش تقسیم می‌شود: صفات ضد اجتماعی؛ پرخاشگری؛ اعتماد به نفس پایین.
□ اختلالات روانی كه شامل: افسردگی اساسی و فوبی می‌باشد.
□ موقعیت‌های مخاطره آمیز، كه شامل: ترك تحصیل و بی‌سرپرستی می‌باشد.
عوامل مخاطره آمیز بین فردی و محیطی:
□ عوامل مربوط به خانواده، كه موارد: غفلت از فرزندان، وجود الگوی نامناسب در خانواده و خانواده‌ی آشفته را شامل می‌شود.
□ عوامل مربوط به دوستان، از جمله: دوستان مصرف كننده مواد.
□ عوامل مربوط به مدرسه، كه شامل: فقدان محدودیت و فقدان حمایت می‌شود.
□ عوامل مربوط به محل سكونت، از جمله: شیوع خشونت و اعمال خلاف.

 

عوامل مخاطره آمیز اجتماعی:

□ فقدان قوانین و مقررات جدی ضد مواد مخدر
□ بازار مواد
□ مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی
□ كمبود فعالیت‌های جایگزین
□ كمبود امكانات حمایتی، مشاوره‌ای و درمانی
□ توسعه صنعتی، محرومیت اجتماعی- اقتصادی

 

پیشگیری از اعتیاد :

پیشگیری از اعتیاد به انواع مخدر
استراتژی‌های پیشگیری از اعتیاد

برنامه ریزی پیشگیری از اعتیاد

 

● پیشگیری از اعتیاد به انواع مخدر
اعتیاد به مواد یكی از معضلات بهداشتی، روانی و اجتماعی جهان امروز است. اعتیاد به داروهای مجاز و غیرمجاز در چند دهة گذشتة بسیار فراگیر شده است و حاكی از بروز یك مشكل جدی درسلامت جسمی، روانی واجتماعی است.
مبارزه با اعتیاد درجهان بر سه روش كلی مبارزه باعرضه، درمان معتادان وفعالیت‌های پیشگیری در جهت كاهش تقاضا استوار می‌باشد. اگرچه مبارزه باعرضة‌ موادبسیار ضروری است و بدون آنها مشكل مواد بسیار بدتر از امروز می‌بود، لیكن این تلاش مشكل سوء مصرف واعتیاد را از بین نبرده است.
دریك بازار بزرگ باتقاضای زیاد نمی‌توان حتی به میزان كم مواد راكمیاب نمود یا قیمت آن را اضافه كرد. درچنین بازاری توزیع كنندگان و دلالان به قدری افزایش می‌یابند تا قیمت‌ها نسبتاً پائین باقی بمانند. در آمریكا از سال 1986 تا 1989 هزینه ای كه صرف اجرای قوانین شد دو برابر گردیده اما در همان زمان قیمت كوكائین دربازار از 100 دلار به ازای هركدام به 75 دلار تقلیل پیدا كرد. مطالعات مختلف نشان داده اند كه تا وقتی تقاضا برای مواد زیاد است عرضه را نمی‌توان خیلی پائین آورد.
از طرف دیگر رویكرد درمانی نیز با مشكلات بسیاری مواجه است. بسیاری از افرادی كه برای درمان مراجعه می‌كنند دچار عوارض جسمی، روانی واجتماعی جدی شده اند كه برطرف كردن آن هزینه و وقت و انرژی زیادی صرف می‌كنند و میزان موفقیت نیز نامعلوم است. به دلیل پیچیدگی مشكلات اعتیاد، ساختار درمانی پیچیده ای مورد نیاز است تا همة ابعاد زندگی و الگوی رفتار مختلف معتادان رادربرگیرد، ساختارهائی مانند درمانگاههای ویژه معتادان، مراكز سم زدائی و بازپروری، كارگاه‌های حرفه ای و جوامع درمانی.
رویكرد پیشگیری در جهان عمر كوتاه تری دارد واز سی سال پیش به تلاش و مبارزه علیه اعتیاد اضافه شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهند كه رویكرد پیشگیری نیز می‌بایست در كنار مبارزه با عرضه و رویكرد درمانی مورد توجه قرار گیرد. از سال 1980 میزان شیوع اعتیاد دركشورهائی كه فعالیت‌های پیشگیری از اعتیاد را از طریق كاهش تقاضا با جدیت پیگیری می‌نمایند،‌كاهش قابل ملاحظه ای یافته است. به عنوان مثال، تعداد مصرف كنندگان مواد مخدر در امریكا در سال 1990، نسبت به سال 1985 به نصف تقلیل یافته است،‌كه این تغییر مدیون فعالیت‌های پیشگیری از اعتیاد بود ه است.
لغت «پیشگیری» یعنی جلوگیری از وقوع یك اتفاق، از نظر بهداشتی، پیشگیری عبارت است از مداخله ای مثبت و اندیشمندانه برای مقابله با شرایط مضر قبل از اینكه منجر به اختلال یا ناتوانی شود.
هدف از پیشگیری اولیه پیشگیری از شروع اختلال است كه منجر به كاهش میزان بروز (
Incidence) ودرنتیجه،كاهش میزان شیوع (Prevalence) می‌گردد.


روش‌های پیشگیری اولیه عبارتند از:
1- از بین بردن علل
2- كاهش عوامل مخاطره آمیز
3- افزایش مقاومت فرد
4- جلوگیری از سرایت بیماری
 

استراتژی‌های پیشگیری از اعتیاد

برای برنامه ریزی راههای موثر در پیشگیری از اعتیاد، ابتدا باید علل و عوامل موثر در شروع مصرف و اعتیاد به مواد را در نوجوانان و جوانان شناخت. عوامل ژنتیكی، شخصیتی، پسیكوپاتولوژیك،فارماكولوژیك، خانوادگی، محیطی و اجتماعی همگی دراتیولوژی سوء مصرف و اعتیاد موثر هستند و عوامل متعدد درمقابل بایكدیگر به سوء مصرف و سپس اعتیاد منجر می‌گردند.
برای انتخاب و به كارگیری مناسب استراتژی‌ها، دانستن نیازها و مشكلات و پتانسیل‌ها و توانائی‌های اجتماعی ضروری است. اجرای هربرنامة پیشگیری به شناخت دقیق منطقه،‌بررسی كامل وضعیت بهداشتی و روان شناختی و بررسی‌های همه گیرشناسی بستگی دارد تا به این وسیله عوامل موثر بر مصرف مواد آشكار شود. به عنوان مثال، باید شایع ترین نوع مادة مصرف و گروه سنی افراد در معرض خطر، موقعیت‌ها و محل‌های مصرف، باورهای نادرست وعوامل مخاطره آمیز، امكانات و منابع موجود را شناخت و براساس آن مدل فعالیت‌های پیشگیری را تعیین نمود. تحقیقات نشان داده اند كه نمی‌توان یك روش واحد را به عنوان بهترین روش برای همه افراد و گروه‌ها انتخاب نمود. بهره گیری از استراتژی‌های مختلف برای تاثیر برشیوع اعتیاد ضروری است زیرا عوامل متفاوتی در ایجاد اعتیاد موثرند.


مهمترین استراتژهای پیشگیری از اعتیاد كه درجهان از آنها استفاده می‌شود عبارتند از :
1- آگاهسازی افراد در مورد خطرات و مضرات مواد
2- افزایش مهارت‌های زندگی مانند مهارت تصمیم گیری، حل مسئله، ارتباطات اجتماعی
3- تقویت فعالیت‌های جایگزین به جای مواد برای ارضای نیازهای روانی اجتماعی نوجوانان وجوانان
4- مشاوره و مداخلة حین بحران، دربحران‌های مختلف در طول زندگی
5- ارتقاء فرهنگی و مذهبی
6- تقویت قوانین و مقررات مبارزه با مواد
7- درمان معتادان برای جلوگیری از سرایت اعتیاد


استراتژیهای فوق در قالب فعالیت‌های زیر مورد بحث قرار می‌گیرند:
1- فعالیت‌های متمركز برفرد
2- فعالیت‌های متمركز برآموزش و آگاه سازی والدین
3- فعالیت‌های متمركز برمعلمان ومدرسه
4- فعالیت‌های پیشگیری بااستفاده از رسانه‌ها
5- فعالیت‌های پیشگیری از طریق محلهای كار و مكان‌های تجمع
6- فعالیت‌های پیشگیری با استفاده از شبكة مراقبت‌های بهداشتی اولیه
7- وضع واجرای قوانین و مقررات
 

فعالیت‌های متمركز برفرد
مخاطره آمیز ترین دوران زندگی از نظر ابتلا به سوء مصرف مواد، دورة بلوغ و نوجوانی است. فرایند بلوغ یكی از بحرانی ترین دوره‌های زندگی هر فرد می‌باشد به طوری كه این دوران، دوران طوفان و فشار خوانده شده است. باظهور بلوغ، مرحلة نوجوانی آغاز می‌شود. نوجوانی دورة انتقال (
Transition) است. دوره ای كه فرد قبل از اینكه خود را بیابد دچار اختلال یا اغتشاش در نقش خود (Role Confusion) و بحران هویت (Identity Crisis) می‌گردد. فردی كه قبل از این به عنوان كودك به خوبی ایفای نقش می‌كرد، دربرخی از ابعاد تلاش می‌نماید نقش یك فرد بالغ را ایفا نماید. دراین دوره نوجوان در وضعیتی بین دو مرحلة كودكی و بزرگسالی قرار گرفته و زیرفشار و انتظارات این وضعیت قرار دارد.
ازطرف دیگر، تغییرات سریع جسمانی نوجوان سبب می‌شود تا احساس نامتناسب بودن نماید. این تغییرات فیزیكی منجر به اختلال تصویر فرد از خود (
self image) می‌شود. این تصویرذهنی با تصویری كه فرد ازخود در آئینه می‌بیند متفاوت است وشامل درك فرد از وضعیت جسمانی خود می‌باشد.
بنابراین، تحول بلوغ و نوجوانی، تصویرذهنی نوجوان از جسم و هویت شخصی اش را تهدید می‌كند. نوجوان، در نظر گرفتن تجربیات گذشته وقبول تحولات بلوغ، هویت خویش را از نو بازسازی می‌كند. حتی مخالفت وستیز نوجوان باوالدین و عصیان دربرابر ارزش‌ها و قدرت‌ها ودخالت‌های دیگران، برای تثبیت هویت وجدا نمودن هویت خویش از سایرین است.
این عوامل یعنی اغتشاش نقش و نیاز به ایفای نقش به عنوان یك فرد بالغ،‌اختلال در تصویر فرد از خود و نیاز به پذیرفته شدن از طرف دوستان و استقلال،‌نوجوان را به رفتارهائی مانند سیگار كشیدن یاسوء‌مصرف مواد دیگر سوق می‌دهد.
استراتژی‌هایی كه اطلاعات،نگرش‌ها و رفتار كودكان و نوجوانان در مورد مواد و مهارت‌های تطابقی و اجتمای و نیازهای آنان را مورد هدف قرار می‌دهند، درحقیقت شایع ترین روش‌های پیشگیری هستند.
الف ـ دادن اطلاعات در مورد مضرات مصرف مواد:
این برنامه براین باور استوار است كه مصرف مواد به دلیل فقدان آگاهی صحیح از زیان‌های مصرف مواد صورت می‌گیرد. اگر چه مطالعات نشان داده اند كه استفاده از این روش به تنهائی تاثیر چندانی دركاهش اعتیاد ندارد، با این حال می‌بایست همواره به عنوان یكی از ( راه‌های اصلی مداخله دربرنامه‌های جامع پیشگیری، مورد استفاده قرار گیرد.)
ب ـ تاثیر برارزش‌ها و نگرش‌ها ( تغییر نگرش‌های مثبت و تثبیت نگرش‌های منفی نسبت به مصرف مواد مخدر:
نگرش‌ها (
attitudes) عبارتند از باورهای فرد درمورد نتیجه و عاقبت هركار و ارزشی كه فرد برای این نتیجه قائل است. نگرش‌ها دلایل منطقی بروز رفتارهای هر فرد خاص می‌باشند. بدیهی است كه قبل از شروع فعالیت‌های پیشگیری، مطالعه وشناخت باورها و نورم‌های هراجتماع اهمیت بسیاری دارد. مطالعات ثابت كرده اند كه افرادی كه نسبت به مواد نگرش‌ها و باورهای مثبت دارند احتمال مصرف و اعتیادشان بیشتر از كسانی است كه نگرش‌های خنثی یا منفی دارند. لیكن تغییر یاایجاد نگرش‌هائی كه به طور طولانی باقی بمانند كارآسانی نیست. تقویت نگرش‌های منفی یا تغییرنگرش‌ها از خنثی به منفی آسانتر از تغییرنگرش مثبت به منفی است.
متاسفانه اغلب برنامه‌های آگاه سازی از مدارس شروع می‌شوند درحالی كه كودكان را باید از سنین كوچكتر كه هنوز باورهایشان به طور كامل شكل نگرفته است مورد هدف قرا داد. نگرش‌ها و ارزش‌هائی كه برپیشگیری از سوء مصرف مواد موثرند عبارتند از:
ـ ارزش‌های مذهبی
ـ اولویت دادن به ارزش‌های اجتماعی (
Social values) به جای ارزش‌های شخصی و فردی (personal values)
ـ ارزش حس مسئولیت فردی
ـ ارزش سلامت فردی
ـ هرمصرفی ممكن است منجر به اعتیاد شود.
ـ‌ عادی نبودن مصرف مواد
ـ استفاده از ارزش دادن نوجوانان به ظاهر خود و پذیرفته شدن از طرف دیگران
ـ قابل اعتماد نبودن افراد معتاد
پ ـ آموزش مهارت‌های اجتماعی و تطابق با استرس‌ها
مهارتهای اجتماعی یعنی «توانائی انطباق كافی در روابط بین فردی». این روش برتئوری یادگیری اجتماعی (
social learning Theory) استوار است. براساس این تئوری، یادگیری اجتماعی باتقویت‌های مثبت و منفی كه فرد در نتیجة رفتار خود كسب می‌كند و مشاهدة رفتار دیگران و عواقب آن شكل می‌گیرد. به تدریج فرد توانائی پیش بینی عواقب رفتار خود و نگرش دیگران را در مورد رفتار خود كسب می‌نماید. این توانائی موجب تنظیم رفتار و درونی كردن تشویق‌ها و تنبیه‌ها و درنتیجه تغییر آن می‌شود. مطالعات مختلف نشان داده اند كه آموزش مهارت‌های اجتماعی میزان سوء مصرف مواد ورفتارهای وابسته به آن مانند پرخاشگری، انزوا، فرار از مدرسه وخانه و سرقت را كاهش می‌دهد. برخی از مهارت‌های اجتماعی كه كسب آن در پیشگیری از اعتیاد اهمیت دارد عبارتند از:
مهارت‌های ارتباطی (
Communication skills)، توانائی اظهار نظر (assertiveness) توانائی مخالفت ورد كردن (rehearsal and resistance skills).
بهترین روش برای آموزش مهارت‌های اجتماعی استفاده ازتكنیك
modeling می‌باشد كه مبتنی بر تئوری یادگیری اجتماعی است.
ت ـ آموزش مقاومت در مقابل فشار‌های دوستان:
ارتباط و دوستی با همسالانی كه مبتلا به سوئ مصرف مواد هستند،عامل مستعد كنندة قوی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد می‌باشد. طبق نتایج حاصل از تحقیقات در بیش از 60 درصد موارد،‌اولین مصرف باتعارف دوستان و همسالان صورت می‌گیرد. به خصوص همسالان درشروع مصرف سیگار و حشیش بسیار موثرند. برای خنثی نمودن تاثیرنگرش‌ها و فشارهای دوستان، از آموزش مقاومت در مقابل فشار دوستان استفاده می‌شود. درحال حاضر،‌استفاده از این روش بسیار متداول شده است،‌ وهمراه با روش ایجاد نگرش منفی نسبت به مواد به كار می‌رود. مطالعات نشان داده اند كه استفادة همزمان از این دو روش میزان بروز سوء مصرف مواد را كاهش داده و سن اولین مصرف را نیز به تاخیر می‌اندازد. با این روش، به كودكان و نوجوانان می‌آموزیم كه چگونه و با چه پاسخ‌هایا رفتارهائی خود را از موقعیت‌های ناراحت كننده ای كه در اثر فشار دیگران به وجود می‌آید،‌رها نمایند.
ث ـ‌ شناسائی افراد در معرض خطر و اقدامات لازم:
عوامل شخصیتی مختلفی بامصرف مواد در نوجوانان ارتباط دارند. از این میان، بروز برخی از صفات بیشتر نشان دهندة‌ احتمال اعتیاد فرد در آینده هستند وبه طور كلی فردی را تصویر می‌كشد كه با ارزش‌ها یا ساختارهای اجتماعی (مانند خانواده، مدرسه، مذهب) ‌پیوندی ندارد. این صفات عبارتنداز: كمبود اعتماد به نفس،‌طغیان گری،‌عدم پذیرش ارزش‌های سنتی، تمایل شدید به كسب هیجان،‌تمایل شدید به انحراف،مقاومت درمقابل قدرت، نیاز به شدید استقلال، احساس عدم كنترل بر زندگی خود. علاوه برموارد فوق شواهد مختلفی از استعداد ارثی ابتلا به اعتیاد وجود دارد.
برخی از اوقات فرد هنگام روبرو شدن با استرس‌های گوناگون درمعرض خطر قرار می‌گیرند.
انواع استرس‌ها عبارتند از :
ـ حوادث مهم زندگی
ـ مشكلات روزمره
ج ـ ارضای نیازهای اجتماعی و روانی نوجوانان
چ- ‌الگوبخشی و آموزش از طریق همسالان

 

فعالیت‌های پیشگیری متمركز بر آموزش و آگاه سازی والدین
كودكان بیش از همه از والدین خود تاثیر می‌پذیرند. آگاه سازی والدین یكی از مهم ترین بخش‌های موثر در هر برنامة‌ پیشگیری از اعتیاد می‌باشد. برخلاف نوجوانان كه معمولاً شیوع مصرف را بیش از حد واقعی آن فرض می‌كنند، مطالعات مختلف نشان داده‌اند كه همواره والدین میزان شیوع سوء مصرف مواد را كمتر از میزان و اقعی آن تخمین می‌زنند و درنتیجه خطر آن را نیز احساس نمی‌كنند و اغلب باور ندارند كه این مشكل برای فرزندان آنها نیز ممكن است پیش بیاید.
درابتدا والدین باید از خطر اعتیاد آگاه شده و در مورد پیشگیری از آن احساس مسئولیت نمایند.
این آگاه سازی می‌بایست به طور مكرر از راه‌های مختلف مانند خواندن كتاب، جزوه،‌روزنامه،‌شركت در جلسات مشاوره،‌سمینار، پیوستن به تشكیلات والدین انجام شود. آگاه سازی والدین شامل ابعاد مختلف می‌باشد كه به آنها اشاره می‌شود:
الف ـ آموزش اطلاعات لازم در مورد مواد
ب ـ افزایش مهارت لازم برای ساختن پیوندهای قوی خانوادگی
ـ برقراری ارتباط صمیمانه با كودكان
ـ بالابردن اعتماد به نفس
ـ ایجاد سیستم ارزشی قوی
پ ـ وضع مقررات واضح درخانواده
ت ـ آموزش الگوی خوب بودن
ث ـ تشویق فعالیت‌های سالم و خلاق
ج ـ‌ ترغیب تشكیلات و الدین

 

اجرای فعالیت‌های پیشگیری از طریق مدرسه ومعلمان
ساختار مدرسه دربرنامه‌های وسیع پیشگیری سهم به سزائی دارد. هزینة ملاحظاتی كه از طریق مدرسه صورت می‌گیرند نسبتاً كمتر است. همراهی مدرسه در برنامه‌های جامع اجتماعی موجب می‌شود تا پیام‌ها، ارزش‌ها و نگرش‌های واحدی به نوجوانان منتقل شود. هنگامی كه از ساختار مدرسه درعملیات پیشگیری استفاده می‌شود، نمی‌توان تنها افرادی را كه بیشتر درمعرض خطر هستند (‌مانند كسانی كه دارای صفات شخصیتی مستعد كننده می‌باشند) تحت پوشش قرار داد، زیرا این خطر وجود دارد كه به آنان مارك «داشتن پتانسیل اعتیاد» زده شده و این پیام به فرد داده شود كه «در آینده معتاد خواهی شد.»
الف ـ دخالت دادن والدین به روش‌های زیر:
ـ برگزاری جلساتی برای آگاه كردن والدین از خطر مواد و دادن آموزش‌های لازم
ـ دادن جزوه‌ها یابروشورهای آموزشی به والدین
ـ ترغیب والدین به شركت در تشكیلات والدین از طریق انجمن اولیاء و مربیان برای ایفای نقش‌های فعال تر
ب ـ برگزاری دوره‌های آموزشی یا روش‌های تغییر نگرش دانش آموزان
پ ـ وضع مقررات واضح دررابطه با مواد
ت ـ ‌ایجاد امكانات مشاوره ودرمان
ث ـ آگاه سازی معلمان
ج ـ اصلاح روش تدریس و برخورد بادانش آموزان
چ ـ آموزش مهارتهای ارجاع دادن
ح ـ استفاده از معلمان برای آموزش اطلاعات

فعالیت‌های پیشگیری با استفاده از رسانه‌ها
رسانه‌ها در شكل دادن و تقویت هنجارهای اجتماعی بسیار اهمیت دارند. از این میان،‌رادیو و تلویزیون نفوذ بیشتری دارند ولی نقش روزنامه‌ها و مجلات، پوسترها و آگهی‌های تبلیغاتی را در ایجاد نگرش‌ها و ارزش‌ها نباید نادیده گرفت. برنامه‌های پیشگیری كه از ساختار رسانه‌ها استفاده می‌كنند، هنگامی موفقیت بیشتری خواهند داشت كه با استراتژی‌های دیگر همراه شوند، زیرا مطالعاتی كه بر تاثیر رسانه‌ها شده، نشان داده اند كه اگرچه رسانه‌ها موجب افزایش آگاهی جمعیت هدف می‌شوند، اما به تنهائی نمی‌توانند تغییر محسوسی در رفتار آنان ایجاد نمایند.
روش‌هائی كه در رسانه‌های مد نظر قرار می‌گیرند عبارتند از:
الف ـ ارتباط با نویسندگان و كارگردانان
ب ـ استفاده از چهره‌های محبوب در رسانه‌ها
پ ـ استفاده از معتادان آسیب دیده در رسانه‌ها
ت ـ ‌استفاده از سایر روش‌های مكمل مانند جلسات بحث، نقد و تبادل نظر درمورد محتوای فیلم‌های نمایش داده شده و...
 

اجرای فعالیت‌های پیشگیری از طریق محل‌های كار و مكان‌های تجمع
سوء‌مصرف مواد، دربعضی از شاغلین و برخی از مكان‌های اشتغال شایع تر است، به همین دلیل،‌بازدهی كار و سلامت كاركنان در معرض خطر قرار می‌گیرد. مكان‌هائی كه كاركنان آن را جوانان تشكیل می‌دهند( سرباز خانه‌ها، كارخانه‌ها، دانشگاهها و واحدهای حمل ونقل) و فرایند كار با استرس بیشتری همراه است، مكان‌های مخاطره آمیزی هستند كه به توجه بیشتری نیاز داشته و در اولویت قرار دارند. استراتژی‌های پیشگیری از طریق محل كار عبارتند از :
الف ـ آگاه سازی مدیران،مسئولان و كارفرمایان
ب ـ ایجاد امكانات مشاوره و درمان
پ ـ وضع واجرای قوانین مربوط به سوء مصرف، حمل یا فروش مواد
ت ـ آموزش و تقویت بهداشت عمومی‌
 

● برنامه ریزی پیشگیری از اعتیاد

مراحل تدوین یك برنامه پیشگیری از اعتیاد عبارتند از :
1- سنجش نیازها (
Needs assessment)
2- تعیین اهداف كلی پیشگیری (
Development of goals)
3- تعیین اهداف عینی (
Development of resources)
4- شناسائی منابع مورد نیاز (
Identification of resources)
5- شناسائی منابع مالی موجود (
Identification of existing funding resources)
6- مشخص نمودن وظایف مدیریت و راهبری (
Assignment of leadership tasks)
7- اقدام (
Implementation)
8 -ارزیابی (
Evaluation)
9- بازبینی برنامه (
program revision)

درمان اعتیاد

● اهداف و مراحل درمان اعتیاد
● هدف از درمان اعتیاد چیست ؟
روان درمانی فردی
خانواده درمانی
گروه درمانی
قدم های دوازده گانه
اجتماع درمانی
كار درمانی
مذهبی درمانی
نقش فعالیت های بدنی در درمان اعتیاد

 

● اهداف و مراحل درمان اعتیاد
درمان معتاد یك فرآیند است و از زمانی شروع می شود كه فرد مصرف كننده مواد مخدر به مراكز درمانی مراجعه می كند و فرد معتاد تحت یك برنامه درمانی خاص قرار می گیرد این برنامه ممكن است تا زمانی كه فرد به بالاترین سطح بهداشتی و احساس خوب بودن برسد ادامه یابد.
برای موفقیت دردرمان بایستی سازمان ها و ارگانهای مختلف مثل سازمانهای بهداشتی آموزشی حقوقی رفاه اجتماعی و آموزش شغلی نیز در گیر شوند و واضح است كه درمان معتادان بدون توجه به مسائل روانی فرهنگی اجتماعی و خانوادگی آنان نمی تواند موفق باشد .
نكته مهم در درمان این است كه به فرد معتاد به عنوان یك اسان و یك عضو جامعه كه درحال حاضر نیازمند كمك است نگریسته شود نه مثل یك فرد خاطی مجرم و گناه كار كه مستوجب كیفرو یا دلسوزی است .
از نكات مهم دیگر كه لازم است در درمان اعتیاد به آن توجه كرد اینست كه از یك طرف معتاد نسبت به درمان یك نگرش دو گانه ای دارد به ا ین صورت كه علی رغم میل دائمی برای ترك و تصمیم های مكرر جهت ترك از مراجعه به مراكز درمانی به علت اینكه مصرف مواد مخدر خلاف عرف و ارزش های جامعه است اكراه دارد و از طرف دیگر معتاد ممكن است با اصرار والدین همسر خواهر یا برادر دوستان معلمان و یا روسای محل كار برای ترك مراجعه كرده باشد .
در این حالت باید دقت شود كه احتمال عدم همكاری بیمار یا بروز حالت های دفاعی وخصمانه وجود دار بنابرراین می بینیم كه اولین برخورد و نحوه ارتباط با فرد معتاد و جلب اعتماد او نقشی مهم در روند درمان ایفا می كند بعد از پیدایش این ارتباط واعتماد لازم است كه برای درمان وی نیز تشویق صورت گیرد.

ما چرا باید یك معتاد رابرای درمان تشویق كرد؟
1-چون مصرف مواد مخدر ایجاد وابستگی جسمی و روانی می كند و علی رغم میل دائمی برای ترك تصمیم به ترك مشكل است
2-اعتیاد باعث از دست دادن حمایتهای خانوادگی و اجتماعی شده و فردتنها میشود بنابر این معتاد نیازمند كمك است
3-معاشرت با دوستان و افراد معتاد فرد را به ادامه مصرف مواد تشویق می كند
4-معتاد معمولا از احتمال بهبودی ناامید و نسبت به درمان بد بین است
5-برخی از معتادان از خطرها و عواقب مصرف مواد اطلاعی ندارند و یا مشكلاتی ناشی از آن را انكار می كنند
بنابراین لازم است به خاطر داشته باشیم كه یكی از وظایف مهم افراد جامعه تشویق معتادان به درمان است

چگونه می توان معتادان را به درمان تشویق كرد؟
1-با تشریح خطرات وعواقب مصرف مواد
2-به معتاد اطمینان دهیم كه با مراجعه به مراكز درمانی به او كمك می شود تا با كمترین درد و ناراحتی اعتیاد را كنار بگذارد
3-به بیمار اطمینان دهیم در صورت تصمیم قطعی موفق به ترك خواهد شد ومثالهایی از افرادی كه موفق به ترك شده اند برای او بیاورند
در مواردی كه فرد مبتلا تلاش كرده مصرف مواد را ترك كند ولی موفق نشده است و احساس ناامیدی می كند به او تذكر دهید كه بسیاری از افراد قبل از موفقیت كامل در درمان بارها و بارها كوشش كرده و نهایتا موفق گردیده اند
4-به معتاد اطمینان دهیم در صورت ترك اعتیاد دوستان جدیدی پیدا خواهد كرد و خانواده و اطرافیان او را در جمع خود خواهند پذیرفت.

 

● هدف از درمان اعتیاد چیست ؟
1- رسیدن به شیوه زندگی بدون مواد
2- كمك به افزایش عملكرد فرددر جنبه های مختلف زندگی
3- جلوگیری از پیدایش مجدداعتیاد
برای رسیدن به این اهداف نیاز به یك برنامه درمان خاص داریم بطور كلی درمان معتاد شامل دو مرحله است :
- مرحله اول دوره سم زادائی
- مرحله دوم دوره توانبخشی


مرحله اول:
این مرحله بسته به نوع و مقدار ماده مصرفی وطول مدت اعتیاد بطور متوسط 10 تا 15 روز طول می كشد و با وجودیكه علائم خماری دراین مرحله برای فرد معتاد سخت وبرای دیگر افرادی كه از معتاد مراقبت می كنند ممكن است ناراحت كنند باشد ولی خوشبختانه خطری از نظر مرگ و میرندارد .

مرحله دوم:
این مرحله مهمترین و حساس ترین زمان برای رسیدن به اهداف درمانی است كه اگر در مراقبت از معتاد سهل انگاری صورت گیرد درمان بی نتیجه خواهد بود دراین مرحله بیشتر به علل و عواملی كه باعث گرایش فرد به اعتیاد می شود توجه شده و عمدتا از درمان های غیر داروئی مثل روان درمانی فردی ،گروهی، خانواده درمانی، مشاوره، كاردرمانی و درمانهای مذهبی و روحانی وحتی ورزش درمانی بمنظور استمراردرمان و جلوگیری از باگشت مجدد به اعتیاد بهره گرفته می شود .



● روان درمانی فردی

در روان فردی معتادین به مواد مخدر مسائل بسیار مهم و سودمندی در نظر گرفته می شود كه از جمله آنها ایجاد رابطه مثبت با بیمار معتاد از طریق پذیرش بی قید و شرط او بعنوان یك انسان دردمند و نیازمند آشنا نمودن بیمار با ویژگیهای شخصیتش از طریق روش های روانكاوانه به منظور ایجاد تغییر یا تعدیل لازم در آن ویژگی ها تقویت صفات مثبت شخصیتی و تصحیح افكار و اعتقادات افراطی از طریق بحث های شناختی آموزش مهارت های اجتماعی به منظور توانا ساختن بیمار در برخورد مناسب با موقعیت های اجتماعی آموزش مهارتهای مقابله با استرس وروش های مناسب حل مسئله در بحران های زندگی و ستفاده بهینه از استعدادها خود می توان اشاره نمود
دران نوع از روان درمانی ملاك بهبودی عبارت است از تغییر در باورها و نگرش ها بالا بردن اعتماد به نفس احساس خودكفائی لذت اززندگی و ارتباط سالم با دیگران كه همه این تغییرات از اهمیت بسزائی برخوردار است .

 

● خانواده درمانی

روان درمانی خانواده :باتوجه به اینكه اختلالات رفتاری فرزندان با مشكلات روانی پدرو مادر ارتباط دارد میتواندر اغلب موارد فرض را بر این گذاشت كه اختلال رفتاری فرزندان از بافت زندگی خانواده او نشات میگیرد ناراحتی كودك اغلب نشانه وجود اختلال عصبی در مجموعه خانواده اونیز توجه داشت تحلیل های روانی حاكی از آن است كه سستی درانجام وظایف سرپرستی از جانب پدرو مادر معمولا پایه غیر منطقی داشته واغلب ناشی از اختلال عصبی و بدور از كنترل آنها صورت میگیرد دراغلب موارد قصد وعمدی در كار نیست بیشتر والدین میخواهند پدر و مادر های خوبی باشند و كاری در جهت منافع فرزندان صورت دهند اما با كمال تعجب آنچه در عمل انجام میدهند با تصویرایده آلی كه در ذهن خود دارند مطابقت نمی كند برای درمان كودكان باید به والدین توجه نمود اما فقط با توجیه و آموزش نمیتوان طرز تلقی های پدر و مادر را اصلاح كرد برای رسیدن به این مهم بایستی به روشهای روان درمانی اقدام نمود و دراین بین یكی از شاخه های مهم روان درمانی خانواده درمانی است –خانواده درمانی به عنوان راهی جدید برای رویا رویی با آن دسته از مشكلات انسان كه قبلا به وسیله یكی از اشكال گوناگون رواندرمانی فردی با آن برخورد می شد شكل گرفت واكنون یك شیوه تازه و ارائه مفهومی جدید از نحوه بوجود آمدن مشكلات است پیش از این تصورمی شد كه مشكلات مذكور عمدتا نتبجه فرآیندهای روانی درونی با آسیب شناسی روانی فرد باشند ولذا عقیده برآن بود كه ریشه اغلب مشكلات در تجارب اوایل كودكی است در حالی كه رویكرد خانواداگی براین باور استوار گشته كه این مشكلات به تعاملات فعلی موجود میان افراد خانواده و گاهی اوقات میان افراد و دیگر سیستم های اجتماعی مربوط هستند در واقع علت مشكلات افراد درسیستم های اجتماعی با وضعیت حال حاضر آنها فهمیده می شود ونه از تاریخچه و شرح حال گذشته آنها خانواده برای حفظ تعادل خود در مقابل تغییر چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی مقابله می كند اگر فرزند سر به راه خانواده شب دیر به خانواده بیاید خانوماده در مقابلش می ایستد و بالعكس اگر فرزند نااهل خانواده پس از عدم پذیرش وی سر به راه شود خانواده فشار خود را برای تداوم نابهنجاری او افزایش می دهد رفتار نابهنجار معلول رفتار متقابل اعضای خانواده با یكدیگر است از نقطه نظر این دیدگاه بیماری فرد حتما به رابطه او با همسر و خانواده وی مربوط می شود.



● گروه درمانی

روان درمانی گروهی یك نوع درمان كاملا پذیرفته شده روانشناختی است كه از تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات یك رهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفكرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد همچنین بربخی اصول رواندرمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویا روی كاربد داشته است.
بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد تدابیر درمان كه مهمترین مسئله مورد بحث در روان درمانی گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلكه در هر گروه عادی كم و بیش وجود دارد بطور عادی ما درزندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم كه این روابط برای سلامتی ما لازم است البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند.
آن دسته از روابط فیمابین افراد كه توام با ریا و تزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توام با فشار تحقیر روابطی ناسالم و صمیمانه رابطه ای است كه از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضا می كند و هر انسانی با تمام وجود آنرا طلب می كند.
روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمار گونه نیست رفتاری كه باعث شده دیگران از فرد فاصله یگیرند واو تنها منزوی گردد شاید یكی ازعلل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهائی و بی همدمی افراد باشد بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می كند كه نیازاجتماعی فرد در ارتباط با دیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است كه هر چند روابط انسانی به حد كافی وجود دارد ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد.
دربررسیهای كلینیكی به عمل آمده ازمعتادین مشخص شده است كه اغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و درروابط درون فردی و بین فردی دارای مشكل هستند معتادین معمولا با خانواده خود روابط سالمی ندارند. همچنین با گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشكل هستند بنابر این پس از طی دوره سم زدایی و ترك جسمی بایستی شركت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنیال شود تا خلاء روابط ناسالمی كه قبلا در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و روابط بین فردی بتدریج بهبود یابد. ناگفته نماند كه بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحول گردیده و نگرش های فردی نسبت به خود مثبت شده و نهایتا درمان كامل دنبال می شود.

گروههای خود یار
معتادان گمنام یك منبع یا یك سازمان غیر انتفاعی بین المللی متشكل از معتادان در حال بهبودی است كه به شكل محلی و منطقه ای در بیش از 60 كشور جهان مشغول به فعالیت میباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از یكدیگر یاد میگیرند كه چگونه بدون مواد مخدر زندگی كنند و به چه طریق از اثراتی كه اعتیاد در زندگیشان گذارده است بهبود یابند.

چه كسانی اعضای معتادان گمنام هستند؟
هر كس كه مایل به قطع مصرف ماده مخدر باشد میتواند به عضویت معتادان گمنام در آید عضویت دراین انجمن محدود به مصرف كنندگان هیچ نوع ماده مخدر بخصوصی نیست و هر كس با هر گونه ماده مخدر قانونی و غیر قانونی الكل هم جز مواد مخدر محسوب میشودمیتواند به عضومیت معتادان گمنام در آید.

جلسات معتادان گمنام
زیر بنای گروه و طرز برخورد اصولی واساسی معتادان گمنام با مسئله بهبودی برپایه ارزش درمانی استوار است اعضای این انجمن با در میان گذاشتن تجربیات ونحوه بهبودی خود از اعتیاد فعالانه در جلسات شركت میكنند جلسات معتادان گمنام حالتی غیر رسمی دارد و در مكانهایی كه توسط گروهها اجراره شده اند برگزار میشودرهبری جلسات وانجام بقیه امور آن را اعضای جلسه بطور نوبتی وم داوطلبانه برعهده میگیرند كلیه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات دیگر از طریق كمك مالی داوطلبانه اعضا و فروش نشریات تامین میشود هیچ گونه كمك مالی از افراد غیر عضو پذیرفته نمیشود.
اكثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زمانی همه هفته تشكیل میشود محل این جلسات معمولا از میان مكانها مؤسسات عمومی وعام المنفعه انتخاب میشود جلسات معمولا دو نوعند:
جلسات علنی یا باز و جلسات غیر علنی یا بسته حضور در جلسات علنی برای عموم آزاد است جلسات غیر علنی فقط با حضور معتادان برگزار میشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر یك از جلسات با یكدیگر تفاوتهای زیادی دارند در تعدادی از جلسات موضوع خاصی انتخاب میشود و برخی جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولی هدف جلسات همیشه یكی است و آن بوجودآوردن یك محیط مطمئن و مناسب برای بهبودی فرد میباشد.


روش كار معتادان گمنام
همیاری و كمك معتادان به یكدیگر بمنظور بهبودی پایه و اساس كار معتادان گمنان است اعضای این انجمن بطورمرتب جهت در میان گذاشتن تجربیات بهبودی خود گرد هم میایند و همچنین اعضای با تجربه تر كه به آنها راهنما گفته میشومد شخصا به اعضای جدیدتر كمك میكنند.
قدمهای دوازده گانه اصولی ترین برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب این انجمن میباشند این قدمهایكسری دستورالعملهای شخصی را جهت بهبودی ارائه میدهد با بكارگیری این دستورالعملها و تماس نزدیك و دائم باسایر اعضا در نتیجه معتادان میآموزندكه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداری كنند و با فراز و نشیبهای زندگی روبرو شوند.



● قدم های دوازده گانه

این قدمها اصولی هستند كه بهبودی را ممكن می سازند
1- ما اقرار كردیم كه در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم و زندگیمان آشفته گردیده بود.
2- ما به این باومر رسیدیم كه نیرویی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
3- تصمیم گرفتیم كه اراده و زندگی خود را به خداوند بدان گونه كه او را درك كردیم بسپاریم.
4- ما یك ترازنامه اخلاقی بی باكانه و جسورانه از خود تهیه كردیم .
5- ما چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند به خودمان و به یك انسان دیگر اقرار كردیم .
6- ما كاملا آماده شدیم كه خداوند تمام این نواقص شحصیتی ما را برطرف كند.
7- ما با فروتنی از او خواستیم كه كمبودهای اخلاقی ما را برطرف كند.
8- ما فهرستیاز تمام كسانی كه آزارداده بودیم تهیه كردیم و خواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شدیم .
9- ما بطور مستقیم در هر كجا كه امكان داشت ازاین افراد جبران خسارت نمودیم مگر در مواردی كه اجرای این امر به ایشان و یا دیگران زیان وارد نماید.
10- ما به تهیه ترازنامه شخصیتی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعا بدان اقرار نمودیم .
11- ما از راه دعا و تفكر جویای بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند بدانگونه كه او را درك می كردیم شدیم و دعا كردیم فقط برای آگاهی از اراده او برای خودمان و قدرتی كه آنرا به انجام رسانیم.
12- بایك بیداری روحانی كه در نتیجه این قدم ها پیدا كردیم ما سعی نمودیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را رد تمام امور خود به اجرا در آوریم.



● اجتماع درمانی

اجتماع درمانی بهشكل كنونی آن اولین بار در سال 1958معرفی شد و به سرعت كارآرایی خود را در درمان و توانبخشی معتادان نشان داد.
بازسازی الگوهای رفتاری مخرب كه در طول زندگی كسب شده است نیاز به تغییر دربافت اجتماعی داشته و به همین جهت یك برنامه ساخت یافته و نظارتی قوی جهت درمان مسائل رفتاری هنجانی خانوادگی و عاطفی معتادان را طلب می كند.
هدف از ایجاد تغییرات كلی در سبكو شیوه زندگی معتادان پرهیز از مصرف مواد مخدر ایجاد صداقت فردی كسب مهارتهای اجتماعی مفید حذف عقاید ضد اجتماعی و رفتارهای غیر قانونی است به منظور دستیابی به این اهداف معتادین بایست مدتی را كه بسته به نوع برنامه درمانی می تواند از سه ماه تا دو سال باشد دراجتماعات مبتنی بر درمانهای روانشناختی و اجتماعی زندگی كنند مطی فیزیكی این اجتماعات بسته به گروههای تحت درمان می تواند متغیر باشد مثل بیمارستان شهرك های كوچك و...


انواع روش های اجتماع درمانی
""
TCاجتماعی طبقاتی است و در آن بیماران باسطوح مختلف نگهداری می شوند و به وسیله كاركنانی (Staff) كه ارزیابی از وضعیت بیمار وهدایت بسوی تغییر رفتار را بعهده دارند اداره می شوند در بدو ورود هر بیمار در موقعیتی از این سلسله مراتب قرار می گیرد ورفتن به سطوح بالاتر از راه پیشرفت درمانی و مولد بودن عملی خواهد شد .
اقدام به تصمیم گیری ها در مورد وضعیت بیمار ترخیص انتقال اخراج و بعهده پرسنل درمان می باشد برنامه روزانه ضمن داشتن تنوع كاملا فشرده است .
ارزیابی های متعدد از برنامه های
TC نشان میدهد كه چنین برنامه فشرده و منسجمی برای افرادی كه قبلا در موقعیت های نابسامان بهمریخته وبی نظم زندگی كرده و شخصیتشان براین اساس شكل گرفته است منجر به عدم مصرف مواد و پرهیزاز اعمال خلاف خواهد شد یادگیری به شیوه"TC" بعنوان یك یادگیری اجتماعی حداقل به سه روش صورت می گیرد:
1-یارگیری از طریق رقابت وعمل
2-یادگیری با استفاده ازفرا گییر بودن شرایط و مشكلات در بین همه اعضا اجتماع
3-یادگیری از طریق بروز دادن عواطف فردی مثل رویا خشم ترس وآرزوها و رویاروئی با آنها

 

● كار درمانی

كار درمانی در اعتیاد عبارت است از ارائه انواع فعالیتها و روشهای درمانی بمنظورپیشگیری از اعتیاد تسریع روند بهبودی و رفع عوارض آن معمولا معتاد در روابط اجتماعی وسلوك ورفتار دچارمشكل میگردد و در نتیجه قدرت كاری تمایل به كارحس تشریك مساعی و احساس مسئولیت وی مختل میشود.
لذا برای اینكه فرد بتواند زندگی سود مندی را در اجتماع از سر بگیرد لازم است سلوك و رفتار وی طبیعی گرددو احساس مسئولیت وحس اجتماعی را باز یابد .
در برنامه های كاردرمانی سعی در آمادگی فرد برای زندگی عادی و روزمرهروابط سالم اجتماعی و روبرو شدن با واقعیات زندگی وجود دارد همچنین كاردرمانی علائق انگیزه هاو تمایلات انسانی را پرورش داده علائم وعوارض بیماری را بهبود می بخشد و فر را برایسازش با الگوهای موجودوحاكم در زندگی اجتماعی آماده می نماید .
در كار درمانی افراد با دقت كامل ارزیابی میشوند كمبودها نواقص و نیازهای بیماران بطور كامل مشخص میگردد و برای هر فرد متناسب با مشكلات و نیازهایش ببرنامه های مفید و موثر تنظیم میگردد.
این برنامه ها هم ازنقطه نظر فردی و هم گروهی بسوی هدفی معین و مشخص رهبری میشود هرچند اهداف درمانی در مورد افراد مختلف متفاوت است ولی بطور كلی بهتر است برنامه های زیر در مورد اغلب افراد معتاد منظور شده و اجرا گردد:
1- سعی در بهبود و پرورش قابلیت های فرد با ارضا و تكامل مهارتها وتوانائیهای او
2- كاهش دادن علائم و عوارض اعتیاد تا آنجائیكه فرد وظایف خود را در مسیر واقعیت های زندگی و اجتماع ایفا كند.
3- كوشش در تكامل و پرورش ابعاد شخصیت و انگیزه های بیمار ضمن فعالیت ه های روزمره و را قالب تجارب موفقیت آمیز بیمار
4- سعی در پرورش وارتقا سطح پذیرش و اقناع فرد از زندگی عادی بر اساس قابلیت های او
5- سعی در افزایش قدرت تصمیم گیری وعادات مطلوب ومثبت نسبت به كار و فعالیت
6- ایجاد وضعیت های كافی و لازم برای استقرار مناسبات و ارتباطات اجتماعی مفید و مؤثر
7-آموزش و پرورش توانائیهای فرد برای تفریح بهتروبهره بردن مفید تر از اوقات فراغت خود.
8- ارشاد و تربیت افراد برای پیدا كردن اعتماد به نفس كافی جهت تامین زندگی مستقل در سطوح واقعیت های روابط اجتماعی موجود.

 

● مذهبی درمانی

اصولی كه در اسلام جهت درمان معتاد مفید واقع می شون عبارتند از :

1- اصل پذیرش :
د رمكتب اسلام بالاترین خطا وگناه كه همان شرك به خد می باشد د رصورت بازگشت و شناخت ذات یكتای خداوند قابل بخشش می باشد و هیچ كس مایوس از رحمت خداوند نیست و شخص معتاد نیز زمانی كه جهت درمان پناه به مرجع ذیصلاحی آورد به هیچ عنوان طرد نمی شود.

2- اصل حمایت :
اسلام به پیروان خود دستور می دهد زمانی كه شخص ولو غیرمسلمان به قصد كمك گرفتن به تو رجوع كرد دست رد به سینه او زده نشود بلكه حتی حمایت از افراد ضعیف و مستضعف علامت ایمان افراد برشمرده شده و كسیكه در فكر این موضوع نباشد مسلمان نمی باشد لذا معتاد نه تنها پذیرفته می شود بلكه از نظر درمان حمایت هم می شود.

3- اصل بازگشت به اصل خویش :
شخص راهنما كه خود مسلمان دلسوزی است سعی خواهد نمود او را با ارزشهای انسانیش آشنا كند وجایگاه انسان را در روی زمین به وی نشان دهد و مقام انسان وعزت همیشگی او را در پرتوگرایش به مذهب به وی گوشزد می كند وهمچنین سعی خواهدت كرد در غیبت بازگشت به اصل خویش ایجاد كند.

4- اصل تصمیم و اراده :
در اسلام حتی نیت و تصمیم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پی دارد و لذا زمانی كه هر معتاد اراده و تصمیم به ترك گرفت همان لحظه گرایش به سمت جاده سلامتی و در مسیر صحیح قرارگرفتن آغاز می شود لذا اسلام سعی دارد زمانی كه معتاد تصمیم و اراده به ترك كرد اورا مورد حمایت مادی ومعنوی وهمچنین تشویق قرار دهد و بر تقویت این تصمیم و اراده بیفزایدتا به عنوان یك هدف مهم آن را دنبال كند زیرا اساس مذهب رشد می باشد.
(قدتبین الرشد من الغی ...)( قسمتی از آیات آیت الكرسی ) لذا نیت و اراده انسانها به سمت یك زندگی سالم بایستی مورد حمایت جامعه قرارگیرد. شخصی كه تصمیم به ترك گرفته از نظر مذهب مورد حمایت است و بدیده احترام به وی نگاه می كنند بمنظورتقویت اراده نیت و باقی بودن براین بینش راهكاریهای ذیل از نظر مذهب توصیه می گردد:
1- حمایت های مادی ومعنوی (صله رحم )
2- همنشینی و دلجوئی از وی
3- یاد آوری مكرر توانمندیهاو ارزشهای انسانی وی
4- سوق دادن ذهن اوبه خدا واولیائش

5- اصل مراقبت :
كلكم راع و كلكم كسئول عن رعیته رسول اكرم (ص)مذهب علاوه بر بكار گرفتن چهار اصل فوق اصل مراقبت را تا حصول نتیجه نهایی ارائه می دهد صله رحم رسیدگی به خویشاوندان وحقوق همسایه از نشانه های ایمان در جامعه می باشد لذا یك مسلمان سعی دارد در برابرافراد ناتوان و آفت های اجتماع دوباره به سراغ او نرود و یگر همنوعش را به این بلیه نیز دچار نسازد بنابراین بااو معاشرت دارد حمایت نزدیكانش را بطرف او جلب می كند و پیوسته نگران حال او می باشد لذا مذهب به مثابه مراقب دلسوزی است كه پیوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طریقه حق می باشد.

6-اصل بازسازی شخصیت :
دین ایلام یكی ازادیانی است كه به وحدت و یكپارچگی شخصیت معتقد است اسلام دین توحیدی بی نظیری است چرا كه خداوند خالق یگانه و واحد است و خلقت او نیز براساسیك نظام یكپارچه و واحد است كه هر عنصر این خلقت ضمن برخورداری از وحدت درونی به نوبه خود نقش مهمی در برپایی و هماهنگی خلقت دارد .
بهترین ارزشها یكی جان ودیگری شخصیت انسان می باشد و هر دو بالاترین مسئولیت را برای آحادامت اسلامی بهمراه می آورد لذا هر فردی كه تصمیم دارد قدم به جاده سلامتی بگذارد خطا وانحرافات گذشته او محو میشود و فعالیت های مثبت و كوشش در راه صحیح زندگی كردن گناهان گذشته را از بین می برد (قرآن كریم:عمل صالح زشتیها را از بین می برد)بنابر این شخصی كه با دستورات فوق سلامت خود را باز یافته به مانند دیگر افراد جامعه ادامه حیات میدهد و با حرمت و ارزشمندی زندگی می كند و هیچ مسلمانی به خود اجازه كوچكترین جسارت به او نمی دهد زیرا او بازگشت به اصل خویش نموده و بر همه مسلمانها واجب است برای او ارزش یك انسان كامل را قایل باشند امید است با دستورات حیات بخش اسلام بتوانیم تولدی دیگر در حیات خود و دیگران بویژه افراد معتاد جامعه ایجاد نمائیم.



● نقش فعالیت های بدنی در درمان اعتیاد

اعتیاد در مراحل نسبتا پیشرفته خود سبب می گردد تا فرد معتاد انسانی بی هدف و بدون برنامه شده ساعت های خواب و بیداریش نامنظم شود اینكه چه بخورد چه بپوشد دیگر برایش مهم نیست این موضوع كه چه كار انجام دهد و كجا برود اهمیتش را ازدست می دهد لذا لازم است فرد ترك كرده با كمك خودش برنامه ریزی وهدفش را تعیین كند زیرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگردانی فكری فرد شده و این خود عاملی جهت عوداعتیاداست فردی كه اعتیاد را ترك كرده باید برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوایل جهت تقویت جسم و یا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ریزی كند در ورزش های صبحگاهی شركت كرده و راهپیمائی ساده و یادویدن ملایم داشته باشد و یكی از راههای اساس جهت مبارزه با كسالت بی حوصلگی در معتادان ورزش كردن وفعالیتهای بدنی هدف دار و یا پرداختن به كار و تفریحات سالم است پس باید فعالیت های بدنی را هدف دار نمود و مرتبا تغییرات جسمانی كه در حقیقت نشان دهنده بهبودی بیشتر است كنترل نمود فرد ترك كرده باید روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به كار تفریح در مناطق ییلاقی و خوش آب وهوا همچنین قدم زدن درپارك ها فضای سبز و باغ ها رفتن به سینماها و نمایشگاها باز دید ازبستگان و دوستان سبب می گردد فرد معتاد ترك كرده مجددا با افراد جامعه و فعالیتها و تفریحات موجود در آن آشتی كرده و در كنار دیگران بودن به او كمك می كند تا بتواند دوره درمان را بهتر طی نموده و رفته رفته به زندگی عادی برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگی وكارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و این اولین احساس مثبت در بیماراست كه باعث تداوم و استمراربهبودی در وی خواهد شد.

 

 

مواد اعتیاد آور:

Ø    اكستاسی

Ø    ال.اس.دی

Ø    تریاك

Ø    حشیش

Ø    کوکائین و کراک

Ø    ماری جو انا

Ø    متادون

Ø    مورفین

Ø    هروئین

 

 

اكستاسی
واژه‌ی اكستیسی یا اكستاسی را در فرهنگ لغات ما به معنای"حظ یا خوشی زیاد"، "وجد"، "نشاط" و "سرخوشی مفرط" معنی می‌كنند. این ماده از خانواده‌ی آمفتامین‌ها است.
این قرص‌ها در ابتدا به عنوان ضد اشتها و كاهش دهنده‌‌‌‌‌‌ی وزن و سپس به عنوان عامل تنظیم كننده خلق و خوی معرفی شده بودند و حال آنكه اخیراً (در ده سال گذشته) به عنوان دارویی نشاط‌آور مصرف آن رشد سریعی داشته است.
قرص‌های روانگردان با اسامی قرص‌های نشاط‌آور، اكسی، پارتی، قرص‌های عشق، باران، محبت، X، قرص E، قرص استار، رد و جت در بین جوانان متداول شده است.


علائم و اثرات مصرف اكستاسی:
از اثرات آن می‌توان به كاهش اشتها، تاری دید و گشاد شدن مردمك‌ها اشاره كرد كه باعث می‌شود در مهمانی‌ها با وجود نور كم، مجبور به استفاده از عینك‌های آفتابی در شب شوند. از عوارض دیگر آن: حركات غیرطبیعی چشم، افزایش ضربان قلب و فشارخون و قفل شدن دندان‌ها است كه برای جلوگیری از این حالت مجبور به مصرف آدامس هستند و تا ساعت‌ها این حالت فك‌زدن‌های غیرطبیعی وجود دارد.
در افرادی كه برای اولین بار اكستاسی مصرف می‌كنند، حدود 30 دقیقه پس از مصرف معمولاً افزایش ضربان قلب، تعریق شدید، انقباض عضلانی و عدم احساس درد بروز می‌كند. اما افرادی كه به دفعات این مواد را مصرف می‌كنند احساس سوزن سوزن شدن بدن، بی‌قراری، ناآرامی و اضطراب را توصیف می‌كنند.
افزایش دمای بدن، فشارخون و همچنین افزایش فزاینده‌ی توان بدنی از آثار جسمانی مصرف این مواد هستند. از عوارض ناخواسته‌ای كه نیز ممكن است بروز كند می‌توان به تهوع، خشكی دهان، انقباض عضلات فك و همچنین عدم تعادل اشاره كرد. علاوه بر این مصرف اكستاسی همراه با فعالیت شدید بدنی ممكن است عوارض جسمانی و روانی مانند كم‌آبی شدید، استفراغ، ترس و واهمه‌ی شدید را در پی داشته باشد. این عوارض معمولاً پس از حركت‌های شدید و طولانی در محل گرم و پرجمعیت به ویژه محفل‌های شبانه و پارتی‌ها بروز می‌كند و در موارد نادر منجر به سكته‌ی قلبی یا مغزی نیز شده است.
مصرف كنندگان گاه تا حد مرگ می‌رقصند تا جایی كه آب بدنشان به شدت كاهش یافته و به دلیل مصرف مواد، سیستم گیرنده‌های درد در بدنشان مختل می‌شود و به این جهت مشكلات ناشی از كم‌آبی شدید را احساس نمی‌كنند.


بزرگ‌ترین مشكل:
بزرگ‌ترین مشكل مصرف كنندگان اكستاسی، پایان سرخوشی اولیه است. زیرا با از بین رفتن تأثیر دارو و نشئگی حاصل از مصرف یا به اصطلاح "اكستاسی فیلم"، افسردگی شدید و عمیق بروز می‌كند. افسردگی همراه با عوارض دیگر مانند بیقراری، اضطراب، خستگی و كوفتگی عضلات، همچنین بی‌انگیزگی و بی‌تفاوتی شدید در زندگی روزمره فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در كنار این موارد میل مفرط و شدید به مصرف مجدد مواد نیز در فرد به وجود می‌آید كه ممكن است اولین قدم و همچنین قدم تعیین كننده در راه وابستگی روانی به موادمخدر باشد.

بر اساس نتایج آماری موارد مرگ و میر ناشی از مصرف اكستازی به میزان 400 درصد افزایش داشته است و در سال 2004 حدود 8 میلیون نفر معتاد به مصرف اكستازی بوده‌اند. تحقیقات صورت گرفته در خصوص افراد مراجعه كننده به مطب‌های خصوصی و مراكز درمانی در تهران نیز، متأسفانه بیانگر رشد چشمگیر مصرف این ماده است.

 

ال.اس.دی (LSD)
ال.اس.دی نخستین دارویی است كه در گروه توهم زاها قرار گرفت. اولین بار در سال 1938 ساخته شد، اما خواص آن در سال 1943 زمانی كه بصورت اتفاقی مصرف شد، مشخص گردید.
این ماده در دهه 1960 شهرت خاصی پیدا نمود و به مرور زمان از استعمال آن توسط مردم كاسته شد لیكن در دهه 1990 مجدداً در میان دبیرستانیها و دانشجویان شهرت پیدا كرد. این ماده بعنوان ابزار جنبش ضد فرهنگ در غرب مورد استفاده قرار گرفت.

استفاه پزشكی:
در حال حاضر این دارو هیچگونه استفاده پزشكی ندارد. گر چه در دهه 1950 این دارو بنام (Delgsid) توسط برخی روانپزشكان برای درمان احساسات سركوب شده مورد استفاده قرار می‌گرفت. سازمان سیا (CIA) نیز آزمایشات خود را بر روی انسان بصورت مخفیانه جهت بازپرسی از متهمان انجام داد. در سال 1966 استفاده از این ماده در آمریكا بدلیل پیامدهای بهداشتی و درمانی آن ممنوع اعلام شد.

مقاومت داروئی:
این نكته ‌حائز اهمیت است كه به مرور زمان و با استفاده مكرر از این ماده ایجاد مقاومت داروئی می‌كند و لذا برای ایجاد احساس اولیه از دوز‌های بالاتری می‌بایست استفاده شود.


مدت اثر:
‌تاثیرات روانی 60-30 دقیقه پس از مصرف ماده شروع می‌شود و حدوداً 12 ساعت باقی می‌ماند. اوج این تاثیرات حدوداً 5 ساعت پس از مصرف ال اسی دی می‌باشد. تاثیرات روانی این ماده وابسته به وضعیت جسمی‌ فرد مصرف كننده و نیز محیط فیزیكی كه فرد در آن قرار دارد، می‌باشد.


روشهای سوء استعمال:
این ماده غالباً در فرم قرص و یا كاغذ خشك كن یافت می‌شود كه غالباً همراه الكل و یا آب بلعیده می‌شود.



اثرات:
LSD
اثرات آگونیستی و آنتاگونیستی در سطح گیرنده‌های سروتونینی از خود نشان می‌دهد همچنین فرضیه دیگری بر این باور است كه LSD موجب افزایش فعالیت در غشاء مغزی و قسمت جلوی مغزی (limbic Forebrain) می‌شود. مصرف این ماده موجب میدریاز، افزایش فشار خون خفیف، تپش قلب (تاكیكاردی) و ندرتاً افزایش دمای بدن (هیپرترمی‌) می شود. از نظر رفتاری استعمال كننده ممكن است درونگرا و یا مضطرب شود.

 

تریاک

تریاك به شكل ماده ای قهوه ای تیره، به گونه دلمه شده مانند پلاستیك وجود دارد. تریاك شیره الكالوییدداری است كه از تیغ زدن گرز خشخاش و لخته شدن شیره خشخاش نارس بدست می آید. تخمدان حاوی دانه های خشخاش، بیضی شكل است كه گلبرگهای صورتی رنگ دارد. وقتی این گلبرگها رو به پژمردگی می رود، با تیغ زدن تخمدان نارس، عصاره شیری رنگ داخل آن شروع به تراوش می کند كه در مجاورت هوا به صورت دلمه شده پس از گذشت یك شبانه روز به رنگ قهوه ای و گاهی سیاه در می آید و به حالت صمغی چسبیده بر جدار خارجی تخمدان باقی می ماند كه آن را تراشیده و جمع آوری می كنند.
این گیاه را در عربی افیون، ابیون، تریاق، دریاق و در انگلیسی "Opium" می نامند، ابیون یا افیون نیز از ریشه یونانی اپیون "Opion" اقتباس شده است.

انواع تریاك:
1-
تریاك خام, كه عبارت از شیره خودبخود غلیظ شده گرزهای خشخاش است كه بدون توجه به میزان آن, جز برای بسته بندی و ارسال, دستكاری دیگری در آن نشده باشد.

2-
تریاك عمل شده (پرورده)، محصولی است كه از تریاك خام با یك رشته عملیات مخصوص حل كردن, جوشاندن, بودادن و تخمیر بمنظور تبدیل آن به عصاره برای استعمال غیرطبی تهیه می شود.

3-
تریاك پزشكی, تریاكی كه مقدار (دوز) آن مشخص بوده و برای مصارف درمانی و پزشكی كاربرد دارد و در صنایع داروسازی هر كشوری آن را بصورت گرد یا دانه های ریز درآورده و یا با مواد بی اثر مخلوط كرده و مورد مصرف قرار می دهند.

مشتقات تریاك:
در تریاك حدود 25 نوع آلكالوئید وجود دارد كه 6 نوع آن بیشتر از بقیه در تریاك یافت می شوند كه عبارتند از: مورفین (3 تا 23درصد)، كدئین (5/0درصد)، پاپاورین (1/0درصد)، نارسئین(1/0درصد)، ناركوتین (7درصد)، تبائین (3/0درصد).
هر چه مقدار مورفین موجود در تریاكی بیشتر باشد می گویند آن تریاك دارای مرغوبیت بیشتری است. مقدار مورفین در تریاكهای بازرگانی 6 تا 14 درصد می باشد.

علائم مصرف تریاك:
تریاك از نظر طبقه بندی فارماكولوژی، تضعیف كننده فعالیتهای سلسله اعصاب مركزی است.
مهمترین علائم مصرف تریاك و مشتقات آن عبارتند از: 1- خواب آلودگی با حضور ذهن 2- تسكین درد 3- انبساط خاطر و آرامش 4- احساس گنگ و مبهم به زمان و مكان 5- بخواب رفتن با آرامش و تخیلات مطبوع 6- سستی اراده و ضعف حركات و فعالیتها 7- كاهش امیال جنسی.
اثرات دلپذیر و آرامش بخش مواد مخدر بسته به مصرف دارو و تحمل شخص بمدت چهار تا شش ساعت ادامه می یابد و پس از آن مرحله خماری فرا می رسد كه بصورت خمیازه و آبریزش از بینی، بیقراری، بی اشتهائی، افسردگی، تهوع و استفراغ می باشد.
بعد از كشیدن به اصطلاح چند "بست" تریاك، توجه فرد بر روی خودش متمركز شده و گرایش شدیدی به آرامش پیدا می كند. در حقیقت اعصابش آرام و اراده اش سست شده، در تفكر و خیال فرو می رود، از معاشرت با دیگران تا حدودی پرهیز می كند، از وزن و زمان و فضا آزاد می شود و دگرگونی در جهت یابی زمان و فضا در وی ایجاد می شود. مصرف تریاك سبب می شود تا گذشته و آینده فرد با هم مخلوط شده و مجموعه "حال" را برایش ایجاد نماید و از زمان آزاد گردد.
شخص معتاد به تریاك در خیال واهی خود پس از استعمال تریاك احساس می كند كه دارای روشن بینی زیاد و قدرت فهم و قضاوت هوشیارانه و بینش و ادراك اصیل از دنیای اطرافش می باشد و از این كه بدون هیچ سعی و كوششی دارای این حالت در تفكر و تصور گردیده ابتدا تعجب می كند. ولی رفته رفته در حالت كیف فرورفته و احساس خوشی و خوشبختی به وی دست می دهد و در نتیجه نسبت به محیط اطراف خود بیگانه و بی تفاوت می گردد.
با توجه به مطالب ذكر شده, فرد معتاد به تریاك به سهولت می تواند ساعات شبانه روز را با بی خوابی و رویاهای رضایتبخش ادامه دهد. و بتدریج در وی وابستگی و بندگی ایجاد شود و در فواصل بست یا پیپ ها این فرد انرژی خود را از دست داده و اندوهگین و بی حوصله می شود و حالت یكنواختی در صدا و كندی در حركاتش نمایان می شود.
لاغری و ضعف عمومی در معتادان به تریاك رفته رفته شدیدتر می شود و ضایعات فیزیكی و روانی و اجتماعی فرد به تدریج زیادتر شده و موجب زوال و نابودی فرد می شود. یعنی با گذشت زمان تحمل فرد به مقدار مصرف تریاك بیشتر می شود و فواصل آن نیز كمتر شده و گروهی نیز در پایان به هروئین روی می آورند. از نظر اجتماعی، معتادان سنتی به تریاك در هر نقطه كشور همچنان به زندگی خود ادامه می دهند و از هم پاشیدگی خانواده در اغلب موارد نتیجه اولیه این نوع اعتیاد محسوب می شود. مصرف مزمن داروهای مخدر توسط مادر در حین حاملگی كه شامل تریاك و مشتقات آن و آمفتامین ها و باربیتوراتها می باشند برای جنین مضر است و سبب دیسترس داخل رحمی و كم وزنی نوزاد و گاهاً مرگ جنین و نوزاد می شود و در مواردی كه مادر حامله معتاد تمایل و سعی در ترك اعتیاد را دارد بایستی سقط زودرس را انجام داد.

مصرف بیش از اندازه (Overdose):
مصرف بیش از حد، موجب اختلالات سیستم تنفسی گردیده و تنفس به كندی و آهستگی صورت می گیـــرد و در نهایت احتمالا متوقف شده و به مرگ منجر می شود. استفاده تریاك همراه با الكل می تواند، بسیار خطرناك باشد.

 

کوکائین و کراک

كوكایین، آلكالوئید اصلی برگ كوكا است كه از برگهای بوته ای به نام (Ergthroxglom Coca) بدست می آید، كه مركز اصلی رویش آن آمریكای جنوبی است. كوكایین به عنوان ماده موثر در سالهای 60- 1859 میلادی از برگ كوكا مجزا و استحصال شد.
كراك را نیز از كوكایین تهیه و در سال 1985 میلادی به بازار عرضه کردند. كراك شیره ی کوکائین و خطرناكترین ماده اعتیادآوری است كه تا كنون به بازار آمده و به حدی وابستگی آور است كه یك بار مصرف آن، فرد را معتاد می كند. از نظر طبقه بندی فارماكولوژی، محرك سیستم اعصاب مركزی است.
كوكایین پودر سفید نرم شفاف كریستالی با طعمی تلخ است كه اغلب با پودر تالك، یا ملین ها یا شكر مخلوط می شود و معمولا به صورت استنشاقی، تزریقی، خوراكی یا دود كردن و گاهی هم به طریق پاشیدن روی دستگاه تناسلی مصرف می كنند.
دود معمولی آن برای انفیه و استنشاق 30 تا 100 میلی گرم است و 10 تا 25 میلی گرم آن برای تزریق استفاده می گردد. كوكایین بی حس كننده موضعی است و به ندرت برای برخی از اعمال جراحی استفاده می شود.

نامهای خیابانی آن Coke مخفف كلمه كوكائین، Candy (شیرینی)، Nose (بینی)، Snow (برف)، Happy (خوشحال، خوشبخت) و Dust (مواد گردی، گرد و خاك) می باشد.

استعمال كوكائین قرنها است در كشورهای هند، پرو و بولیوی معمول بوده، برگهای رنگی كوكائین را برای لذت و خوش بودن می جوند، مردم این كشورها برای قادر شدن به انجام كارهای سخت و جدی و راه رفتن و تحمل گرسنگی و تشنگی از جویدن كوكا یاری می گیرند.
تا آنجا كه به تاریخچه كوكائین مربوط می شود، این عادت در میان ساكنان كوه های آند رایج بوده است. در تابوت های (Huacas) باستانی پرو، مجسمه های در حال استعمال كوكائین كشف شده اند. روشن ترین علامتی كه بر چهره معتادان كوكائین دیده می شود فرو رفتگی گونه هاست كه در اثر مكیدن برگ كوكا به وجود می آید.

اثرات كوتاه مدت:
اثرات كوتاه مدت آن مشابه آمفتامین است ولی با مدت زمان كوتاهتر، احساس افزایش انرژی، چابكی و سرخوشی زیاد می كند، از جمله اثرات آن پس از مصرف عبارت است از: افزایش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن و فشارخون، گشادگی مردمك چشم، پریدگی رنگ، كاهش اشتها، تعرق شدید، تحریك و هیجان، بی قراری، لرزش به خصوص در دستها، توهمات شدید حسی، عدم هماهنگی حركات، اغتشاش دماغی، گیجی، درد پا، فشار قفسه سینه، تهوع، تیرگی بینایی، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ.

در حالت قطع ماده نیز افسردگی شدید حادث می شود. ناخالصی كوكایین خیابانی اغلب موجب حساسیت و آلرژی شدید می شود كه معمولا با آب ریزش بینی و بی خوابی شدید همراه است. در مسمومیت حاد با كوكایین، فرد مصرف كننده دچار بی قراری و تشویش، هیجان، شوریدگی فكر و اختلال تنفسی می گردد. ضربان، تنفس و فشارخون فرد افزایش می یابد.

اثرات درازمدت:
از جمله اثرات درازمدت آن از دست دادن وزن بدن، یبوست، بی خوابی، ضعف جنسی، دپرسیون تنفسی، اشكال در ادرار كردن، تهوع، كم خونی، رنگ پریدگی، تعرق شدید، دردهای شكمی و اسهال، اختلالات در هضم و دستگاه گوارشی، سردرد، لرزش دست ها، لرزش و تشنج، پریدن عضلات و سفتی آنها، هپاتیت، آب ریزش دائمی بینی، ایجاد زخم، آماس و جوشهای پوستی به خصوص اطراف مخاط گوش و بینی، زخم مخاط بینی (در مصرف به صورت انفیه)، اضطراب، بی قراری، تشنج پذیری شدید، سوءظن، گیجی، اختلالات درك زمان و مكان، رفتار تهاجمی، تحریك پذیری شدید، افسردگی، پرخاشگری، تمایل به خود كشی، توهمات و اختلال در حواس (به خصوص بینایی، شنوایی، و لامسه)، افكار هذیانی، و گاهی اشتهای كاذب و سرانجام ناراحتی جدی دماغی و روانی به نام سایكوز و كوكایین.
تحمل و ایجاد وابستگی كوكایین مشابه آمفتامین است وابستگی شدید روانی ایجاد می كند كه این وابستگی در عصاره كوكایین یعنی كراك شدیدتر می باشد.
در آزمایشاتی كه برای تحقیق پیرامون اثر كوكایین بر روی موش و میمون انجام شده، پس از قطع مصرف آن، نشانه های ترك از جمله ضعف شدید، بدخوابی، افسردگی، تحریك پذیری، گرسنگی زیاد دیده شده است.
مصرف كننده، كراك را چه به طریق استنشاق یا پاشیدن روی توتون و ماری جوانا و چه از راه كشیدن با پیپ استعمال كند، دیگر نمی تواند از مصرف آن خودداری كند و باید پی در پی آن را استعمال نماید. این ماده خیلی سریع جذب ریه گشته و به مغز می رسد و حالت تهاجمی به مصرف كننده دست داده، باعث بزرگ شدن قلب و افزایش فشارخون می شود و عوارض به گونه ای شدیدتر از كراك پدیدار می گردد. اصولا فردی كه كراك مصرف می كند، دیگر بر خود تسلط ندارد و گویا خود را گم كرده است.

 

ماری جو انا
بیشتر از قسمت های فوقانی برگ ها، گل و تخمكهای شكفته شده بوته شاهدانه و از جنس ماده آن كه بریده و خشك شده تهیه می شود و در رنگهای سبز متمایل به خاكستری و قهوه ای وجود دارد. دارای بوی تند و به صورت كشیدنی در پیپ یا سیگارهای دست پیچ استفاده می شود.

نامهای خیابانی آن Potherbs Grass, pot, Weed, Mary Jane و ... می باشد.
اثر آن به صورت كشیدنی 2 تا 4 ساعت و در موارد خوردنی 5 الی 12 ساعت طول می كشد. در عین حال كه موجب حالت سرخوشی و كیف می شود، غالبا هوشیاری و خودآگاهی مصرف كننده به هم می خورد و دچار تحریف ادراكات، عدم هماهنگی و توازن، گیجی، افزایش ضربان قلب و تنفس می گردد. فرد مصرف كننده تمایل به پر حرفی و خنده های بیش از حد دارد، و این آثار تا چندین ساعت پایدار است. ماری جوانا را، در عین حال كه ماده اعتیاد آور سبك است و حتی آن را مدخل ورود به دنیای مواد اعتیادآور قوی معرفی كرده اند، باید یك ماده توهم زا به حساب آورد، تحریف ادراك حسی، اختلال درك زمان و مكان، افزایش حساسیت به صدا، افزایش تلقین پذیری، احساس دارا شدن یك درك عمیق تر از معانی اشیا، احساس قدرت بیش از حد، شوریدگی یا اغتشاش فكری، تیرگی، هوشیاری، گیجی، نگرانی، ترس، سرگردانی و توهمات از اثرات و خطرات عمده مصرف این ماده است. در میان افرادی كه مصرفشان خیلی زیاد است میزان اختلالات عصبی و شخصیتی بیش از افراد عادی است. ماری جوانا وابستگی روانی نیز به دنبال می آورد.

 

متادون
متادون متعلق به گروهی از مواد به نام شبه افیون‌هاست. شبه افیون‌ها موادی با ساختار شیمیائی و عملكردی شبیه به مورفین هستند ( طبیعی و صناعی )، یكی از زیر گروههای شبه افیون‌ها خانواده مواد افیونی است كه شامل داروهای تسكین دهنده درد عصبی مركزی، طبقه بندی می‌شوند. بدین صورت كه كاركرد آنها به عنوان كاهش فعالیت این سیستم است. الكل،‌كانابیس، بنزودیازپین‌ها (شامل دیازپام، لورازپام و...) موارد دیگری از داروهای مضعف هستند. متادون به صورت صناعی ساخته می‌شود و به عنوان جانشینی برای درمان افراد وابسته به هروئین و سایر شبه افیون‌ها به كار می‌رود. طول مدت اثر آن بسیار طولانی تر از هروئین است به طوری كه مدت اثر یك دوز واحد آن تقریباً 24 ساعت است در حالیكه در مورد هروئین ممكن است فقط 2 ساعت باشد. در یك برنامه درمانی معمولاً متادون به صورت محلولی در آب میوه تجویز می‌گردد.


به طور كلی دو نوع برنامه درمانی با متادون وجود دارد:
1-
درمان نگهدارنده یا طولانی مدت كه ممكن است ماهها یا سالها به طول انجامد. هدف در این برنامه كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد و بهبود كیفیت زندگی است.
2-
برنامه سم زدائی در روش پرهیز مدار (كوتاه مدت) كه تقریباً 14- 5 روز طول می‌كشد. هدف از این برنامه كاهش رنج‌های ناشی از قطع مواد افیونی مانند هروئین است.

درمان با متادون :
بسیاری از مردم بر این باورند كه مصرف كنندگان مواد افیونی بهتر است كه مصرف این مواد را به طور كلی قطع كنند. اگر چه این انتخاب برای بعضی از مصرف كنندگان این مواد مناسب به نظر می‌رسد،‌ اما برای بعضی از آنها احتمال بازگشت زیاد است.
البته تحقیقات نشان داده كه برنامه نگهدارنده با متادون می‌تواند جنبه‌های مختلف بهداشتی زندگی فرد معتاد به هروئین را، به دلایل زیر ارتقاء بخشد:

1-
هروئین با مواد دیگر مخلوط می‌شود و ناخالصی آن زیاد است.
2-
متادون به صورت خوراكی تجویز می‌شود و خطرات ناشی از تزریق هروئین را ندارد. این امر موجب كاهش خطرات ناشی از استفاده‌ مشترك از وسایل آلوده در تزریق می‌گردد و در نتیجه احتمال عفونت‌های منتقل شونده از راه خون همچون هپاتیتB، هپاتیتC (كه موجب مشكلات طولانی مدت برای كبد می‌شوند) و HIV كاهش می‌یابد.
3-
افرادی كه تحت درمان نگهدارنده با متادون هستند معمولاً به شیوه زندگی متعادل و باثباتی دست می‌یابند كه شامل بهبود وضعیت تغذیه و خواب می‌شود.
4-
فرد كمتر تحت استرس قرار می‌گیرد به این علت كه نگران چگونگی تامین هروئین برای استفاده مكرر در طول شبانه روز نیست.
5-
متادون به مدت طولانی در بدن باقی می‌ماند بنابراین روزانه یك بار مصرف می‌شود.
6-
میزان جرم، جهت تامین هزینه خرید هروئین كاهش می‌یابد.
7-
موجب كاهش ارتباط معتادان با سیستم قاچاق و عرضه كنندگان مواد می‌شود.
8-
متادون نسبت به مواد غیر قانونی ارزان تر است.
9-
دربعضی شرایط می‌توان متادون را قطع نمود (درصورت تشخیص تیم درمان(
در صورت‌ مصرف‌ متادون در برنامه نگهدارنده باید به موارد زیر توجه نمود:
1-
توجه ‌شود كه مراجعان برنامه نگهدارنده با متادون مشاوره تخصصی دریافت كنند.
2-
متادون همانند هروئین قوی است و درصورت مصرف غلط خطرناك است.
3-
مادامیكه فرد تحت درمان با متادون است درواقع به صورت جسمی وابسته به شبه افیون‌هاست.
4-
فرد با مصرف یك دوز متادون تجربه نشئگی را ندارد.
5-
فرد باید متعهد شود كه روزانه (‌حتی در تعطیلات) ‌برای دریافت متادون مراجعه كند.

عوارض:
بعضی افراد در برنامه نگهدارنده با متادون علائم ناخواسته ای را در طول درمان تجربه خواهند كرد. ممكن است كه علت آن دوز متادون تجریز شده باشد به صورتی كه بسیار كم یا بسیار زیاد باشد كه بخصوص در شروع درمان ایجاد می‌شود. بعضی از این علائم ناشی از عوارض خود متادون است.


هنگامی كه مقدار تجویز شده بسیار كم باشد علائم شبیه به آنفلوانزا است و شامل موارد زیر است:
1-
آبریزش بینی، عطسه
2-
سیخ شدن موها
3-
دردهای شكمی‌
4-
درد پشت و مفاصل
5-
احساس ضعف جسمی
6-
افزایش درجه حرارت بدن و احساس سرما
7-
از دست دادن اشتها
8-
تعریق
9-
لرزش
10-
تحریك پذیری و پرخاشگری
11-
اسپاسم ماهیچه ای و پرش عضلانی
12-
اختلال در خواب
13-
تهوع و استفراغ
14-
ولع برای مواد
15-
خمیازه
16-
اسهال

فردی كه مصرف متادون را یكباره قطع كند ممكن است بسیاری از علائم ذكر شده را تجربه نماید. علائم ترك (بازگیری) معمولاً یك تا سه روز بعد از آخرین مصرف شروع می‌شود و در حدود روز ششم به حداكثر می‌رسد اما مدت طولانی تری به طول می‌انجامد.


علائم ناشی از مصرف متادون به مقدار زیاد عبارتند از:
1-
خواب آلودگی و چرت زدن
2-
تهوع واستفراغ
3-
تنفس سطحی
4-
مردمك نوك سنجاقی
5-
كاهش دمای بدن
6-
ضعیف شدن نبض و كاهش فشار خون
7-
طپش قلب
8-
سرگیجه
9-
اختلال در عملكرد جنسی
10-
گردش خون ضعیف

بعضی افراد ممكن است عوارضی را تجربه كنند كه ارتباطی با دوز مصرفی متادون ندارد:
1-
تعریق (فرد باید حداقل دو لیتر آب در روز بنوشد تا دچاركمبود آب بدن نشود)
2-
یبوست
3-
درد ماهیچه‌ها و مفاصل
4-
كاهش میل جنسی
5-
جوش‌های پوستی و خارش
6-
تسكین
7-
احتباس مایع
8-
كاهش اشتها، تهوع و استفراغ
9-
درد شكمی
10-
پوسیدگی دندان
11-
بی نظمی‌ در قاعدگی

این عوارض مدت كوتاهی پس از مصرف متادون فروكش می‌كند.
در افرادی كه كاركرد كبدی آنها ضعیف است (به طور مثال عفونت هپاتیتB، ‌هپاتیت‌ها و نیز استفاده طولانی مدت از الكل) مقدار متادون تجویز شده نیاز به نظارت دقیقی دارد.
افرادی كه به مواد افیونی وابستگی ندارند در صورت مصرف متادون علائمی ‌را تجربه خواهند كرد كه شبیه به علائم ناشی از مصرف مقدار زیاد متادون است (قبلاً ذكر شده است(.

مصرف متادون همراه با سایر داروها:
مصرف داروهای دیگر همراه متادون، بخصوص اگر آنها هم مضعف باشند (‌مانند الكل،‌ افیونها از جمله هروئین یا بنزودیازپین‌ها مانند دیازپام)، خطر overdose را افزایش می‌دهد. مصرف مقادیر زیاد الكل در چند روز یا چند هفته می‌تواند طول زمان اثر متادون را كوتاه كند و موجب شود كه شخص قبل از مصرف دوز بعدی علائم ترك (بازگیری) را تجربه نماید.
این نكته بسیار مهم است كه فرد هنگام مراجعه به پزشك یا دانپزشك، مصرف متادون را گزارش دهد تا داروهائی كه موجب تاثیر بر درمان نگهدارنده با متادون می‌شوند را تجویز ننمایند.

Overdose
و مرگ:
مرگ در اثر مصرف متادون نادر است. مرگ مرتبط با متادون تقریباً همیشه به دلیل مصرف همزمان سایر داروها بخصوص بنزودیازپین‌ها و یا الكل می‌باشد.
كادر حرفه ای بهداشتی عموماً پذیرفته اند كه درمان نگهدارنده با متادون در كاهش مرگ و میر معتادان به هروئین موثر است. مرگ در اثر مصرف متادون معمولاً به دلایل زیر اتفاق می‌افتد:
1-
مصرف بیش از حد به طور اتفاقی ـ تحقیقات نشان داده است كه سوء‌ مصرف الكل و بنزودیازپین‌ها در مراجعان دریافت متادون شایع است. هرگونه مصرف همزمان داروهای مسكن، از جمله افیونهائی مانند هروئین،‌ الكل و بنزودیازپین‌ها موجب افزایش خطر سركوب تنفسی، اغما و مرگ می‌شود.
2-
خودكشی ـ اختلالات عاطفی در مراجعان دریافت متادون شایع است.
3-
صدمات و آسیب‌ها كه شامل تصادف با وسائل نقلیه نیز می‌باشد.

خطرات دیگر:
1-
دسترسی به متادون توسط افراد دیگر (برای مثال اطفال) بسیار خطرناك است و می‌تواند موجب ایجاد علائم overdose شود. متادون اضافی را باید از دسترس بچه‌ها دور نگه داشت.
2-
تزریق متادون خطری عمده جهت سلامتی افراد است و خطر overdose، لخته شدن خون،‌ انسداد سیاهرگها و سایر مشكلات طبی را افزایش می‌دهد.

 

مورفین
در سال 1804 میلادی اولین الكالوئید تریاك كه شناخته شد، مورفین (morphine) نامگذاری كردند كه از كلمه مورفئوس (Morpheuse) خدای رویای یونان باستان مشتق شده بود. از سال 1850میلادی كه سرنگهای تزریقی زیر جلدی به بازار آمد، استفاده از آن گسترش بیشتری پیدا كرد. مورفین از تریاک استخراج میشود و یا مستقیما از ساقه خشخاش بدست می آید و به صورت پودری کریستالی به رنگ قهوه ای روشن و یا سفید می باشد.
مرفین به صورت امروزی برای از بین بردن درد از قرن 19 میلادی سابقه دارد و از حیث طبقه بندی فارماكولوژی، تضعیف كننده سیستم مركزی اعصاب می باشد.
مورفین به اشكال قرص، كپسول، پودر یا محلول عرضه می شود و از طریق خوراكی، كشیدن از راه مجاری تنفسی و تزریق زیرپوستی و داخل سیاهرگی مورد استفاده قرار می گیرد. شروع مصرف "مورفین" را متخصصان به "ماه عسل" تعبیر می كنند. زیرا "مورفین" تمام احساسها را تغییر می دهد، و به تجربه های اداركی، خلقی و حسی و اساساً ارتباطات شخص با دنیای خارج، ظاهر دلنشینی می بخشد. این لذت در ابتدا در مورد احساسات داخلی نامشخص، بسیار شدید است.
كاركرد ذهنی در سطوح بالا مانند قدرت استدلال نه تنها دچار اشكال نمی گردد، بلكه عملكرد آن با شور و هیجان زیاد توأم است. البته پس از مدتی مصرف، عادت پدیدار می گردد و شخص به ناچار مقدار مصرفی خود را افزایش می دهد.
اضطراب كه خود جزئی از درد و رنج وابسته به كمبود احتمالی در اعتیاد است، سبب می شود كه شخص علاوه بر افزایش مقدار مصرفی خود، فواصل مصرف را كاهش داده و به این شكل از بروز علائم كمبود و اضطراب احتمالی جلوگیری نماید.
البته افرادی هستند كه مصرف روزانه خود را بدون افزایش قابل ملاحظه ادامه می دهند، و زندگی خود را بر اساس ریتم سرنگ ها قرار داده و به كار و زندگی معمولی خود مشغول می باشند. اما افراد دیگر قادر به تداوم كار و فعالیت نبوده و دائماً در پی بالا بردن مقدار مصرف و پر كردن سرنگ های بعدی هستند.
اختلاف مورد اشاره مربوط به سازمان روانی – شخصیتی فرد و قدرت او در كنترل تمایلات و ارضا آن است. اما در اكثر موارد، اعتیاد به مشتقات "تریاك" به طور عام و به "مورفین" به طور خاص، موجب زوال سریع فیزیكی، روانی و اجتماعی می گردد، و افرادی كه قدرت ذهنی خود را حفظ كرده اند، رنج فراوان می كشند. زیرا دیگر از ماه عسل خبری نیست، بلكه فقط لحظات پراضطراب و سختی وجود دارد كه شخص به پركردن سرنگ بعدی خود می اندیشد.

 

هروئین
هروئین كه نام شیمیایی آن "دی استیل ـ مورفین" است، در سال 1900 به عنوان وسیله‌ای برای درمان مؤثر اعتیاد به مورفین ارائه شد. اما افسوس كه این امید واهی خیلی زود به یأس مبدل گشت. زیرا متوجه شدند، گرچه هروئین خواب‌آوری كمتری دارد، اما قدرت مسموم كنندگی آن پنج برابر مورفین است. هروئین با عمل تقطیر از مرفین استخراج می‌شود و به صورت پودر كریستالی سفید رنگی است.
هروئین اعتیاد شدید فیزیكی را در كمتر از 21 روز در 97 درصد اشخاصی كه آن را مورد مصرف قرار داده بودند، به وجود آورد. هروئین ماده مخدری قوی است، كه آخرین پله نردبان اعتیاد را در مصرف مواد مخدر به خود اختصاص داده است و شخص را به سفری می برد كه كمتر كسی از آن به سلامت بازگشته است!
فردی كه پس از سیر در مصرف انواع مواد مخدر به هروئین روی می‌آورد، ابتدا آن را استنشاق می‌كند، اما كمی بعد جهت تأثیر فوری و افزایش دادن اثر آن، به سرنگ روی می‌آورد و در رگ تزریق می‌كند.
هروئین تزریق شده احساس لذت عمومی و سریع و شدید را تولید می‌كند. در اصطلاح، معتادان آنرا فلش (Flash) یعنی چیزی شدید و آنی همانند نور فلش دوربین عكاسی می‌نامند.
فلش عكس‌العملی است ناگهانی، زنده و عمیق كه ارگانیسم نسبت به ورود ماده نشان می‌دهد. این حالت حداكثر در حدود 10 ثانیه طول می‌كشد. هروئین كه قدرت خواب‌آوری كمتری دارد، تولید برانگیختگی‌های شدید و خشنی می‌كند، لیكن سهولت تفكر و تصور تریاك را تولید نمی‌نماید، شاید به همین علت است که مصرف این ماده بیشتر در بین مردها متداول است. بررسی‌های آماری نشان می‌دهد كه در برابر هر 5 مرد معتاد به هروئین، فقط یك زن معتاد به هروئین وجود دارد.
هروئین از مورفین مستبدتر است و كمبود آن زودتر احساس می شود. به طوریكه معتاد را مجبور می‌سازد در فواصل زمانی مشخص (3 تا 5 ساعت برای هروئین و 8 تا 12 ساعت برای تریاك) از این ماده استفاده كند، تا اضطراب غیرقابل تحمل ناشی از كمبود را از بین ببرد.
مضافا اینكه پس از مدتی، مصرف هروئین به جز رفع احتیاج، اثر دیگری ندارد و مكانیسم وابستگی، ریتم تزریق و مقدار مصرف را رفته رفته افزایش می‌دهد و زوال و نابودی فرد را سرعت می‌بخشد. اعتیاد به هروئین بندگی مطلق است و معتاد فقط برای هروئین و توسط آن زنده است.
باید دانست هروئین برخلاف الكل كه بعضی از رفتارهای سركوب شده را آزاد می‌سازد، تعدادی از رفتارهای پایه، مانند رفتارهای جنسی، خشونتی و تهاجمی و حتی رفتارهای رفع گرسنگی را سركوب كرده و از قدرت اصلی آن می‌كاهد. ایجاد حالت كرخی در معتاد باعث می گردد كه فکر کند فشارهای مختلف و دردهای جسمانی خصوصا دلواپسی و اضطراب وی بهبود می یابد.
وابستگی فیزیكی بسیار شدید است، معتاد می‌بایست حداقل هر 8 تا 12 ساعت یكبار از این ماده مصرف كند تا از بروز علائم كمبود جلوگیری نماید.
تجربیات حاصله نشان می‌دهد كه مصرف روزانه 60 میلی‌گرم هروئین می‌تواند در مدت دو هفته فرد را كاملا معتاد سازد. زیرا در این مدت ارگانیسم بدن با ماده مخدر وفق یافته و با آن سازگار می‌گردد، و وقتی شخص از نظر فیزیكی كاملا معتاد شد، كمبود مصرف یا عدم دستیابی باعث بروز علائمی ‌می‌شود. تقریبا 12 ساعت بعد از آخرین مصرف، معتاد خود را بدحال حس می‌كند، احساس ضعفی به او دست داده و خمیازه می‌كشد، می‌لرزد و عرق می‌كند، از بینی و چشمهایش ترشحات زیادی خارج می‌شود. این علائم توام با حالت آشفتگی به مدت چند ساعت ادامه یافته و پس از آن معتاد به خوبی ناآرام فرو می‌رود. در موقع بیداری یعنی 18 تا 24 ساعت بعد از آخرین تزریق فرد معتاد وارد عمق جهنم زندگیش می‌شود. خمیازه ها آنچنان شدید می گردد كه می‌توانند فكهایش را از هم جدا سازند. ترشحات بینی همچنان ادامه می‌یابد، موهای بدن سیخ می‌شود و انقباضات شدیدی در معده و روده‌ها پدید می‌آید، كه باعث ایجاد اسهال و استفراغ شدید می‌شود.
حدود 36 ساعت بعد از آخرین تزریق، معتاد خود را با پتوهای متعدد می‌پوشاند. زیرا بدنش به شدت می‌لرزد و پاهایش بی‌اختیاد دچار لرزشهای شدیدی می گردد. به طوری كه قادر به خوابیدن نیست، بلند می‌شود، راه می‌رود، روی زمین دراز می‌كشد و فریاد می‌زند.
ریزش ترشحات از بینی همچنان ادامه می‌یابد و سرعت و میزان آن باور نكردنی است و تعریق او باعث خیس شدن دائم لباسها و رختخوابش می‌شود.
در این مرحله ضعف جسمانی به حدی است كه فرد قادر به بلند كردن سر از روی بالش نمی‌باشد و گاهی متخصصان از بیم جان بیمار به هراس می‌افتند و مقداری هروئین به وی تزریق می‌كنند. تزریق مقدار كمی هروئین تقریبا تمام علائم را به سرعت از بین می‌برد.
البته اگر تزریق انجام نگیرد تمام علائم فوق پس از 6 تا 7 روز از بین می‌رود، زیرا بدن پس از این مدت دوباره قابلیت عدم نیاز به هروئین را باز می‌یابد.

 

برگرفته از سایت:

http://www.behjoo.ir/02/M290.shtml     

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی (خدمات) - کتانباف

 



تاريخ : سه شنبه یازدهم دی 1386 | 18:38 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

وضعيت اشتغال زنان در جامعه

     درجامعه‌كنوني هر چند ادعاي برابري دو جنس در حقوق اجتماعي وانساني به نحو فراگيري در حال پذيرش است، بين پذيرش عقلاني آن واجراي آن در عمل فاصله‌بسياري موجود است. هنوز نگرشها وارزشهاي جامعه‌ما كاملا پدر سالارانه است ومتأسفانه اين ارزشها تقريبا تمامي حوزه هاي حيات اجتماعي وفردي اعضاء جامعه را تحت تأثير خود قرار داده است .



موضوعات مرتبط: جامعه شناسی
ادامه مطلب

تاريخ : پنجشنبه ششم دی 1386 | 16:50 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

قوه قضاییه شروطی را برای زنان در هنگام ازدواج پیشنهاد داده است .به گزارش آفتاب کمیسیون حمایت از حقوق زنان و کودکان معاونت توسعه قضایی قوه قضاییه ۶ شرط مترقی خواهانه برای ازدواج زنان پیشنهاد داده است.

 

الف. شرط تحصیل
اگر چه حق تحصیل از حقوق اساسی هر فرد است و نمی تواند از تحصیل افراد جلوگیری کرد، اما برای پرهیز از مشکلات احتمالی در این زمینه، عبارت زیر برای درج در سند ازدواج پیشنهاد می شود:
زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می سازد.




موضوعات مرتبط: جامعه شناسی
ادامه مطلب

تاريخ : پنجشنبه ششم دی 1386 | 13:25 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

قبل از ازدواج

مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم.

زن: ميخواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فكرش را هم نكن.

زن: منو دوست داري؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى ميكني؟

زن: منو مسافرت ميبري؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو ميزني؟

مرد: به هيچ‎ ‎وجه! من از اين آدما نيستم!

زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟

 

بعد از ازدواج

            همين متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانید

        



موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : پنجشنبه ششم دی 1386 | 12:36 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 مقدمه

امروزه شناخت اندیشه ی متفکران از امور مهمی است که در " حیطه های علمی" به معنی اعم مطرح است. این کار علاوه بر ارج نهادن به مقام علم و عالم، پیشینه نظرات علمی را در رشته های گوناگون نشان می دهد و می تواند یاریگر پژوهشگری باشد که دست اندر کار تدوین نظریه ای جدید است، زیرا در جامعه مدرن، تفکر اجتماعی نقش حیاتی ایفا می کند و تمامی خط مشی های زندگی نوین، متجلی و متاثر از اندیشه های اجتماعی است. در گذشته اعتقاد بر این بود که آموزه های مذهبی، فلسفی، روان شناسی و فیزیکی، مقوله ی مجزایی هستند که از تفکر اجتماعی تاثیر نمی پذیرند، اما امروزه به وضوح می بینیم که هیچ وجهی از تفکر، دارای استقلالی تام و تمام نیست و بلکه رابطه ای ارگانیک و دوسویه میان گونه های اندیشه های بشری وجود دارد و به ویژه اندیشه ی اجتماعی به صورتی ژرف بر تمامی آنها تاثیر می گذارد.



موضوعات مرتبط: سرنوشت
ادامه مطلب

تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 12:12 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

      چگونگی ایجاد سرطان سینه :

سینه از انواع غدد مترشحه می باشد که وظیفه آن تولید شـیـر اسـت. شیـر در قسـمـت نـرم و دالـبـر مـانــند سینه درست شده و توسط مجاری لوله ای شکل بــسمت نوک سینه ها هدایت می شود. مانند سایر سلول های بدن سینه نیز بــطور متناوب رشد کــرده و زمانی را نیز به استراحت می پردازد. دوره رشد و اسـتراحت توسط ژنهایی که در مغز قرار گرفته اند کنترل و اداره می شـونـد. هنـگامیکه ژنها دارای عملکرد مناسبی باشــند به خوبی  توانایی کنترل رشد سلولها را دارند اما زمـانیکه در عملکرد آنها نوعی ناهنجاری و یا بی قاعدگی بروز کند تسلط خود را بر روی رشد سلول ها از دست می دهند.

 

          سرطان سینه در اثر رشد نابهنجار سلول های سینه به وجود می آید:

سرطان به بافت طبیعی سینه وارد می شود، همچنین توانایی انتشار در سایر نقاط بدن را نیز دارد. سرطان به دلیل عدم عملکرد صحیح ژنها ایجاد می شود و تنها 10-15 درصد سرطان ها مادرزادی و موروثی هستند و 90 درصد دیگر به افزایش سن و نوع زندگی افراد بستگی دارند.

سرطان سینه از انواع بیماری های شایع در خانم ها می باشد. بر طبق آمار در سال 2005 در حدود 216000 نفر مبتلا به نوع حاد و 59390 نقر نیز دارای نوع مزمن آن می بوده اند. در هر خانمی ریسک ابتلا به سرطان سینه وجود دارد و این به نوعی جزء مشکلات خانم بودن به شما می رود. اما اگر نسبت به علائم آن آگاه باشید می توانید با دید بازتری نسبت به این قضیه برخورد کنید و خود را در مقابل آن ایمن کنید.

 

            تصورات نادرست در مورد این بیماری

ریسک ابتلا به این بیماری تا چه اندازه شدید است؟ کدام شیوه درمان مناسب است؟  آیا مصرف داروهای ضد تعرق در ایجاد سرطان سینه نقش دارند؟

اگر نسبت به موضوعی آگاهی نداشته باشید ممکن است گیج و سردرگم شوید. اطلاعات نادرست نیز شما را از تشخیص به موقع  و همچنین جلوگیری از رشد آن باز می دارد. پس خوب است تا به اطلاعات و آگاهی خود در این زمینه بیفزایید.

 

 

          در این قسمت 10 تصور غلط رایج در مورد سرطان سینه ذکر شده است:

 

1- این سرطان تنها در سالخوردگان بروز می کند
با افزایش سن ریسک ابتلا به سرطان نیز افزایش می یابد اما اینطور نیست که تنها خانم های مسن گرفتار این بیماری شوند. ریسک بروز این بیماری از آغاز تولد تا سن 39 سالگی 1 نفر از هر 231 نفر تخمین زده شده است یعنی در حدود 5/0 درصد از کل افراد به این سرطان مبتلا می شوند. در سن 40-59 سالگی این رقم  1 به 25 است  ( برابر با 4 درصد) و در سن 60-79 سالگی 1 به 15 می باشد ( برابر با 7 درصد). فرض کنید که شما تا سن 90 سالگی هم زندگی کنید در یک چنین شرایطی رقم فوق 1 به 8 است ، یعنی رشدی بالغ بر 5/12 درصد.

 

2- اگر فاکتورهای ریسک را داشته باشید، بدون شک دچار این بیماری خواهید شد
دارا بودن یکی از فاکتورهای بیماری دلیل محکمی برای ابتلا به این بیماری محسوب نمی شود. این بیماری تنها در 60-80 درصد از زنانی که ناهنجاریهای ژنتیکی مختلفی را به صورت موروثی دریافت می کنند، بروز می کند  و 20-60 درصد آنان نیز سراسر زندگی خود را بدون وجود سرطان سینه سپری می کنند.

 

3-  اگر در خانواده شما پیش زمینه سرطان نباشد بنابراین شما از خطر ابتلا به آن در امان هستید
اما نه، اینطور نیست! ریسک ابتلا به سرطان سینه در هر زنی وجود دارد. در حدود 80 درصد از کل بیماران سرطانی هیچ گونه پیش زمینه ای از بیماری در خانواده خود نداشتند. فرسوده شدن و افزایش سن نیز خطر ابتلا به بیماری را افزایش می دهد. درصد بروز بیماری در زنانی که پیش زمینه سرطان در خانواده آنها وجود دارد ممکن است تا اندازه ای کم و یا زیاد و یا اصلا هیچ گونه تفاوتی پیدا نکند. اما اگر باز هم نگران هستید می توانید با یک پزشک و یا یک متخصص ژنتیک مشورت کنید.

 

4- پیش زمینه وجود سرطان تنها باید از سمت خانواده مادری در نظر گرفته شود
وجود سرطان در خانواده مادری و پدری به یک اندازه بر روی فرد تاثیر می گذارد به این دلیل که نیمی از ژن ها از طریق مادر و نیمی دیگر از سوی پدر به شخص منتقل می شوند. اما درصد انتقال بیماری به فرزند از سوی مردی که دارای نا هنجاری های ژنتیکی است به مراتب کمتر از یک زن با همان خصوصیات ژنتیکی می باشد. برای وجود سرطان سینه در خانواده پدری شما می بایست در مورد زنان خانواده تحقیق کنید.

 

5- استفاده از داروهای ضد تعرق باعث ایجاد سرطان سینه می شود
هیچ دلیل علمی قطعی برای سرطان زا بودن داروهای کاهش دهنده تعرق و مواد بوبر زیر بغل وجود ندارد و ارتباط تصور شده بر اساس اطلاعات نادرست از آناتومی بدن و همچنین سرطان می باشد.

 

6- قرص های ضد بارداری باعث ایجاد سرطان سینه می شوند قرص های جدید ضد بارداری دارای دوز پایینی از هورمون های استروژن و پروژسترون می باشند و هیچ مشکلی را برای شخص مصرف کننده ایجاد نمی کنند. اما قرص های ضدحاملگی که در گذشته مصرف می شدند در بعضی موارد به میزان بسیار کمی ریسک ابتلا به سرطان را در افراد مصرف کننده زیاد می کردند. افزودنی است که قرص های جدید ضد بارداری تا حدودی خطر ابتلا به سرطان تخمدان را نیز کاهش می دهند.

 

7- استفاده از غذاهای پرچرب باعث ایجاد سرطان سینه می شود بررسی ها و مطالعات در این زمینه تا کنون قادر به تشخیص ارتباط بین غذاهای پر چرب و سرطان سینه نبوده است اما مطالعات مداوم برای روشن شدن این مطلب همچنان ادامه دارد. البته باید توجه داشت که پرهیز از غذاهای پرچرب خالی از لطف نبوده و مزایای بی شماری را به در بر دارد: کاهش کلسترول بد خون (لیپوپروتئین هایی با تراکم کم)، افزایش کلسترول خوب خون ( لیپو پروتئین های متراکم)، باز کردن فضای خالی در رژیم غذایی برای استفاده از غذاهای سالم و همچنین کنترل وزن. چاقی و اضافه وزن یکی از عوامل ابتلا به سرطان سینه می باشد، زیرا چربی ها خود یکی از عوامل افزایش دهنده استروژن می باشند، هنگامیکه استروژن بیش از اندازه طبیعی ترشح شود به خارج از تخمدان ریخته شده و سطح هورمون در تمام نقاط بدن افزایش پیدا میکند که این امر باعث ایجاد سرطان در نقاط مختلف می شود. اگر واقعا دارای اضافه وزن هستید و یا گرایش شدیدی به سمت چاقی در شما وجود دارد، برای شما پرهیز از غذاهای پرچرب گزینه خوبی محسوب می شود.

 

8- تست ماهانه سینه ها توسط خود فرد بهترین راه تشخیص سرطان سینه است مطمئن ترین و معتبرترین راه برای تشخیص سرطان سینه عکسبرداری و ماموگرافی می باشد. ماموگرافی سرطان را در کوتاهترین بازه زمانی هنگامیکه هنوزقابل درمان است ، تشخیص می دهد. هنگامیکه سرطان با دست ها قابل تشخیص باشد آنقدر بزرگ شده که چندان نمی توان به درمان آن امیدوار بود. البته ما منکر اهمیت چک کردن سینه ها توسط خود شخص و یا مشاور درمانی نیستیم، 25 درصد سرطان های سینه از همین طریق شناسایی می شوند. 35 درصد نیز از طریق ماموگرافی و 40 درصد بقیه نیز هم از طریق تست شخصی و هم از طریق ماموگرافی تشخیص داده می شوند.

 

9- کسانی که ریسک بالایی در ابتلا به سرطان سینه دارند قادر به انجام هیچ گونه کاری در این خصوص نمی باشند
چندین راه متفاوت برای کاهش- اما نه حذف به طور کامل- ابتلا به سرطان سینه در خانم هایی که ریسک بالایی دارند وجود دارد. این گزینه ها عبارتند از : تغییر در راه و رسم زندگی، کم کردن استفاده از مشروبات الكلي، عدم استفاده از سيگار، ورزش کردن، انجام حرکات مدیتیشن و تمدد اعصاب . در مواردی که خطرات ناشی از بیماری بسیار زیاد است عمل جراحی می تواند مفید واقع شود. جراحی نیز انواع مختلفی دارد که از جمله آن برداشتن قسمت کوچکی از سینه و یا برداشتن کل تخمدان اشاره نمود. البته پیش از انجام چنین اموری شما می باست درصد ریسک خود را توسط یک پزشک متخصص تخمین بزنید.

 

10- با تشخیص سرطان سینه در بدن حکم مرگ شما صادر می شود 80 درصد از زنانی که دارای سرطان سینه بودند هیچ گونه علائمی در آنها بروز نمی کند (هیچ غده سرطانی در سینه و یا سایر گره های لنفاوی متصل به سینه یافت نمی شود) علاوه بر این 80 درصد بیماران نیز در حدود 5 سال و یا بیشتر قادر به ادامه زندگی بودند. حتی افرادی که دارای علائم سرطان نیز هستند برای مدت زمانی طولانی و بدون بروز هیچ مشکلی می توانند به زندگی خود ادامه دهند. همچنین باید توجه داشت که با پیشرفت علم پزشکی همواره داروهای امید بخش تازه ای وارد بازار می شود.

 

        10(ده) نمونه از بهترین راه های پیشگیری از سرطان سینه:

1.                      در تست پزشکی سالانه خود، از پزشکتان بخواهید که ریسک ابتلا به سرطان سینه را در شما محاسبه کند.

2.           اگر از ریسک متوسطی در ابتلا به بیماری برخوردار هستید، هر ماه سینه خود را به طور شخصی چک کنید. بهتر است این کار را از 20 سالگی شروع کنید. از سن 20-39 سالگی نیز هر 3 سال یکبار به کلینیک های تخصصی مراجعه کرده و از سلامت خود آگاه شوید و از سن 40 سال به بالا میبایست هر سال این کار را انجام داده و علاوه بر این ماموگرافی نیز انجام دهید.

3.           اگر ریسک شما در ابتلا به این بیماری بالا است می بایست در مورد چگونگی انجام آزمایشات و فاصله زمانی بین آنها با پزشک متخصص مشورت کنید.

4.           افرادی که دارای ریسک بالا هستند می بایست به عضویت یکی از کلنیک های درمانی درآیند تا در صورت بروز بیماری درمان سریعا آغاز شود.

5.           وزن بدن خود را همواره متعادل نگاه دارید، هنگامیکه به سن شما افزوده می شود باید میزان کالری را در رژیم غذایی خود کاهش دهید و زمان ورزش و نرمش را زیاد کنید.

6.           در طول روز در 6 وعده غذایی از میوه ها و سبزیهای تازه استفاده کنید. البته اگر این تعداد را به 9 مرتبه در روز افزایش دهید کار بی نظیری را انجام داده اید.

7.           به دنبال راههایی باشید که بدن شما را همواره به فعالیت وادارند چه در محیط کار، چه در خانه و چه اوقات فراغت.

8.                      اگر جزء افراد سیگاری هستید، همین حالا کشیدن سیگار را متوقف کنید.

9.                      اگر مادر، خواهر و یا دختر شما سرطان سینه دارند نزد مشاور ژنتیکی رفته و آزمایشات اولیه را انجام دهید.

10.         اگر در تست ژنتیک معلوم شد که شما حامل ژن جهش یافته سرطان نوع 1 یا 2 هستید با پزشک خود در مورد روش های پیشگیری و درمان مشورت کنید. ابتدا می توانید از داروها و در نهایت شیمی درمانی استفاده کنید. به خاطر داشته باشید که شیوه های درمان بسیار گسترده اند.

 

            گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف



موضوعات مرتبط: بیماریها

تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 11:52 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

تربیت چیست؟

تربیت باغبانی وجود انسان است. شکوفایی و رشد هماهنگ و متعالی شکوفه های زندگی در گروی وجود باغبانان دلسوز و تواناست. آنچه باغبان انجام می دهد هموار نمودن زمینه های جوانه زدن دان و نهال و تجلی استعدادهای نهفته است. در واقع تربیت چیزی جز از قوه به فعل رسانیدن استعدادها و اوانمندی های بالقوه انسان نیست.

 

 

تربیت اسلامی

اخلاق و تربیت اسلامی، با ویژگی و بعد متعالی خود و به موجب برتری که بر دیگر مکاتب اخلاقی دارد، تضمین کننده سعادت انسانها در همه عصرها و ره توشه همه ره پویان راه کمال است و فراگیری علمی و تخلق عملی به آن، یکی از فرایض اولیه در کنار شرایع و عقاید به شمار می آید. از این رو در نظام فرهنگی اسلامی ما ضرورت است به شیوه علمی و منطقی در چارچوب بر نامه های آموزشی و تربیتی به طور جدی به فرزندان ارائه گردد و در شکل گیری اخلاقی و تربیتی این نسل، که سازنده تاریخ آینده جامعه اسلامی است، جدیت و اهتمام شود و عملاً مورد عنایت و توجه قرار گیرد. هدف از تربیت اسلامی، ساختن انسانی است متعادل، انسانی به دور از افراط و تفریط انسانی با فضیلت و همانگونه که علمای اخلاق بیان می دارندهر آنچه که در واحد اعتدال باشد، فضیلت است .

 

اصول تربیت فرزندان

تربیت باید هدفمند و با برنامه باشد و در پیمودن مسیر تربیت توجه به اصول آن نیز امری اجتناب ناپذیر است. از جمله آن اصول:

 

1.     آماده کردن یک محیط امن و مورد علاقه فرزندان:

فراهم کرد محیطی امن برای فرزندان موجب آرامش بیشتر شما در زمینه تربیت فرزندتان می شود. کودکان نیازمند یک محیط جذاب هستند که فرصت های لازم را برای جست و جو، کشف، تجربه و رشد مهارتهای آنها فراهم آورد. خانه ای که پر از اشیاء جالب توجه می باشد، کنجکاوی کودک، رشد زبان و توانایی های هوشی او را تحریک خواهد کرد به عنوان مثال اتاق خواب فرزند خود را به طور ساده و زیبا با رنگ های شاد و روشن و جالب توجه بیارایید. اشیاء گران بها و پرارزش در دسترس کودک نگذارید، اشیایی باید در اختیار او باشد که خراب شدن یا شکستن آن چندان مهم نیست. کودکان به نظارت مناسب نیاز دارند، نظارت مناسب به این معنی است که بدانید کودک کجاست و چه کاری انجام می دهد.

 

2.     ایجاد محیط سازنده برای یادگیری:

فرزند شما به محیط سالم و سازنده نیازمند است تا فکر و جسم خویش را پرورش دهد. والدین لازم است در کنار فرزندان باشند. این بدان معنی نیست که همیشه با فرزند خود باشید بلکه منظور آن است در هنگامی که فرزندتان به کمک، مراقبت یا توجه نیاز دارد، در دسترس او باشید. برای فرزند شما تنها حضور در کنار سایر افراد کافی نیست بلکه او نیازمند آن است که با دیگران همکاری و مشارکت نزدیک داشته باشد.

 

3.     استفاده از انضباط قاطعانه:

بسیاری از والدین به اشتباه برای داشتن قاطعیت در برخورد با فرزندان از روشهای نامناسبی چون دادزدن و تهدید کردن استفاده می کنند. در واقع انضباط قاطعانه به این معناست که:

 

v                             در رفتار با کودکان شیوه نسبتاً با ثباتی داشته باشید:

وقتی در مقابل رفتار نامطلوب کودک هر دفعه واکنش متفاوتی داشته باشید، مثلاً زمانی رفتاری را نادیده بگیرید و یا حتی تشویق کنید و زمانی دیگر همان رفتار را به شدت تنبیه و یا کودک را تهدید کنید، کودک گیج می شود و نمی داند که رفتارش مطلوب است یا نه؟

 

v                             هنگام بدرفتاری کودک به موقع مداخله کنید:

گاهی والدین آنقدر صبر می کنند تا بدرفتاری کودک شدید شود و آن وقت مداخله می کنند و به شدت کودک را تنبیه می کنند برای مثال: والدین در یک مهمانی ممکن است بیقراری کودک و اینکه حوصله اش سررفته است ببینند ولی هیچ اقدامی نکنند و بعد زمانی که بی قراری کودک شدید می شود قشقرق راه می اندازد شروع به تنبیه کردن می کنند.

 

v                             به موقع فرزندتان را برای انجام رفتار مناسب آموزش بدهید:

رفتار مناسبی را که از کودک خود انتظار دارید به او آموزش دهید و از تشویق برای تقویت آن رفتارها استفاده کنید. با تعین قوانین در خانه و خارج از خانه و آموزش آن به کودکان، آنان به تدریج کنترل بر رفتارهای خود را یاد می گیرند. فرزندان شما نیازمند تشویق های موثر و دلگرم کننده شما هستند، تشویق های صادقانه و مهرآمیز شما همراه با هدایای کوچک و به موقعی که تقدیم کودک می کنید سبب می شود تا او اعتماد به نفس پیدا کند و احساس داشتن شخصیت کند.

 

4.     انتظارات واقع بینانه ای از فرزندان و خودمان داشته باشیم:

وقتی والدین توقعات زیاد و یا زودتر از زمان لازم از فرزند خود داشته باشند و یا انتظار کامل بودن را از آنها داشته باشند. در آن صورت مشکلاتی بروز خواهد کرد. (مثلاً والدینی که انتظار دارند کودکشان همیشه مودب و شاد بوده و با آنان همکاری کند، خود را در معرض ایجاد مشکلات با فرزند خود قرار می دهند.) از کودک خود انتظار نداشته باشید کامل باشد. همه کودکان اشتباه می کنند اما بیشتر اشتباهات عمدی نیستند. برای والدین مهم است که انتظارات واقع بینانه از خود نیز داشته باشند. این نکته که شما می خواهید به عنوان یک والد تمام سعی خود را بکنید، خوب است اما تلاش برای یک پدر و مادر کامل و بی نقص بودن فقط منجر به احساس ناکامی و بی کفایتی می شود. به خود خیلی سخت نگیرید همه افراد از سریق تجربه می آموزند.

 

5.     پدرها و مادرها، از خودتان مراقبت کنید:

گاهی پدرها و مادرها در روند مراقبت از فرزندانشان نیازها و خواسته های اساسی خود را فراموش می کنند. وقتی نیازهای شخصی شما از نظر داشتن ارتباط با دوستان، تفریح، مطالعه و نیاز به تنها بودن در زمانها خاص برآورده شود پدر یا مادر بودن آسان تر می گردد. والد خوب بودن بدین معنی نیست که کودک بر زندگی شما تسلط داشته باشد. اگر نیازهای شخصی شما به عنوان یک بزرگسال برآورده شود صبور بودن، ثبات داشتن و رسیدگی صحیح به کودک برای شما آسان تر می شود.

 

6.     مسئله نگر بودن:

هر دوره سنی، مسائل مربوط به خود را دارد. مثلاً گرایش به گروه همسالان و سستی پیوند ارزشی با خانواده، از مسائل دوره نوجوانی است که اگر خانواده نتواند با ظرافت و زیرکی با مسائل هر دوره برخورد نماید و همدلی ایجاد کند، مشکلات تربیتی زیادی به وجود می آید.

امید است تمامی اندیشمندان و صاحبنظران تعلیم و تربیت با یافتن راهکارهای اجرایی نوین در توسعه علمی تربیت در خانواده، توفیق مصونیت سازی نسل های نورس را بیش از پیش فراهم آورد.

 

   گرد آورنده: دانشجوی علوم اجتماعی(خدمات) ـ کتانباف



تاريخ : جمعه بیست و سوم آذر 1386 | 11:45 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

ابن سینا (شیخ الرئیس ابو علی سینا) یا پور سینا (۹۸۰ - ۱۰۳۷) دانشمند, فیلسوف و پزشک ایرانی بود. وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که تعداد زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه‌است. جرج سارتون او را مشهورترین دانشمند سرزمین‌های اسلامی می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است. کتاب معروف او کتاب قانون است.

 

زندگی

ابن سینا بلخی یا پورسینا حسین پسر عبدالله زاده در سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشته در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را به تفاریق ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفته‌اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجة‌الحق شرف‌الملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهم‌ترین کتاب‌های او عبارت‌اند از شفا در فلسفه و منطق و قانون در پزشکی.

«بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچ‌یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(اموزش و دانش در ایران، ص۱۲۵)

«وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۴۹۳)


بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:


پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم .نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند.

در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.

ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.

چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.

وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم

چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.

ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد. ر.ک.زندگی‌نامه ابن سینا

 

اشعار ابن سینا

ابن سینا در شعر نیز دستی داشته و اشعار زیادی به زبان عربی سروده‌است و حتی منظومه‌هایی مثل قصیده ارجوزه در مسایل علمی ساخته‌است. اشعاری نیز به زبان فارسی از او روایت کرده‌اند که برخی از آن‌ها به نام دیگران نیز آمده‌است و با توجه به اسلوب و معانی آن‌ها باید در انتساب این اشعار به ابن سینا تردید روا داشت.

 

نظر برخی از بزرگان درباره ابن سینا

آیت الله خمینی در شرح حدیثی از امام محمد باقر، از ابوعلی سینا به عنوان رئیس فلاسفة اسلام یاد می‌کنند. و نیز در کتاب «چهل حدیث» خود در شرح حدیثی ار امام جعفر صادق که ایشان هم از امیر مومنان علی (ع) نقل کرده‌اند، از ابوعلی سینا به عنوان امام فن و فیلسوف بزرگ اسلام نام برده‌اند. نظر آیت الله شهید مرتضی مطهری دریاره ابن سینا: استاد مطهری در کتاب «ولادها و ولایت‌ها» از شیخ الرئیس ابو علی سینا به عنوان اعجوبه دهر نام می‌برد. و در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» می‌نویسد: «ابو علی حسین ابن عبدالله ابن سینا، اعجوبه دهر و نادره روزگار، شناختنش یک عمر و شناساندنش کتابی بسیار قطور می‌خواهد.» از عمر خیام نیشابوری پرسیدند: «درباره اعتراض ابوالبرکات به سخنان شیخ بوعلی چه می گویی؟» گفت: «ابوالبرکات قدرت فهم سخنان شیخ را ندارد. پس چه اعتراضی می‌تواند به شیخ بکند و به نتایج افکار او چه ایرادی می‌توند بگیرد.» پس از قرن پنجم هر کس می‌خواست فلسفه بخواند، مجبور بود کتاب‌های فارابی و ابن رشد و مخصوصا بوعلی سینا را بخواند.

ابوعبيد جوزجاني که يکي از شاگردان مقرب و ياران هميشگي ابن سينا بوده است از قول استادش زندگينامه او را چنين روايت مي کند:

« پدرم عبدالله پسر حسن پسر علي ابن سينا از اهالي بلخ بود. در زمامداري امير نوح ساماني به سوي بخارا نقل مکان کرد و در دهکده اي از توابع بخارا سکني گزيد و به برزگري و کشاورزي پرداخت. در آن ايام با دختري ستاره نام در دهکده افشنه که جز همان دهستان بود، ازدواج کرد. من در سال 259 خورشيدي (980 ميلادي) به دنيا آمدم.  بعد از مدت زماني پدرم به شهر بخارا آمد، مرا به مکتب برد و به دست استاد (که گويا ابوبکر برقي بوده است) سپرد. درس قرآن و ادبيات را شروع کردم و در ده سالگي قرآن را حفظ نموده و در ادبيات مقامي کسب کردم که همدرسانم را تحت الشعاع قرار داده بودم. با کمال جديت نزد اسماعيل زاهد فقه روي آوردم و در اين رشته رشته به حدي رسيدم که مفتي حنفيان بخارا شدم. در همان زمان حساب را پيش يکي از سبزي فروشها که در علم حساب توانا بود فرا گرفته و رياضي را از استادي به نام محمد مساح کسب نمودم.  ديري نگذشت که شخصي به نام عبدالله ناتلي به شهر ما آمد؛ او خود را فيلسوف معرفي کرد و پدرم وي را در خانه خود جا داد و از او خواهش کرد که مرا تعليم دهد. کتاب ايساغوجي را پيش وي خواندم و هر مسئله اي را که استاد شرح مي داد، من بهتر از او تفسير مي کردم. در مدت زماني اندک توانستم در علم منطق، سرمايه زيادي کسب کنم. کتاب اقليدس را نيز نزد ناتلي شروع کردم، پنج يا شش شکل آن را تشريح کرد، بقيه مشکل را خود حل کردم. اين بار کتاب ديگري را مورد مطالعه قرار دادم و ديگر نيازي به ناتلي نمانده بود.  ناتلي از ما جدا شد، بعد از علم منطق و هندسه و فلکيات،  که از ناتلي و غيره فرا گرفته بودم؛ به فراگيري علوم طبيعي و ماوراء الطبيعه و علوم طب پرداختم. کتاب ماوراء الطبيعه تأليف ارسطو را پيدا کردم، ديدم بسيار مشکل است. چهل بار از اول تا به آخر خواندم و تمام مندرجاتش را حفظ کردم، اما چيزي از محتواي آن نفهميدم.  تا روزي در بازار صحافان بخارا به سمساري برخوردم، کتابي در دست داشت، گفت: ابوعلي اين کتاب را بستان که بسيار ارزان است و صاحبش آن را از سر نيازي که به مال دارد ميفروشد. کتاب را به سه درهم خريدم و به خانه آوردم. کتاب يکي از تأليفات فارابي و شرح ماوراءالطبيعه ارسطو بود. آن وقت بود که به کمک اين کتاب ارزشمند، مشکلات علم ماوراءالطبيعه همگي بر من روشن شد.  در زمينه علم طب بسياري از کتاب هاي طبي را که در آن روزگار متداول بود، مطالعه کردم ديدم علم طب بسيار مشکل نيست.

بسيار زود در اين باره نيز پيشرفتهايي حاصل شد، که از ساير اطباي وقت پيشي گرفتم و شروع به مداواي بيماران کردم. در طب علمي تجاري بر من کشف شد که بسياري از نظريات مندرج در کتاب ها را وارونه ديدم.  در آن ايام که با طب سر و کار داشتم شانزده سالم بود. اين را نيز بايد يادآوري کنم که پدرم عبدالله و برادرم، که از من بزرگتر بود، گرويده باطني بودند.  اکثر اوقات بر سر مباحث نفس و عقل، که از فرقه اسماعيليه تلقين گرفته بودند، به بحث و جدل مي پرداختـند. من گوش مي دادم، اما مرام و جدل آنان را نمي پسنديدم و وقتي که مرا دعوت به گرويدن به فرقه خود نمودند ابا ورزيدم.»

ابوعبيد جوزجاني به روايتش ادامه مي دهد و مي گويد: 

« هنگامي که ابن سينا در سن هفده سالگي بود، اتفاقاً امير نوح بن منصور ساماني، که زمامدار بخارا بود، بيمار شد. طبيبان بزرگ بخارايي با به بالين امير دعوت کردند. اين سينا جوان هم خود را در ميان آنان جا زد و به عيادت امير رفت». خود او در اين باره مي گويد: « طبيبان همگي از تشخيص بيماري درماندند. خدا را شکر که تشخيص من درست از آب درآمد و مداواي من اثر رضايت بخش بخشيد و امير به زودي شفا يافت.»

گويند بيماري امير نوح ساماني چنان بود که جملگي عضلاتش چنان سخت و سفت شده بود که توان حرکت را به کلي از او سلب کرده و ياراي هيچ حرکتي نداشت. طبيباني که به بالينش رفتند از علاج درمانده و سپر انداختند. ابن سيناي جوان بعد از معاينه دقيق دستور داد که حوض حياط امير را مملو از ماهي رعاده (لرز ماهي) کنند. امير را لخت کرده و در قفس چوبين قرار داد و در وسط حوض جا داد. در اثر نيروي الکتريسيته اي که از ماهي رعاده توليد مي شود و با جسم امير تماس مي گرفت، امير به کلي از بيماري سفتي عضلات نجات يافت. ناگفته نماند که در هر ماهي رعاده قدرت توليد الکتريسيته به سي ولت مي رسد. از اين رو پيداست که ابوعلي سينا يک هزار سال قبل از پيدايش روش معالجه با برق و حتا قبل از اختراع برق به تأثير آن پي برده است. امير نوح در مقابل اين معالجه شگف انگيز مي خواست پاداش شاياني به ابن سيناي جوان بدهد. در جواب امير که گفت: « ابو علي هر چه بخواهي مي دهم». ابن سينا گفت: « تنها پاداش من اين باشد که اجازه بفرمايي در مطالعه کتاب هاي کتابخانه امير آزاد باشم».

براي هر حکمي در معالجه و هر بياني در تشريح جسم آدمي، دلايل له و عليه را با هم آورده است. شيخ الرئيس  ابن سينا اولين دانشمند اسلامي است که کتابهاي جامع و منظم در فلسفه نوشته است. کتاب شفاي او در واقع حکم يک دائرةالمعارف فلسفي را دارد. علاوه بر شفا کتاب هاي نجات، اشارات و تنبيهات، قراضه طبيعيات، مبداء و معاد و داستان حي بن يقطان را همگي در فلسفه نوشته است.

ابن سينا در مدت اقامت در همدان به قصد ايجاد رصد خانه، دستگاهي که شباهت زيادي به ورنيه امروزي داشت، اختراع کرد و مفاهيم مهم فيزيکي از قبيل: حرکت، نيرو، فضاي خالي، نور، و حرارت را به دقت بررسي کرده است. ابن سينا استاد تعليم و تربيت، اولين دانشمند اسلامي است که در اين باره اظهارات بسيار ارزنده اي داشته است. کتاب تدابير المنازل و چهار فصل از فن سوم کتاب اول قانون و مقاله اول از فصل پنجم کتاب شفا را به تعليم و بهداشت کودکان اختصاص داده است. ابن سينا راجع به ورزش و انواعش، درباره برگزيدن هنر و حرفه دست بشر را مي گيرد و به سر منزل سعادت مي رساند. ابن سينا هزار سال پيش مربيان اطفال را سفارش مي دهد که از همان اوان کودکي علاقه و شوق بچه را بسنجند و در هر پيشه اي که استعداد و علاقه دارد او را در آن پيشه و هنر تشويق کنند. ابن سينا منطق دان، کتاب قانون در طب را سراسر بر اساس صغرا کبراي پي ريزي کرده، برابر کرده و نتيجه گيري منطقي را ابراز مي دارد که جاي شک و گماني نماند.

ابن سيناي روانشناس، در کتاب قانونش بحث هايي درباره روان شناسي و روان پزشکي دارد که واقعا مايه تعجب است. ابن سينا با وجود عمر کوتاه و با آن همه گرفتاري و دغدغه و اختفا و فرار و زندان، که گريبانگيرش بوده است، توانسته 476 کتاب و رساله در هر علمي از علوم متداول زمان خود را به جامعه تقديم کند.  که اکنون 246 کتاب و رساله او باقي و در کتابخانهاي مختلف دنيا موجود است.  ابن سينا، فيلسوف در فلسفه اش متأثر از افلاطوني نو بوده و کوشش کرده آن را با دين اسلام وفق دهد؛ که در اين باره از ابن رشد بسيار پيشي گرفته و کمتر از ابن رشد از ارسطو تبعيت کرده است.  با اين همه چندي از کوته فکران او را کافر و زنديق خوانده اند. ابن سيناي طبيب که قانون را نوشته، در حقيقت بايد گفت که دايرةالمعارف طبي را به دنيا ارزاني داشته است. قانون در طب ابن سينا که شامل پنج کتاب است، تا قرن هفدهم در سراسر اروپا معتبرترين کتاب طبي بوده و در هر دانشگاهي آن را تدريس کرده اند، و حتي امروزه هم مي توان از توجيهات و اشارات او بهره ها کسب کرد.  شرح هايي که در دنياي اسلام بر کتاب قانون ابن سينا نوشته شده از علماي زير است:

علي رضوان، متوفي 460 هجري قمري، امام فخر رازي، نجم الدين احمد نخجواني، محمد بن محمود آملي متوفي بسال 733 ه.ق.، سعدالدين محمد فارسي، فخرالدين محمد خجندي، جمال الدين حلي، رفيع الدين گيلي، يعقوب بن اسحق سلوي، ابوالفرج يعقوب بن اسحق معروف به ابن القف، هبه الله يهودي مصري، حکيم محمد بن عبدالله آق سرايي، حکيم علي گيلاني، ......

حال که در دنياي اسلام راجع به ابن سينا نوشته ها را نوشتيم، بياييد که به خارج و به دنياي غرب سفري کنيم و ببنيم اروپائيان درباره ابن سينا چه عقايدي دارند و تا چه حد از او قدرداني کرده اند.

دکتر نجيب عقبقي از مصر کتابي را در سه جلد به نام المستشرقون تأليف کرده که در سال 1946 در دارالمعارف مصر چاپ و انتشار يافته است. در اين کتاب هر چه آثار مستشرقين غربي است گرد آمده است؛ شصت و پنج صفحه کتاب مزبور اختصاص به ابوعلي سينا دارد.

کتابهاي قانون و شفا، اثر ابن سينا بارها و بارها به زبانهاي مختلف از جمله عربي، لاتين، فرانسوي و ايتاليايي ترجمه و در دانشگاه هاي مختلف جهان تدريس مي شدند.

منابع:

1.بیهقی، پورفندق، تتمه صوان الـحكمه، بخش زندگی‌نامه خودنوشت و اضافات ابوعبید جوزجانی

2.مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران

3.اموزش و دانش در ایران

4.ابن سینا، بیژن آرقند

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی (خدمات) - کتانباف



موضوعات مرتبط: سرنوشت

تاريخ : جمعه بیست و پنجم آبان 1386 | 9:20 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 تحقيقات نشان مى دهند، افرادى كه به انواع مواد مخدر اعتياد پيدا كرده اند، اغلب اولين تجربه شان را به صورت تفريحى و در دوران نوجوانى كسب كرده بودند و به تدريج اعتياد آنان، از حالت تفريح خارج شده و با تكرار و زياد شدن ميزان مصرف، معتاد شده اند. از آن جايى كه مصرف مواد مخدر هميشه رو به افزايش است، نوجوان نيز ابتدا با مقدارى كم شروع مى كند و چون با گذشت زمان، مقدار كم اوليه نياز جسمى او را تأمين نمى كند، مجبور مى شود يا مقدار مصرف را افزايش دهد و يا فاصله زمانى مصرف را كوتاه تر كند كه در نهايت منجر به وابستگى شديد او به مواد و اعتياد او مى شود. در نظر داشته باشيد، رهايى از تجربيات منفى مكرر بسيار دشوار و طاقت فرسا است. گروهى ديگر از جوانان و نوجوانانى كه شروع به مصرف مواد مخدر مى كنند، اظهار مى دارند كه براى فرار از مشكلات و مسائل زندگى روزمره و داشتن احساسى بهتر از احساس فعلى شان دست به اين كار زده اند. به طور كلى، عوامل متعددى موجب اعتياد جوانان مى شوند كه مهمترين آنها عبارت اند از:

 

1)  زمينه هاى خانوادگى:

الگوهاى نامناسب رفتارى اطرافيان منجر به تقليد كوركورانه نوجوانان از آنان مى شود.سيگار كشيدن، نوشيدن الكل، اعتياد به مواد مخدر و ساير كجروى هاى اخلاقى در خانواده موجب بدآموزى و زمينه سازى براى شروع انحرافات و آسيب هاى اجتماعى در بچه ها (اعم از كودك و نوجوان) مى شود. در چنين خانواده هايى نوجوانان به جاى اين كه به فكر انجام فعاليت هاى مثبت و سازنده باشند، مدام درصدد يافتن راه هايى براى مقابله با آثار اين بحران ها هستند و در بدترين شرايط نيز خود درگير آن مى شوند.

 

2)  فقر مادى خانواده:

به رغم اين كه بين فقر مادى و اعتياد به مواد مخدر هيچ ارتباطى وجود ندارد، ولى فقر عامل مهمى در معتاد شدن جوانان جامعه است، زيرا به دليل تنگدستي و ندارى امكان دسترسى به بسيارى از امكانات آموزشى را از دست مى دهند و هيچ تخصص و حرفه اى پيشه نمى كنند و در نتيجه در بازار كار سهم عمده اى ندارند. همين امر موجب كشيده شدن گروهى از جوانان به سمت و سوى فروش مواد مخدر و امكان استفاده از آن قرار مى گيرند.

 

3)  عدم آگاهى و كم سوادى:

افرادى كه از سواد و تحصيلات كمترى برخوردارند، آسيب پذيرتر از افرادى هستند كه نسبت به مضرات و تأثيرات سوء مواد مخدر آگاهى دارند. هر چند نمى توان ميزان تحصيلات افراد را عاملى براى مصرف اين گونه مواد دانست، اما تحقيقات بسيارى نشان مى دهند كه هرچه سواد و ميزان تحصيلات قشر جوان بالاتر باشد، كمتر به اعتياد و استفاده از مواد روى مى آورند. براساس آمار ۶۶ درصد افراد معتاد، سوادى در سطح ابتدايى و كمى نيز در سطح متوسطه داشته اند.

هر اندازه والدين، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محيط و اجتماع آسيب پذيرتر ساخته اند و بعدها براى اين تسليم بايد بهاى سنگين ترى بپردازند

 

4)  اختلافات خانوادگى:

آمارها نشان مى دهند، نوجوانانى كه والدين شان دچار مشكلات و مسائل اخلاقى- رفتارى هستند، بيشتر در معرض خطر اعتياد و مصرف مواد مخدر هستند. مشكلات رفتارى خانوادگى منجر به عدم امنيت و فشار روانى بر جوانان و نوجوانان مى شود و آنان را از محيط امن خانواده دور مى سازد. همين امر موجب ارتباط بيشتر او با دوستان و گاه افراد مسئله دارى مى شود كه زمينه ساز بسيارى از مسائل اجتماعى بعدى مى شوند.

 

5) خصوصيات و ويژگى هاى جوانان و نوجوانان:

در خيلى از موارد مشاهده مى شود، نوجوانان و جوانانى كه مضطرب، پريشان، افسرده و منزوى هستند، مرتب دچار شكست هاى گوناگون تحصيلى- اجتماعى مى شوند و عزت نفس ، خويشتن دارى و اعتماد به نفس  شان را از دست مى دهند و به سيگار، الكل، مواد مخدر و... به عنوان مفرّى براى رهايى از اين مشكلات روى مى آورند.

 

6)  فشار دوستان و همسالان:

گروهى از نوجوانان به دليل سازگارى با دوستان و همسالان شان و يك رنگ شدن با آنها چنان موجوديت فردى- خانوادگى خود را فراموش مى كنند كه در برابر هر تقاضايى سر تسليم فرود مى آورند. هر چه روابط بين والدين و فرزندان نوجوان شان كاهش يابد، ارزش همسالان و روابط گروهى براى آنان بيشتر مى شود.

 

عادات خود را تغيير دهيداز يادگيري غفلت نكنيد

والدين درمقابله با مصرف سيگار، الكل و مواد مخدر نوجوانان و جوانان، مهم ترين نقش را بر عهده دارند. برقراري ارتباط با فرزندان و بيان انتظارات خانواده درباره مصرف نكردن سيگار و مواد مخدر، دو فعاليت اساسي والدين به شمار مي آيند. والدين علاوه بر آنچه در منزل انجام مي دهند، مي توانند در برنامه هاي پيشگيري كه در مدرسه انجام مي گيرد، شركت كنند. در اين مبحث، به بيان نكاتي در زمينه نقش والدين در امر پيشگيري از سيگار كشيدن فرزندان مي پردازيم.

با ارائه الگو ، فرزندان خود را راهنمايي كنيداگر مي خواهيد فرزندان شما سيگار نكشند، خود شما بايد يك الگوي مناسب براي آنها باشيد. امكان سيگاري شدن كودكاني كه والدين آنها هر دو سيگاري اند دو برابر بيشتر از كساني است كه يكي از والدين آنها سيگاري است. اگر سيگاري هستيد، به دنبال روش ها و راه هايي باشيد كه در ترك سيگار به شما كمك كند. عادت سيگار كشيدن خود را تغيير دهيد تا وقتي كه موفق شويد به طور كامل آن را ترك كنيد. از سيگار كشيدن در منزل و كنار فرزندان خود اجتناب كنيد. فرزندان خود را در كنار كسي كه سيگار مي كشد قرار ندهيد. مدرسه را تشويق كنيد برنامه هاي آموزشي ضد سيگار را از سال هاي پايين اجرا كند.

 

برقراري روابط ، نقش كليدي دارد

لازم است صادقانه و دوستانه با فرزندان خود در مورد خطرهاي سيگار صحبت كنيد. اين رفتار حتي مي تواند زندگي آنها را نجات دهد. وقتي با فرزند خود در مورد سيگار صحبت مي كنيد، به نكات زير توجه كنيد:

بچه ها را از خريدن كوله پشتي يا وسايلي كه مربوط به شركت هاي توليد سيگار است، منع كنيد. تحقيقات نشان داده است كودكاني كه لباس هاي ورزشي تبليغاتي سيگار مي پوشند يا دوست دارند كه يكي از آنها را داشته باشند، سه برابر بيشتر به كشيدن سيگار تمايل دارند. برعوارض دراز مدت كشيدن سيگار تأكيد نكنيد؛ چون براي بچه ها مشكل است خود را درسن بزرگسالي تجسم كنند. صحبت كردن درباره عوارض كوتاه مدت سيگار مانند: كاهش قدرت بدني ورزشكاران، به سختي نفس كشيدن، و بد رنگ شدن دندان ها تأثير بيشتري دارد.

مكان هاي عمومي را كه سيگار كشيدن در آنها ممنوع است، به فرزندان خود معرفي كنيد." نه " گفتن را به فرزندان خود بياموزيد. هرچه زودتر به كودكان بياموزيد كه در برابر فشار همسالان مقاومت كنند. آنها را براي داشتن فكر و عقيده خود تشويق كنيد، خصوصاً وقتي كه آنها در مقابل فشار گروه ايستادگي مي كنند.

به بچه ها بگوييد كه كارخانه هاي توليد سيگار آنها را فريب داده اند تا درآمد بيشتري داشته باشند، زيرا معمولاً بچه ها نمي پذيرند كه مورد سوء استفاده قرار بگيرند.  

شناختن خطرهاي  سيگارسرعت سيگاري شدن نوجوانان و جوانان هشدار دهنده است. آنها معمولاً سيگار كشيدن را از يازده سالگي شروع مي كنند و در چهارده سالگي به آن عادت مي كنند. مراكز كنترل و پيشگيري بيماري ها در ايلات متحده آمريكا گزارش مي كند كه هر روز بيش از3000 كودك سيگاري مي شوند و در حدود يك سوم از اين كودكان در نهايت از سرطان، بيماري هاي قلبي يا بيماري هاي تنفسي مي ميرند.

 

خطرهاي ديگري كه سيگار براي تندرستي دارد، عبارت اند از:

vناراحتي تنفسي و نفس تنگي، تشديد آسم.

vبيماري لثه، جوش هاي عميق در اطراف لب و كاهش قدرت بهبود يافتن پوست.

vكند شدن رشد شش ها و كاهش فعاليت آنها.

vاعتياد به نيكوتين.

vكاهش اكسيژن ماهيچه ها و بروز ضعف بدني.

v ناباروري.

v سكته.

 

كودكاني كه سيگار نمي كشند اما به طور غيرمستقيم در مجاورت دود سيگار يا ته سيگار قرار دارند نيز در معرض خطرند. دودشدن ته سيگار دو تا سه برابر خطرناك تر است چون از فيلتر نمي گذرد. سالانه هزاران نفر ازدود ناشي از سيگار و تنباكو از دنيا مي روند. اين دودها خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي را افزايش مي دهند و باعث عفونت دستگاه تنفسي در كودكان مي شوند.

 

عوارضي كه دود هاي تنباكو و سيگار در محيط براي كودكان دارند عبارت اند از:

vتشديد آسم، سرفه كردن و خس خس كردن

vافزايش ابتلا به سرماخوردگي

vعفونت گوش

vسندرم مرگ ناگهاني كودكان

vخطرهاي قبل از تولد

 

خطرهاي سيگار براي سلامت، قبل از تولد كودك شروع مي شود. دود در دوران بارداري از طريق استنشاق، مستقيماً وارد شش هاي جنين مي گردد و مانع از رسيدن اكسيژن  و غذاي كافي براي رشد جنين مي شود. در دوران نوزادي نيز از طريق شير مادري كه سيگاري است به كودك منتقل مي گردد و به كم وزني كودك كه خطري جدي براي سلامت كودك است، ناتواني هاي وخيم يا حتي مرگ او منجر مي شود.

عادات خود را تغيير دهيد .اگر شما يا فرزندتان سيگار مي كشيد، قبل از اين كه مجبور شويد نسبت به ترك آن اقدام كنيد، تجسم كنيد چه وقت و چرا سيگار مي كشيد و براي مقابله با آن محرك ها روش هاي ديگري بيابيد. هر روز از يك روش جديد استفاده كنيد تا وقتي كه موفق شويد ترك كنيد. فقط پس از بيست دقيقه ، بدن فوايد سيگار نكشيدن را حس مي كند. پس از يك سال، خطر بيماري هاي قلبي به نصف كاهش مي يابد و بعد از 5 تا 15 سال خطرهاي ابتلا به سكته، سرطان و بيماري هاي قلبي با كساني كه هرگز سيگار نكشيده اند برابر خواهد شد. وقتي كه براي ترك سيگار تلاش مي كنيد، در پذيرش كمك متخصصان و پزشكان ترديد نكنيد. مي توان در كنار درمان هاي دارويي كه شامل جانشين كردن نيكوتين است، درمان هاي رفتاري را هم دنبال كرد. در برنامه ترك سيگار شركت كنيد. سعي كنيد در برنامه اي شركت كنيد كه شامل اطلاعات غذايي براي كنترل وزن، ورزش و تكنيك هاي كنترل استرس باشد.

 از يادگيري غفلت نكنيدهرچه بيشتر بياموزيد، آسان تر مي توانيد سلامت فرزندان خود را تأمين كنيد. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد خطرهاي سيگار و ترك آن مي توانيد مطالعات خود را گسترش دهيد.

 

منابع :

مشكلات نوجوانى و جوانى / تأليف ابوالقاسم اكبرى .

آسيب شناسى كجروى هاى اجتماعى/ تأليف دكتر محمد حسين فرجاد.

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف



موضوعات مرتبط: اعتیاد

تاريخ : جمعه هجدهم آبان 1386 | 16:32 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

براى پيشگيرى از عادات و رفتارهاى منفى و غيرسالم جوانان و نوجوانان، هيچ گاه نبايد صبر كرد تا آنان با چنين مشكلاتى درگير شوند و آن گاه درصدد يافتن راه حل و شيوه مقابله با آن برآيند. از طرف ديگر، با ناديده گرفتن و يا انكار واقعيات موجود، نه تنها نمى توان مشكلى را حل كرد، بلكه فرصت يافتن راه حل هم از دست مى رود. بهاى پيشگيرى مؤثر از اعتياد جوانان، همانا هوشيارى هميشگى والدين و اعضاى مؤثر خانواده است.

جوانى نمايانگر رشد، بلوغ و تشكيل عادات پايدار فردى است. جوانى دوره اى است كه با گذر از انواع هيجان ها، آشوب  ها و آشفتگى هاى روحى- روانى گوناگون به سوى رشد اجتماعى سالم در حال تحول است. نتايج تحقيقات بى شمارى نشان مى دهند، نوجوانان و جوانانى كه ارتباط صميمانه و نزديكى با اعضاى خانواده شان دارند و از بودن در جمع آنها احساس رضايت و شادى مى كنند، كمتر به دنبال رفتارهاى ناسالم مى روند.

 

 

از جمله راهكارهاى مؤثرى كه والدين مى توانند به منظور پيشگيرى از اعتياد جوانان و نوجوانان به مصرف مواد مخدر به كار بست، عبارت اند از:  

 

1)  معيارهاى «خوب بودن» و «بد بودن» را به فرزندان خود ياد بدهند.

ارزش هاى پسنديده اخلاقى، رفتارهاى مناسب اجتماعى، انتظارات جامعه از يك نوجوان مسئول، اهميت رشد و بالندگى نوجوان براى پيشرفت اجتماعى كه در آن زندگى مى كند و... را به آنها بياموزند.

 

2)  به نوجوانان بياموزيد در برابر اجراى مقررات و قوانين حاكم بر خانه، مدرسه و اجتماع، جدى، مسئول و هوشيار باشند.

رعايت آئين نامه  هاى انضباطى و ضوابط و قوانين مدونى كه در مدارس اجرا مى شوند، مى تواند مانعى بر بسيارى از كجروى هاى اجتماعى شوند. اهميت به نظم و انضباط، داشتن رفتارهاى موجه، شيوه تفكر سالم و... از نكات ارزشمندى است كه مى توان به نوجوانان و جوانان ياد داد. آنها بايد بدانند كه هرگونه دسترسى به مواد مخدر چه جرايمى به دنبال دارد و چه مجازات هايى را بايد متحمل شوند.

 

3) سعى كنيد الگوى رفتارى خوبى براى فرزندان نوجوان خود باشيد.

او همواره نظاره گر اعمال و رفتارهاى شماست. والدينى كه خود، سيگار مى كشند  يا در مصرف داروهاى مسكن و خواب آور افراط مى كنند  يا نگرش و ديدگاه شفاف و مشخصى در برابر مصرف مواد مخدر به فرزندان شان ارائه نمى كنند، راه را براى انحراف و تصميم گيرى هاى نامناسب جوانان هموار مى سازند. به اختلاف بين حرف و عمل خود آگاه باشيد. نوجوانان به اين تناقضات بسيار حساس هستند و به راحتى ارزش ها و عقايدشان را زير پا خواهند گذاشت.

 

4) عزت نفس، خويشتن دارى و اعتماد به نفس فرزندتان را تقويت كنيد.

فرصت ها و موقعيت هايى براى فرزند نوجوانتان پيش آوريد تا او بتواند پيروزمندانه به اهدافش برسد. او را به دليل توانايى ها و استعدادهايش تشويق و حمايت كنيد. اين كار به او كمك مى كند تا احساس خوبى نسبت به خودش پيدا كند. برداشت هاى جوان نسبت به توانايى ها و استعدادهايش مهمترين تأثير را بر عزت نفس او مى گذارند. هنگامى كه والدين درمى يابند تجربه هاى دشوار زندگى، اعتماد به نفس و خويشتن دارى نوجوان شان را تحت تأثير قرار داده است، بايد به او كمك كنند تا با انتخاب راه و مسير درست زندگى، خود را از انحطاط، تسليم و بى ارزشى نجات دهد.

 

5)  ارتباط مؤثر و صميمانه اى با نوجوان (يا جوان) برقرار كنيد.

گوش دادن به صحبت هاى او، حمايت از رفتارهاى مثبت، پسنديده و سالم، توجه كردن به احساسات و عواطف او و پذيرش بى قيد و شرط جوانان و نوجوانان به آنها كمك مى كند تا با ايجاد رابطه اى نزديك و صميمانه با والدين خود درصدد مقابله با بحران هاى زندگى برآيند. ديدگاه ها و اعتقادتان را با صبورى و انعطاف پذيرى به جوانان بياموزيد. اجازه دهيد تا با بحث و گفت وگو احساس مسئوليت، ارزشمندى و خودكارآمدى در آنها رشد يابد. در دوران نوجوانى، فرزندان ما دست به شناخت، ماجراجويى، كنجكاوى و خطر كردن مى زنند، در اين جا وظيفه والدين و مربيان است كه سعى كنند با گزينش روش هاى معقول و سنجيده راه رسيدن به استقلال فردى و رشد اجتماعى را براى آنها روشن سازند.

 

6)  فرصت هايى براى او ايجاد كنيد تا مسئولانه درباره كارهاى روزانه خودش تصميم گيرى كند.

به او ياد بدهيد كه چگونه با افراد ديگر اجتماع ارتباط برقرار كند.مثلاً زمانى كه تنها در جمعى حضور دارد، چه بايد بگويد، چه كار بايد بكند و... در نظر داشته باشيد اگر او فرد شلخته و بى بندوبارى نباشد، در مقابل تعارف دوستانش براى سيگار كشيدن و... مطيع نخواهد شد. هر اندازه كه تأثير دوستان و همسالان جوان بر او زياد شود، نقش والدين و راهنمايانش براى هدايت او كم رنگ تر خواهد شد. هر اندازه والدين، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محيط و اجتماع آسيب پذيرتر ساخته اند و بعدها براى اين تسليم بايد بهاى سنگين ترى بپردازند. والدين بايد با درك تأثير همسالان بر فرزندشان آنان را براى مقابله با فشارها و تحريكات موجود آماده كنند. توان «نه گفتن» و داشتن رفتارى مستقلانه و صحيح را در آنان بايد تشويق و تمجيد كرد. بايد به جوان ياد داد كه «نه گفتن» او دليل بر احترام او به خودش است. از آنها بخواهيد كه به هنگام احساس خطر، قدرت ترك محل را داشته باشند.

 

7)  نسبت به احساس افسردگى، بى حوصلگى و انزواطلبى فرزند نوجوان تان حساس و هوشيار باشيد.

نوجوانى كه دچار افكار پريشان و مأيوس كننده مى شود، قابل تأمل و بررسى است، زيرا او اساساً پيامدهاى رفتارى خودش را نمى داند. افسردگى براى اين گروه از نوجوانان ممكن است زمينه ساز بسيارى از آسيب هاى اجتماعى مثل روى آوردن به سيگار، مواد مخدر، اعتياد، فحشاء، بزهكارى و... شود. والدين بايد رفتارها و عادات فرزندان نوجوان شان را كه احتمال مى دهند به دلايلى منجر به افسردگى در آنان شود، مد نظر داشته باشند.

 

8)  واقعيت هاى اجتماع را به فرزند نوجوان (يا جوان)خود گوشزد كنيد.

گروهى از والدين تصور مى كنند با مطرح نكردن مشكلات گوناگون جامعه و سرپوش گذاشتن بر حقايق تلخ زندگى، روش مناسبى براى حمايت از فرزندشان انتخاب مى كنند. در حالى كه آنان نياز دارند تا اطلاعات صحيحى در باره مسائل جامعه اى كه در آن زندگى مى كنند، داشته باشند و در اين زمينه بهترين راهكار آن است كه پدر و مادر سعى كنند با يافتن منابع و مدارك علمى و موثق، اطلاعات و دانسته  هاى خانواده شان را ارتقا دهند و راهنماى معتمدى براى فرزندان شان باشند. هدايت سالم والدين و مربيان دلسوز، بسيار ارزشمندتر از دوستى  هاى بحران زا و دشوار است.

 

به طور خلاصه آن چه والدين مى توانند درباره مواد مخدر به نوجوان شان بياموزند، مى تواند در زمينه پزشكى (آسيب  هاى بدنى ناشى از مصرف مواد مثل ابتلا به ایدز،  هپاتیتو انواع بيمارهاى قابل انتقال از طريق تزريق) يا روان شناختى (آسيب هاى رفتارى ناشى از مصرف مواد مثل بزهكارى، فحشاء، جنايت و...) و يا حتى عواقب قانونى دستگير شدن همراه با مواد مخدر و مسائل قضايى متعاقب آن باشد. آنها بايد از همان ابتدا «مواد» را نپذيرند؛ آنها بايد چنان تعليم ببينند كه اساساً هيچ گرايشى به مواد مخدر پيدا نكنند و با قاطعيت تمام، دست رد به سينه دوستان و افراد ناباب جامعه بزنند. جوانان و نوجوانان مى توانند با استفاده از يادگيرى مهارت هاى زندگى و شيوه هاى حل مشكلات، راه هاى مقاومت و استقامت در برابر مصرف مواد را بياموزند.

 

منظور از مهارت هاى زندگى، مهارت هايى است كه :

vنوجوان را براى ورود به اجتماع و زندگى جمعى آماده مى سازند.

vكودك و نوجوان در كنار آموزش علوم و فنون مختلف مى آموزد تا بتواند شناخت درستى نسبت به خود، ساير افراد و محيط برقرار سازد و به حل مشكلات خود و اجتماعش كمك كند.

vموجب پرورش استعدادها و توانايى هاى نوجوان مى شوند تا او بتواند با چالش ها و مشكلات زندگى روزمره مقابله كند.

 

بالاخره آن كه مهارت هاى زندگى عبارت اند از مهارت حل مسئله، مهارت تصميم گيرى مناسب، مهارت برقرارى روابط اجتماعى با ديگران، اعتماد به نفس براى ورود به اجتماع، شناخت خطرات گوناگون، مهارت تفكر انتقادى، نوعدوستى و همدلى، شناخت هويت ملى خود، احترام به حقوق افراد، توانايى «نه» گفتن به خواسته هاى غلط ديگران، شناخت خود و استعدادهاى خود، انتخاب هدف هاى واقع بينانه براى زندگى، داشتن تفكر خلاق، روحيه استقلال طلبى و مسئوليت پذيرى، روش حل اختلاف، داشتن نگرشى مثبت به زندگى و....

 

نگرش ها و عاداتى كه بچه ها در دوران كودكى از پدر و مادر خود مى آموزند، پايه و بنيانى براى بسيارى از تصميم گيرى هاى آينده آنان خواهد بود. اغلب نوجوانان ۱۳- ۱۲ ساله شايد هنوز آمادگى پذيرش خطرات و مضرات ناشى ازاعتیاد را نداشته باشند، اما به راحتى مى توانند درس هاى ساده اى درباره نحوه تصميم گيرى صحيح، اطاعت از قوانين و مقررات خانه و مدرسه (اجتماع)، نحوه حل مسائل و مشكلات روزانه، مسئوليت پذيرى و تقويت خودپنداره شان ياد بگيرند. به عنوان پدر و مادرى آگاه به مسائل و مشكلات نوجوانان، همواره محبت كردن به آنان را بايد به خاطر داشت، آنها بايد دريابند كه مى توانند به پدر و مادر خود اعتماد كنند و نگرانى ها و تشويش هاى شان را در زندگى- هر چه كه باشد- با آنها در ميان گذارند. نتايجى كه طى پژوهش هاى گوناگونى به دست آمده است نشان مى دهد، نوجوانانى كه از بودن در خانواده شان احساس رضايت و خشنودى داشته اند و روابط صميمى و گرمى بين اعضاى خانواده وجود داشته است، كمتر به دنبال سیگار، الكل و انواع مخدرها بوده اند. اين يافته ها نشان مى دهند كه قشر وسيعى از خانواده ها مى توانند با برقرارى روابط سالم بين اعضاى خود و آموزش هاى صحيح و زودهنگام فرزندان خود، آنان را از ابتلا به بسيارى از معضلات و گرفتارى هاى گوناگون اجتماعى نجات دهند. هيچ گاه نقش خودتان را بر افكار، انديشه ها و آينده قشر جوان جامعه دست كم نگيريد.

 

منابع :

مشكلات نوجوانى و جوانى / تأليف ابوالقاسم اكبرى .

آسيب شناسى كجروى هاى اجتماعى/ تأليف دكتر محمد حسين فرجاد.

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف



موضوعات مرتبط: اعتیاد

تاريخ : جمعه هجدهم آبان 1386 | 16:31 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

   امروزه آسيب هاي اجتماعي  به عنوان يك تهديد جدي سلامت كودكان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشيني، پيدايش جامعه توده وار يا گسترده، برخورد و تضاد ميان هنجارها، از هم پاشيدگي روابط متقابل بين افراد، تأثير گروه همسال و... توجه به آسيب هاي اجتماعي را امري اجتناب ناپذير ساخته است. اگرچه آسيب هاي اجتماعي مي تواند بسيار گسترده باشد ليكن مي توان مسائلي از قبيل اعتياد ، فرار از خانه ، خشونت ، انزواي اجتماعي، ناهنجاري هاي رفتاري، سرقت و كودك آزاري را از جمله نتايج آسيب هاي اجتماعي عصر حاضر تلقي كرد.

   در اين بخش به اجمال، عوامل مؤثر در ايجاد آسيب هاي اجتماعي و نقش خانواده در پيشگيري از آنها را مورد بررسي قرار مي دهيم.

 

 



موضوعات مرتبط: آسیهای اجتماعی
ادامه مطلب

تاريخ : جمعه هجدهم آبان 1386 | 13:12 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

سازمان ملل متحد در ایران

حمایت از کودکان متمرکز بر مسائلی چون حمایت از کودکان دربرابر سوء‌استفاده و آزار و اذیت به علاوه حمایت از اصلاحات قانونی و سیاست‌گذاری در این زمینه.  

آموزش دختران و توانمندی زنان با هدف توانمندسازی زنان و تضمین کیفیت آموزش پایه مناسب برای دختران محروم از طریق کاهش محرومیت‌ها. 

پیشگیری ازآلودگی به اچ آی وی و ایدز و ایجاد خدمات دوستدار نوجوانان در این زمینه کمک به پیشگیری از اچ آی وی/ایدز از طریق اطلاع‌رسانی و آموزش در جهت ایجاد الگویی قابل تکرار برای خدمات دوستدار نوجوان.  

رشد و تکامل همه جانبه کودکان خردسال بهبود حقوق کودکان زیر 5 سال در زمینه ثبت تولد، سلامت، تغذیه و مراقبت های دوره خردسالی و ایجاد سیاست ملی دوره خردسالی.

برنامه اضطراری مشارکت در تلاش های بازسازی و احیاء بم در پی زلزله ویرانگر دی‌ماه 1382.

 

یونیسف ایران:

ایران پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک را در سال 1373 (1994 میلادی)، با قید شرط کلی، تصویب کرد و تا به حال دو بار به کمیته حقوق کودک گزارش داده است. مجلس ایران نیز امضای پیمان‌ "رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان" را در سال 1382 (2003 میلادی) تصویب کرد، اما اجرای آن منوط تصویب نهایی از جانب دستگاه دولتی بالاتری می باشد.

اکثریت مردم در جمهوری اسلامی ایران از شرایط زندگی متوسط بهره‌مند هستند،  با این حال موانع زیادی پیش‌رو است. از جمله میزان بالای بیکاری، توزیع نابرابر درآمد و نابرابری فرصت‌ها. تقریبا 20 درصد مردم ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند (ارزیابی عمومی کشوری سازمان ملل سال 2003) و محرومیت‌های منطقه‌ای جدی نیز وجود دارد.

مردم مناطق روستایی از این چالش‌ها بیشتر از دیگران رنج می‌برند. آنها درآمد خانوادگی کمتری دارند، میزان اشتغال و باسوادی پایین‌تر است و امکانات کمتری در اختیار آنها قرار دارد. به عنوان مثال در استان سیستان و بلوچستان، تنها 55 درصد مردم به آب سالم دسترسی دارند این درحالی است که رقم یاد شده در سطح ملی 83 درصد است. در حالی که سیستم مراقبت‌های بهداشتی اولیه به صورت کلی وسیع و جامع است، میزان ایمن‌سازی در مناطق محروم روستایی پایین بوده و میزان مرگ و میر کودکان و نوزادان نیز بالاتر است.

یونیسف توجه خود را به سه استان که بیشترین نیاز را دارند، متمرکز کرده است. این سه استان، هرمزگان، آذربایجان غربی و سیستان‌وبلوچستان می باشند. زمینه‌هایی که در آنها مداخله صورت می‌گیرد عبارتند از:

·        رشد و تکامل همه جانبه کودکان خردسال

·        آموزش دختران و توانمندسازی زنان

·        پیشگیری از اچ آی وی/ایدز

·        حمایت از کودک

جمهوری اسلامی ایران همچنین یکی از کشورهایی است که به میزان بالایی مستعد بلایای طبیعی است و در سال‌های اخیر اثرات سیل‌ها، خشکسالی‌ها و زلزله‌های مهیب را به خود دیده است. یونیسف پس از زلزله ویرانگر 5 دیماه 1382 (دسامبر 2003) به کمک شهروندان بم و مناطق پیرامون آن شتافت. از آن پس همکاری با مسئولان محلی و جوامع برای احیای شهر و امکانات آن ادامه دارد. 

 

کمکهای مالی به یونیسف:

1.                 یونیسف کاملا با مشارکت داوطلبانه افراد، سازمان‌ها، دولت‌ها و بخش‌ خصوصی تامین مالی می‌شود.

2.                 کمک مالی شما به ایجاد یک جهان بهتر برای دختران و پسران ایرانی کمک خواهد کرد.

3.                 شما می‌توانید  با ارسال کمک‌های مالی خود به شماره حساب زیر از یونیسف حمایت کنید.

4.                 شماره حساب 5005 (به نام یونیسف)، بانک ملی ایران شعبه اسکان (قابل پرداخت در تمامی شعب بانک ملی

 

منابع:

گزارش مستند: یونیسف در ایران

برگرفته از سایت unisef

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی - کتانباف

 

موضوعات مرتبط: سازمانها

تاريخ : جمعه چهارم آبان 1386 | 13:34 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

Power

Strength and self assertion

Lie within us all

Yet we are afraid

We do not use the resources

Given to us to lift our lives

From the stagnation of comfort table routine

Locked in to jobs, relation ships . . .  our selves

Fearing what others may think of us

We lack the courage to step

Fromour accustomed role

Strength and self assertion

Can be demonstated

With gracious kindness

Softly spoken truths will take us farther

Than belligerent defensiveness

be true to your self . . . dare to be different

by say " I am " . . . " I will be "

then " be "

remembering always to move softly

with gentleness and love

free your self from what others want you to be

that with which you have aligned yourself

find and use the magni ficent

loving power within you.

 

» Diane Westlake «

 

" توانایی "

نیرو و خودباوری در نهاد همۀ ماست،

ولی بیمناکیم و توانایی هایی را که به ما اعطا شده به کار نمی گیریم،

تا زندگی را از رکود روزمره گی کسالت بار وابسته به پیشه ها و رابطه ها، رها کنیم.

از داوری دیگران در هراسیم،

شهامت آن نداریم تا از لاک همیشگی سر برون آوریم.

نیرو و خودباوری را می توان با مهربانی بزرگوارانه نشان داد حقایقی که به نرمی بر زبان جاری می شوند،

بس فراتر از دفاع پرخاشگرانه، ما را به پیش می رانند.

با خود صادق باش . . .

با شهامت دیگر گونه باش و جسورانه پیش آی تا بگویی:

" من هستم و . . . خواهم بود "

و سپس آن باش که ی گویی،

به یاد داشته باش،

که هماره آرام و باوقار، عاشقانه گام برداری.

از آنچه دیگران می خواهند باشی، خود را رها کن،

و از زندان آنچه با خود بیگانه ات کرده بگریز.

نیروی پرشکوه عشق ورزی را در خود پیدا کن و به کارش گیر.

« دیانا وست لیک »




موضوعات مرتبط: نکته

تاريخ : چهارشنبه یازدهم مهر 1386 | 4:48 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

I be lieve that we can not live better

Than in seeking to become

 Still better than we are

»  Socrates« 

 

در تکاپو  . . .

تا بهتر از آن باشیم که هستیم.

بهتر از این شیوه ای برای زیستن نیست.

« سقراط  »

 

      

موضوعات مرتبط: نکته

تاريخ : چهارشنبه یازدهم مهر 1386 | 4:47 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 

هنگامی که زمانه به کام تو نمی گردد،

سهل است که نومید شوی،

و بیندیشی که:

" نمی توانم ! پس چرا بکوشم ؟ "

اما . . .

مهم این نیست که چقدر از اشتباه خود بیمناکی،

یا چقدر از آن مأیوس شده ای،

تسلیم شد هرگز . . .

زیرا . . .

اگر باز نکوشی و به جستجوی آنچه در زندگی،

خواهان آنی ادامه ندهی،

به سویت نخواهد آمد،

و سرانجام می پذیری که بهتر از این نیز می توانست باشد.

پیروزی با برد و باخت تو سنجیده نمی شود.

هر شکستی، همیشه با قدری پیروزی همراه است.

آنچه مهم است احساس بهتری است که نسبت به خود بیابی.

احساسی که متکی به استدلال ساده ای است !

تو سعی خود را کرده ای.

« آماندا پیرس »

 

          

موضوعات مرتبط: نکته

تاريخ : چهارشنبه یازدهم مهر 1386 | 4:45 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

We can do                                  

Anything we want to

If we stick to it

Long enough

Helen keller " "

 

به هر کاری که اراده کنیم، تواناییم،

 اگر آن گونه که سزاوار است پیگیر آن باشیم.

     " هلن کلر "

 



موضوعات مرتبط: نکته

تاريخ : چهارشنبه یازدهم مهر 1386 | 4:44 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

 

 

گزارش بازدید از موسسات(مرکز توانبخشی معلولینx  )

 

عنوان مذکز: مرکز توانبخشی خصوصی معلولین x – مشاوره ، فیزیوتراپی و کار درمانی

تاریخ بازدید: 23/8/85                                   ساعت بازدید: 8:30:00

مکان بازدید : مرکز توانبخشی خصوصی معلولین (زیر نظر سازمان بهزیستی)

نام دانشجو:

آدرس مکان بازدید: خوزستان _ شوشتر  _  ...

 

 

فهرست مطالب:

 

عنوان                                                                              صفحه

کروکی                                                                              1

چارت سازمانی                                                                   2

مقدمه                                                                               3

تاریخچه                                                                             4

بخش های مختلف سازمان                                                    5

وظایف مددکار(واحد مددکاری)                                                 6

سرویس گیرندگان                                                                7

شرایط پذیرش                                                                     7

خدمات ارائه شده                                                                8

ارزیابی                                                                              9

نتیجه گیری                                                                       10

 

 

 

 

چارت سازمانی:

1.                       موسس

2.                        کارفرما

3.                       مدیر و مشاور

4.                       مربی

5.                       فیزیوتراپ

6.                       پزشک (گفتار درمان)

7.                       آشپز

 

2

 

 

مقدمه:

معلولیتهای ذهنی نیز مانند نابینایی و ناشنوایی تاریخچه ای به قدمت طول عمر بشر دارد در گذشته های دور از افراد مبتلا به معلولیتهای ذهنی به عنوان دیوانه، مجنون و کند ذهن یاد شده است . اما امروزه برای بحث درباره این افراد خصوصاً در محافل علمی از اصطلاح عقب مانده ی ذهنی استفاده شده است. عقب ماندگی ذهنی به شیوه های مختلفی تعریف شده است اما تعریفی که از همه تعاریف جامعتر به نظر می رسد به شرایطی گفته می شود که در آن عملکرد ذهنی به طور مشخص پایین تر از حد متوسط است و در عین حال در رفتارهای تطباقی کودک در دور می شد تاثیر و نارسایی دیده می شود.

معلولین ذهنی یا کم توانهای ذهنی به کسانی گفته می شوند که به علت وقفه یا کمبود رشد ذهنی در شرایط عادی قادر به استفاده مطلوب از برنامه های معمولی آموزش و پرورش ، سازگاری اجتماعی و تطبیق با محیط نبوده و دلیل عقب ماندگی ذهنی از ادراک مبانی و مفاهیم ، قدرت استدلال ، قضاوت صحیح و یادگیری به درجات مختلف محرومند عقب مانده ذهنی ممکن است آموزش پذیر باشد یعنی ضریب هوشی او 70 باشد . بعضی از آنها فقط کند ذهن و دیرآموزند ، برخی از آنان مبتلا به اختلالات جسمی و روانی و رفتارهای سازش نیافته می باشند.

 

 

3

 

 

تاریخچه سازمان:

امتیاز این مرکز در سال 1379 توسط خانم x طی مراحل اداری و موافقت بهزیستی و سازمان فنی حرفه ای گرفته شده و سپس در سال 1380 مرکز آموزش خصوصی در همان مکان تاسیس گردید ساختمان مرکز در همان سال بوسیله خانمx  که مدیر عامل موسسه می باشد اجاره شده و در اختیار مدیر داخلی موسسه خانم xy که مدرک لیسانس روانشناسی دارند قرار گرفته است بودجه اولیه شکل گیری موسسه توسط مدیر عامل تامین شد . استخدام پرسنل موسسه زیر نشر ایشان و به درخواست مدیر داخلی می باشد. به علت این که موسسه خصوصی می باشد استخدام پرسنل آزاد بوده و پرداخت حقوق به طور کامل بر عهده مدیر عامل مرکز می باشد بهزیستی و هیچ موسسه دیگری تامین حقوق پرسنل را برعهده نمی گیرد و دخالتی ندارد. خانم xy  خود دارای مدرک آموزش ابتدایی می باشد و سایر پرسنل دارای دیپلم و فوق دیپلم هستند نحوه استخدام پرسنل و نیروی کار جدید توسط مدیر داخلی و ارائه تقاضا به مدیر عامل موسسه برای استخدام عمل می کند در حال حاضر موسسه فقط همین بخش شعبه را دارد و شعبه دیگری به این نام و نظارت خانم x وجود ندارد او نیز علاوه بر مدیر عاملی معاون دبیرستان بنتالهدی می باشد و مشغول فعالیت در دبیرستان می باشد.

 

4

 

 

بخش های مختلف سازمان:

 

مدیر: وظیفه نظارت بر امور مرکز برعهده وی می باشد و همین طور مایحتاج موسسه(مالی) از طریق او تامین می شود خانم x مسئولیت این قسمت را دارد که همیشه در مرکز حضور ندارد در مواقع ضروری فقط هفته ای یک الی دوبار حضور می یابد در صورت احساس نیاز برای تغییرات و یا نیروی جدید یا وسایل آموزشی با نظارت و هماهنگی و رضایت مدیر عامل و تامین بودجه با توجه به امکانات تامین نیاز می کند.

 

کارفرما:  که همان نقش مدیر مسئول باشد بر عهده آقای x و مسئولیت امور اداری را برعهده دارند یعنی در واقع مسئولیت هماهنگ کردن حسابدار و دفتردار و مسئولیت امورمالی و رسیدگی به امور پرسنلی بر عهده وی می باشد.

 

مدیر داخلی: ایشان مدرک لیسانس روانشناسی می باشد علاوه بر هماهنگ کردن امور داخلی موسسه، مسئولیت ارتباطی بین کارفرما و آموزشگاه از طریق وی صورت می پذیرد مسئولیت مشاوره ای مرکز بوسیله وی ارائه می شود. درخواست نیروی جدید و امکانات جدید را تعیین و تحویل مدیر عامل می دهد بر پذیرش جدید با توجه به ظرفیت مرکز نظارت دارد و مسئول نظارت بر کار پرسنل نیز می باشد.

 

مربی: این مرکز دارای 4 مربی که 3 نفر از آنها هر روز ساعت 7:30:00 الی 14:00:00 در مرکز حضور دارند و همانطور که ذکر شد این مربیان دارای مدرک دیپلم و بالاتر می باشند یا حداقل دارای مدرک فنی حرفه ای در یک رشته هنری برابر با نیاز مرکز هستند برای پرسنل سرویس ایاب و ذهاب وجود ندارد هزینه آن توسط خودشان تامین می شود و نحوه استخدام آنها قرار دادی و خصوصی می باشد. به جز حرفه آموزی مسئولیت نظم و کنترل کلاس را نیز برعهده دارند.

 

فیزیوتراپ: در این مرکز فیزیوتراپ یک نفر می باشد که برای ارائه خدمات هفته ای دوبار به مرکز مراجعه می کند براساس برنامه معمولاً دوشنبه و چهارشنبه از ساعت 11:00:00 الی 13:00:00 در مرکز حاضر است. معلولین که ارای مشکل حرکتی هستند را با نرمش و حرکات تراپیک تواناتر یا حتی معلولیت آنها را کاهش و کنترل می کند.

 

پزشک(گفتار درمان): پزشک آموزشگاه هفته ای دوبار طی روزهای شنبه و سه شنبه صبح ساعت 8:00:00 در مرکز حضور دارد و براساس نیاز در موسسه ارائه خدمات می کند از میان افراد آموزش پذیر 10 نفر سرویس گفتار درمانی می گیرند یعنی افراد زیر 20 سال که از لحاظ گفتار آموزش پذیر هستند.

 

آشپز: یک خانم در این مرکز وظایف آشپزی را برعهده دارد هر روز از 7:30:00 تا 13:00:00 در مرکز حاضر است بر طبق گفته این خانم از ساعت 8:00:00 صبح تدارک ناهار می بیند و از ساعت 11:00:00 الی 12:00:00 ناهار را صرف می کند و سپس شستن ظروف و نظافت آشپزخانه برعهده وی می باشد او دارای مدرک دیپلم می باشد.

 

5

 

 

وظایف مددکار و نقش وی:

با توجه به مشاهداتی که در این مرکز صورت گرفت این مرکز دارای مدرک به معنای خاص کلمه نیست و فقط وجود یک فرد به عنوان مشاور که برعهده خانم xy می باشد قابل ذکر است که نقش مددکار در این مرکز بدین صورت می تواند باشد که برای خانواده ها و جامعه نقش آگاهی دهنده در قابلیتهای معلولان را برعهده بگیرد که مشاوره در این مرکز تا حدودی این کار را انجام داده است مددکاری که در این مرکز حضور پیدا می کند باید نقشی که ارائه می دهد این است که مادران معلولان را از ایجاد و پیشگیری از بدنیا آوردن فرزند معلول و از خدماتی که ارائه می دهد این باشد که به مادران بگوید قبل از ازدواج مشاوره داشته باشند به تغذیه خود در زمان بارداری و همچنین تغذیه کودک اهمیت دهند زایمان خود را در مراکز بهداشتی و درمانی مناسب داشته باشند در مورد پذیرش معلول توسط جامعه می تواند خدمتی که ارائه دهد این است که بگوید این معلول توانایی دارد که در جامعه پذیرفته شود و این در صورتی است که خود به توانایی معلول پی ببرد او را توانبخش کند او را آموزش پذیر کند و بگوید که آموزش پذیر می باشد و این آموزش پذیری را از طریق حرفه در کارگاههای آموزشی و تولیدی را در معلول بوجود آورد سطح آموزش را تقویت کند و ... .

 

6

 

 

سرویس گیرندگان مرکز:

مرکز آموزش پسرانه می باشد و سن آنها بین 15 تا 25 سال می باشد که معلولین در این مرکز همگی آموزش پذیر هستند و همگی از لحاظ ذهنی و حتی حرکتی و شنوایی و رفتاری و تکلم دچار مشکل می باشند برای حرفه آموزی به این مرکز مراجعه کرده اند بعضی از این مددجویان این مرکز سیکل و تا حد پنجم ابتدایی در مدارس با دانش آموزان معمولی و سالم درس خوانده اند سرویس گیرندگان از ساعت 8:00:00 الی 13:00:00 در مرکز حضور دارند و توسط بهزیستی معرفی شده اند که بعد از ساعات مقرر توسط خانواده تحویل گرفته می شوند.

 

شرایط پذیرش:

سقف سنی مراجعین حداقل 15 سال و حداکثر 25 سال می باشد و بالاتر از سن مذکور فراگیری وجود ندارد شرط دیگر پذیرش مددجویان آموزش پذیر بودن آنها می باشد. ضریب هوشی مددجویان توسط بهزیستی تعیین می شود یعنی در حد فاصل بین 70 – 50 باشد اگر معلولی (مددجویی) این ضریب هوشی را نداشته باشد در مرکز پذیرفته نمی شود با توجه به محدودیت ظرفیت که 50 نفر می باشد ابتدا توسط بهزیستی کارت سلامت دریافت می کنند سپس در مرکز پذیرفته می شوند از دیگر شرایط پذیرش توسط بهزیستی تامین بودجه می شوند کهطبق یارانه ای که در اختیار موسسه قرار دارد طبق آن پذیرفته می شوند و در بعضی موارد خانواده تامین هزینه می کنند از میان 46 نفر پذیرفته شده در مرکز 33 نفر یارانه دریافت می کنند و بقیه توسط خانواده هزینه می شوند و در مرکز پذیرفته می شوند.

 

7

 

 

خدمات ارائه شده در مرکز:

1.          خدمات درمانی: خدمات ارائه شده در این مرکز عبارتند از گفتار درمانی و فیزیوتراپی که در هفته چند روز اختصاص به این کار دارد آموزش پذیران (مددجویان) پس از تشکیل پرونده و تکمیل آن و مشخص شدن درصد معلولیت و نوع آن توسط بهزیستی و همین طور ضریب هوشی آنها پرونده آنها به مرکز ارائه می شود بعد از انجام تستها و آزمایشهای مربوط کارت سلامت آنها به موسسه ارائه می شود معلولینی که از لحاظ بیماریهای صرع و یا روانی مشکل دارند تحت درمان قرار می گیرند البته در مراکز خارج معرفی می شوند اما هزینه خارج از مرکز برعهده خانواده ایشان (معلول) می باشد.

2.          خدمات فرهنگی: با توجه به امکانات و شرایط هماهنگی با نهادهای مربوط آنها برای بازدید به نمایشگاه و جشنواره و اردوهای تدارک شده یا دیدن فیلم و یا نمایش جز خدمات موسسه می باشد و در همین اواخر سعی شده معلولین آموزش خیاطی و تئاتر و سرود در جشنواره ها شرکت کنند و یاد بگیرند.

3.          خدمات درمانی و مشاوره: مشاور جلسات مشاوره ای با خانواده مراجعین تشکیل می دهد و اطلاعات لازم در زمینه مربوط به معلولین را به خانواده ها ارائه می دهد که این کارها توسط خانم xy  در موسسه ارائه می شود مشکلات را ریشه یابی و در رفع مشکل با خانواده معلول در میان می گذارد روند بهبودی و حتی درمان معلولین را پی گیری می کند در صورت نیاز به موسسات خارج از مرکز ارجاع می دهند.

4.          خدمات اجتماعی: در جشن معلولان را شرکت می دهند و توانایی معلول را به عموم معرفی می کنند در زمینه این کار تلاش می شود که فرد وارد اجتماع کنند که سعی بشود این معلول به صورت فرد معمولی توسط جامعه پذیرفته شود در این امر مهم خانواده را دخالت می دهند.

5.          خدمات تغذیه ای: در این مرکز ناهار در ساعت 11:00:00 الی 12:00:00 صرف می شود رژیم خاصی استفاده نمی گردد معمولاً برنامه غذایی طبق مشاهده ای که صورت گرفت انجام می پذیرد روزهای سه شنبه غذا به شکل پلو کلم یا پلو هویج یا ماکارونی می باشد.

6.          خدمات آموزشی: شامل مهارتهای حرفه آموزی می باشد که عبارتند از قالی بافی، حصیربافی، جاجیم بافی، روفرشی، رومیزی، سجاده بافی، شمع سازی، نقاشی روی سفال و یا خیاطی (به طور ساده) یا خدمات آموزشی خواندن و نوشتن و ریاضیات پایه در حد جمع و تفریق و شمردن می باشد.

 

8

 

 

ارزیابی:

طبق مشاهداتی که صورت گرفت و به نظر من در نقش یک مددکار اجتماعی، این مرکز تا حدودی بسیاری توانسته خواسته های مددجویان (کم توانان) را برآورده سازد  نیازهایی از قبیل آموزش پذیری و خدماتی که به آنها ارائه شده است مرکز مربوط تا حدودی توانسته معلولان را به جامعه ای که در آن زندگی می کنند بشناسند مددکار این سازمان که در واقع نقش مشاور را نیز برعهده داشت تا حدودی نیاز معلولان را در زمینه فقط مشاوره را برآورده ساخته البته خود ما در نقش مددکار در این مرکز می توانیم خدماتی نیز از قبیل اهمیت داشتن فرزند کمتر در داشتن زندگی بهتر و همچنین پرهیز از ازدواج های فامیلی و عدم سهل انگاری به درمان بیماری کودک، تشخیص به موقع کم کاری فرد(کودک) از لحاظ کارکردی که توسط مسئولین مرکز و مشاور مرکز تا حدودی به خانواده ها نشان داده شد مددکار در سازمان نقش آگاهی دهنده خوبی را برای خانواده ها از داشتن فرزند معلول و همچنین تا حدودی جامعه را از داشتن معلول و قابلیتهای فردی وی را به آنها نشان داده که وظیفه هر مددکاری در هر بخش که مربوط به مددکاری می باشد را ایفا می کند.

 

نتیجه گیری:

خدماتی که مرکز ارائه می دهد تا حدودی توانسته معلول را به خانواده وی و همچنین جامعه در داشتن قابلیت معلول در انجام کارها که وی نیز اگر مورد توجه قرار گیرد چه بسا از افراد سالم نیز هم بالاتر می رود و کارایی به نسبت بهتری نسبت به افراد سالم را ارائه می دهد فرد معلول در این مرکز مورد توجه قرار گرفته قابلیتهای وی برای خانواده مشخص شده البته اگر این مرکز بیشتر از سوی مسئولین مربوط مورد توجه قرار بگیرد چه بسا  رو به بهبودی و کارایی بیشتری سوق داده شوند خدماتی که مرکز ارائه داده قابل توجه و شایان ذکر و تشکر و قدردانی از سوی مسئولان این مرکز نیز وجود دارد که با خدمات بی منت خود کمک قابل توجهی به کم توانان ذهنی می کنند معلولان نیز انسان می باشد فقط نیاز به محبت و توجه دارد که بتواند رشد کند کار کند و احساس خلاء و پوچی نکند که این در مرکز در ارائه چنین خدمتی از هیچ کمکی دریغ نکرده است ارائه خدمات در پرتو امکاناتی که در سازمان قرار دارد بوده باید این موسسه مورد توجه بیشتر در ارائه خدمات بر معلولان قرار بگیرد

 

9

 

استاد راهنما:  استاد تدین

دانشجو: حزبائی

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) -کتانباف

 



موضوعات مرتبط: گزارش نویسی

تاريخ : یکشنبه یازدهم شهریور 1386 | 10:10 | نویسنده : موسوی وکتانباف |

Ø      آگاهانه یا ناآگاهانه ،هریک از ما خدمتی را ارائه می دهد.اگر ما عادت به خدمت کردن را با قصدو نیت تقویت کنیم،خواستۀ ما برای خدمت، پیوسته قویتر می شود ونه تنها باعث خوشبختی خود ما می گردد بلکه در مقیاسی وسیع،بر دنیا تأثیر می گذارد.(ماهاتما گاندی)

Ø      اعمالی که انجام می دهیم تنها قطرهای است از اقیانوس. اما اگر انجام ندهیم ،این اقیانوس یک قطره کم خواهد داشت. مادر ترزا (قدیسه و صوفی اسپانیایی)

Ø      ما نمی توانیم تنها برای خود زندگی کنیم. هزار رشتۀ نامرئی ما را به هم متصل کرده است.در کنار آن رشته های همدردی،اعمال ما عللی هستند که عواقب آن به سوی ما باز می گردند. هرمان ملویل (داستانسرا وشاعر آمریکایی)

Ø      هیچ انسانی تنها و مستقل نیست. هر انسانی قسمتی از بشریت است.مرگ هر آدمی مرا می کاهد،زیرا من به آدمیت متصلم. جان دان (شاعرو کشیش انگلیسی)

Ø      بار ها متوجه شدهام که چقدر زندگی درونی و بیرونی من بر دسترنج دیگران بنا شده است،چه آنها که زنده اند وچه آنها که وفات یا فته اند. صادقانه باید به همان صورت که دریافت کردهام،متقابلا" از وجودم به دیگران هدیه کنم. (آلبرت انیشتن)

Ø      انسان به دنیا نمی آید تا مشکلات جهان را حل کند، بلکه برای آن متولد می شود که بفهمد ،چه باید بکند ودر محدودۀ ادار ک و توانایی هایش حرکت نماید. یوهان ولف گانگ فون گوته (شاعر و نمایشنامه نویس آلمانی ونویسندۀ فاوست.)

Ø      ما به حدی در چنگال آداب ورسوم گرفتاریم که بسختی می توانیم خود را خلاص کرده،به خویشتن رجعت نموده واحکام آن را مورد بررسی قرار دهیم.  مونتی(مقاله نویس فرانسوی)

Ø      مستقل بودن از عقاید عمومی ،اولین شرط اساسی برای نیل به اهداف بزرگ و بنیادی است؛چه در عرصۀ زندگی و چه در قلمرو علم. جی دبلیواف هگل(فیلسوف آلمانی)

Ø      ما مایلیم موفقیت خود را با میزان دستمزد یا اندازۀ خودروی خویش بسنجیم ،به جای آن که کیفیت خدمت و ارتباطمان با انسانیت را برآورد نماییم. مارتین لو تر کینگ

Ø      بنگرید که آن شمع کوچک تا کجا نورش را پراکنده می سازد .یک عمل نیک نیز در این دنیای تاریک و زشت،همین گونه پرتو افشانی می کند. (ویلیام شکسپیر)

Ø      اگر می خواهیم پیری مان تقلیدی مسخره و پوچ از زندگی گذشته مان نباشد،تنها یک راه وجود دارد و آن این که پایانی را دنبال کنیم که به زندگی ما معنی بخشد_خدمت به افراد ،گروهها،نهضتها،همکا